آبجی ماهِ اصفهونی کانال ما🌻 ، این تصاویر رو از گلزار شهدای اصفهان ارسال کردن و گفتن که به یادمون هستن. وقتی هم که انشاالله در اینده حضور میرسن ،هم بیادمونن💔🌱
خیلی دمشون گرم
خیلی خوش به حالشون
خیلی خوشبخیتیم بابت بودن چنین دوستانی مگه نه؟
می بینید...
اتمسفر گلستان شهدای اصفهان ،
آن خصلت و شوق خالص نهفته در روح این فضا ،
از تصویر و فیلم هم ساطع می شود.
شاید دلنامه باید شمارا به گلستان شهدای اصفهان می برد ...
شاید دلنامه ،دلنامه نمیشد اگه به گلستان شهدای اصفهان سر نمیزد...
" دل ــنامه "
آبجی ماهِ اصفهونی کانال ما🌻 ، این تصاویر رو از گلزار شهدای اصفهان ارسال کردن و گفتن که به یادمون ه
خانم عظیمی
اگه مقدوره
در روزهای آتی که رفتید
یه زیارت عاشورا از طرف
گردان ۹۰ نفره ی دل نامه بخونید :) 🌱
📚شرحیات :
🔹حس می کنم ، ترمزم بریده است.
بساط میانگرایی ِ بیچاره را زیر گرفته و آن را بهم زده ام .
🔹وبا این سرعت غیرقابل کنترل ،درحال کوچ از برونگرایی به درونگرایی هستم...
🔹️خدا خدا می کنم که در این مسیرهچل هفت، غروری رد نشود ،چون ممکن است ناخواسته با این سرعت غیرقابل کنترل ، بلایی بر سرش بیاورم .
🔹فرمان هم گاهی لج می کند و از آنجایی که ، خدا میداند عجب یک دنده ی حساسی هستم ، همیشه مرام میگذارد پای بزرگ شدنم.تا به دره های اطراف چپ نکنم .
🔹گاهی نمیتوانم بفهمم که چرا این همه و عجیب هوایم را دارد .و چرا این همه نمیفهمم.
🔹️ عمق نگاه عزیزان از دست داده ام،هم می گفت ؛چیزهایی هست که نمی دانم .
🔹️چقدر بیچاره ام که نمیدانم،
چقدر بیخیالم که پیگیر نیستم.
یعنی ادم امنی نیستم که باید بداند؟
یعنی درحدی نیستم که درک کنم؟
یعنی قد و قواره ام به دانستن نمی خورد؟
یعنی درکل نمیفهمم که اساسا گفتنش بخواهد فایده ای داشته باشد؟
🔹ای بابا، مگر این ۶۳ کیلومتر لعنتی تمام می شود ...
🔹تا به حال شده ،که وجودِ شیفته ی هیجانتان و وجودِ طالبِ جمع طلبتان ،به یک باره با یک پیشروی ِ درونیِ ترسناک و لجباز مواجه شود؟
🔹جوری که دیگر با هیچ هیجانی ، دلتان نلرزد؟
🔹جوری که درمیان جمع باشید و ،واقعا در جمع نباشید؟
جوری که با شعفی عجیب ،راغب باشید که به خود مراجعه کنید؟
🔹️تا به حال شده ،یک رونده ی بدخیم نامعلوم ،شبیه یک پتوس سمی خوش رنگ ، از جنوب شرقی دلتان، به قرنیه ی چشم هایتان نفوذ کند .پدافندها خواب بمانند و رادارها را پیچانده باشد ؟ و به نیابت از جنوب شرقی دلتان ، بگوید که همگی بروید کنار ، زین پس، این وجود منسجم ،از من دستور میگیرد.
🔹تا به حال شده که ته مانده های برونگرایی ، التماستان کنند؟
و تکه های بازمانده ی آن ،یقه اتان را سفت بچسبند و بگویند ،چرا نمی بینی ام؟
این منم !.
🔹راستش ،همین دیروز به پایم افتادند ..
🔹و این من ،
نه اینکه سنگدل باشد ،
کلا نمیفهد حال خودش را.
🔹چرا دنیای بیرون و اجتماعات شما قشنگ نیست؟
چرا فراری ام داده اید؟
چرا روزگار اجتماعات شما، اشتیاقم را زیر پا له کرده است ؟
🔹من میخواهم به درون خودم کوچ کنم .
🔹سالها قبل ،متوجه شدم که شهری در جنوب شرقی دلم بنا شده است که هیچ تاریخچه ای از آن به یاد نمی آورم.
🔹️و ازشهری که در دلم بناشده،کوچکترین و دور افتاده ترین خانه اش هم سهم من نیست .و مستاجر کوچکترین و دور افتاده ترین خانه ی این شهرم.
🔹️ در اتاقکی رو به آسمان و مشرف به دهلیز چپ قلب ..
🔹 اجاره اش ساعتیست .
ساعتی ،یک عالمه فکر، اجاره می دهم.
🔹️ آری ...من به آن جا کوچ کرده ام .
🔹️کنج ان اتاقک
دیگر از تصویر زانو هایم متنفر است .
از بس که آنهارا در آغوشم دیده است .
🔹و آسمانش از چشم هایم ،
از بس که تصویر لرزان ماه و ستاره را از آن دیده است ...
هدایت شده از فلق
و خدا گفت:
شب را آفریدم، تا از بیقراری هایت برایم بگویی...
#نماز_شب_بخونیم؟ 🙃
" دل ــنامه "
می بینید... اتمسفر گلستان شهدای اصفهان ، آن خصلت و شوق خالص نهفته در روح این فضا ، از تصویر و فیل
دیدم خیلی بی معرفتی است که از شهدای دفاع مقدس یادکنیم ولی شهدای مدافع حرم خیر
و از شهدای مدافع حرم اصفهان کمی لینک مطالعه کردم.
به جز شهید حججی و ...
اولین بار بود چنین اسامی ای میشنیدم...
خدای من چه روایت های کمتر شنیده شده و جالبی..
در میان روایت ها ، یادم امد
اقای نریمانی یک صوتی برای اولین شهدای مدافع حرم آن سالها سروده بود.
و وصیت انان را منتقل کرده بود.
حقیقتا
شهدا استاد حرف های معرفتی بودند.
ای کاش در زمان حیاتشان دو واحد عمومی دانشگاه تدریس می کردند.