هدایت شده از مَهدیآ ؛
از من جدا مشو که توام نور دیدهای
آرام جان و مونس قلب رمیدهای ..
از دختری که خندون بود و هیچوقت چهرشو بدون خنده نمیدیدن
تبدیل شدم به دختری که خندههاش مرده و دیگه خوشحال نیست(((:
وقتی ناراحتم
برای هیچکس مهم نیست
وقتی نیاز دارم حرف بزنم تا آروم بشم
برای هیچکس مهم نیست
...
هدایت شده از مَهدیآ ؛
- زندگی با دونستنِ اینکه اون رو از مرگ ، قرض گرفتیم قشنگ تره ، حتی نور توی تاریکی ارزش بیشتری داره !
‹ واگویههایناتمامِمن | جلدِ بیستُهفتم ، صفحۀ ۶۵ : ) ›