-منالااذنالیاذن-
گوشتاگوشپارهشده،معلومهسرشافتادهاست
پساولیسریازشهداکهجداشدهسرایناقازادهاست:
ایناولینسراستکهازتنجداشده
اینسیبسرخنیست،سراصغرمناست
بیخودنبودربابدائمزمزمهمیکرد:
گلینشکفتهازگلشنگرفتی
تمامعمرمودشمنگرفتی
الیحرملهدستتبشکنه
کبوتربچهموازمنگرفتی
-التماسدعا-
زفرطگریه،نایمزخمهمادر
دلم،چشمم،صدایمزخمهمادر
برایکندنقبرتدراینخاک
تمامپنجههایزخمهمادر
-التماسدعا-
یهطرفمادرشربابدعامیکنه،یهطرفعمهجانشزینب
یهطرفرقیهکنارگهوارهنشسته،یهطرفبابایمظلومش
گفت:
رُختازبوسهایبیگاهمیسوخت.....
بچهرودیدی،شیرخوارهرومیگنبوسشنکنید،
اگهاحیاناکسیبوسشکنه،انقدرصورتلطیفه،
جایلبودهاناینبوسهکننده،روصورتشمیمونه
رُختازبوسهایبیگاهمیسوخت
نهتنهابوسهازیکاهمیسوخت
علیلایلای،علیلایلای،لالایی
چهکردهافتابگرموقتی
رُختدرزیرنورماهمیسوخت
پریدهرنگوچسبیدهزبانت
عطشافتادهباتاولبهجانت
اکثرشیرخوارهناروکهببینیگریهمیکنند،
امااینشیرخوارهفرقمیکنهیهنگاهکرد
گفت:
مخنداینگونهشیرینمبهبابا.....
هنوزهیچاتفاقینیوفتادهعلیاصغردارهمیخنده
چراابیعبداللهمیگهنخند،لبخشکیدهشده
مخنداینگونهشیرینمبهبابا
کهخونمیریزدازچاکلبانت
-التماسدعا-
بچهرورویدستگرفتهابیعبدالله،
بهمنرحمنمیکنید،بهاینبچهرحمکنید...
ماهیروازاببیرونمیندازید،تااونموقعیکه
جونداره،خودشروهیازروزمینبلندمیکنه
بالاوپایینخودشرومیندازهدیگهجونییراش
نمیمونه
ابیعبداللهنشوندادبچهروسرروشوننمیافتاد
فرمود:
ببینیددارهتلظیمیکنه،یعنیاگهابمبهشبدید
شایدجونبده،بعضیازپیرمردهایسپاهگفتند:
حسینراستمیگهماکهبابچهجنگنداریم
بچهروبگیریدسیرابکنید
ابنسعدملعوندیدوضعسپاهدارهبهممیریزه
یهنگاهبهحرملهکرد،امتحانشروپسداده
اوچشمابلفضلروهمنشونهگرفتهبود
گفت:چراجوابشرونمیدی؟
حرملهگفت:بابارونشونهبگیرمیابچهرو؟
گفت:مگهسفیدیزیرگلویبچهرونمیبینی؟
هنوزحرفهایحسینتمامنشدهبود
یهوقتدیدعلیدارهبالبالمیزنه
حالادیگهحرفاقاعوضشد،تاحالاداشت
باعلیحرفمیزد
حرفعوضشدگفت:
برایممرثیهمیخواندیایتیر
بهدستمکودکمخواباندیایتیر
تمامتارهایصورتشرا
بههمپیچاندیوسوزاندیایتیر
گفت:
گلویتسرخوزبروبمندارد
چنانزخمیزدهمرهمندارد
بمیریحرملهباچشمدیدم
کهتیرتوزنیرهکمندارد
-التماسدعا-
زداغتتیرهمگریانشدهایوای
نفسدرسینهاتسوزانشدهایوای
خداراشکردستمزیرسربود
سرتازپوستاویزانشدهایوای
زچشمترفتکمکمسوبمیرم
چکدخونازسرگیسوبمیرم
خدارحمیکندمادرنبیند
سرتیکسو،تنتیکسوبمیرم
پدرباکودکیپرپرنشسته
بهرویخاکهامادرنشسته
رباباینرافقطتکرارمیکرد
سهشعبهداردوتاپرنشسته
یهمنظرهایمادردیدهمیگفت:
عطشگردپروبالتومیگشت
غریبیپایاقبالتومیگشت
بهپشتخیمههاایوایدیدم
کسیبانیزهدنبالتومیگشت
اخرشبربابکنارگهوارهیخالیمیگفت:
چگونهخاکبریزمبهرویزیبایت
کهتوبخندیومنهمکنمتماشایت
مزارکوچکتوپرشدهاستازخونت
بخوابماهیمندرمیاندریایت
مراببخشعزیزمکهجایقطرهاب
بهیکسهشعبهبراوردهامتقاضایت
چگونهجسمتوپنهانکنمکهمیدانم
بهوقتغارتمانمیکنندپیدایت
کمیبخوابدراینخاکتاکمیوقتاست
کهبعدازاینشوداغوشنیزههاجایت
بیاربابکهاینشتیداخرینباراست
کهخوابمیرودبانوایلالایت
اگرنشدکهشودسایهیسرتامروز
بهروینیزهشودسایهسارفردایت
حسین.........❤️🔥
-التماسدعا-