eitaa logo
" دل ــنامه "
49 دنبال‌کننده
263 عکس
70 ویدیو
11 فایل
سلام🌱 دل ـنامه رو ساختم، تا مهمون اکتشافات روحمون بشیم که به این منِ مبتلا به جبر یاداوری کنم که یه روز قراره اسم کتابت بشه، که تو مقدمش بخونید: "خدا رفیقِ دلایِ هِلهِل شده هم هست..."
مشاهده در ایتا
دانلود
خوش به حال آسمان... طبیعتا آنجا فقر اندیشمند، در وضعیت بحرانی نیست. ایا آسمانی ها،از دل نامه های شهروندان نظام توحیدی در زمین، اشکی ریخته اند؟ طبیعتا در سقف های آن، کتابخانه های بیشماری از دل نامه های شفاهی علوم وجود دارد.
" دل ــنامه "
بچه ها اصلا عین معجزه بود.. اونقدری تعجب کردم که نتونستم هیچی بگم.. رفقا، همه میدونن که، هوش لحظ
آدمی وقتی با واقعیت های زندگی مواجه میشود، حال لحظه اش را خوب نمی فهمد. سیگنال ها همچنان می تاختند.. همه چیز از پیش بینی ذهنم خارج شد.. باورم هنگ کرده بود. و وقتی دیدم مدیر خوبی برای کنترل ان اتش زیر خاکستر نیستم، فرار کردم، اشک ریختم و کز کردم در گوشه ای از سالن مطالعه... دلم میخواست خودم را از پنجره توی استخر و اب نمای بیرون بیندازم. نه به خاطر خلاص شدن از خودم، نه... به خاطر خلاصی از احساس گرما و خفگی آنی.. به خاطر خنک شدن و سبک شدن... یک لحظه از تصور این که چگونه با چادر در اب شنا کنم، و فکر به چهره ی نزار و ماتم زده ام، زدم زیر خنده... من انروز واقعیت تلخی را حس کردم... واقعیتی که مجابم میکرد، اول باید به دنبال تمام آنچه در سال تولدم به وقوع پیوسته است، بگردم.. مجابم میکرد باید همراه این جبر عاشقانه حرکت کنم... شب بود. قلم برداشتم و نوشتم...
یک جلد کتاب تعلق و تفکر و یک کتاب نخوانده ی روانشناسی هیلگارد برای کنکور ارشد روی مانیتور خاک گرفته ی اتاقم، با شمع هایی که روی میز روشن کرده بودم، رفیق شده بودند، از کجا فهمیدم؟ از کند پلک زدن اتش روی نخ ان شمع ها و انعکاس مات نور از روی جلد کتابها...
من باید فکر میکردم...
خب.. درس امروز توجه به جزئیات، بیان حالات، ماجراجویی درتوصیف جزئیات، بود
اگه به جزئیات بها بدین. اگه بهشون جان و هویت بدید. اگه ماجراشون رو حدس بزنید و در ایده پردازی شریکشون کنید. به ترسیم بهتر فضای روایت اصلی کمک کردید. درک مخاطب از زمان. مکان. المان های اطراف شما، در جریان روایت بیشتر میشه. به عبارتی ما بااستفاده از کلمات، تصاویر به واقعی از روایت مدنظر رو ، منعکس کردیم. بدون فیلم ـبدون عکس. بدون صوت.. همه بتونن تصویر ذهنی بگیرن که چی شد و چطور بود و چگونه گذشت..
دیدید بعضی وقتا ده خط میخونید اما حس میکنید همزمان باخوندنش انگار دارین دومینو وار هم فیلم و تصویر میبینین، هم صدایی در ذهنتون رد میشه؟ یا اصلا حس میکنید خودتونید و همذات پنداری با روایت؟! این یکی از هنر ها و قابلیت های دنیای قلم و کلمات هست.
" دل ــنامه "
خب.. درس امروز توجه به جزئیات، بیان حالات، ماجراجویی درتوصیف جزئیات، بود
میدونید مثل چیه زوایای دید از ابعاد مختلف.. انگار بیست تا دوربین مخفی زبان گشودن، بطور مکمل دارن اون قسمت رو تشریح میکنن.
بهترین روایت هایی که تابه حال در کتب مختلف خوندید، توانایی به حرف گرفتن اون دوربین مخفی هارو به واسطه ی زنجیر کلمات، داشتند
غریب 💔