eitaa logo
" دل ــنامه "
49 دنبال‌کننده
263 عکس
70 ویدیو
11 فایل
سلام🌱 دل ـنامه رو ساختم، تا مهمون اکتشافات روحمون بشیم که به این منِ مبتلا به جبر یاداوری کنم که یه روز قراره اسم کتابت بشه، که تو مقدمش بخونید: "خدا رفیقِ دلایِ هِلهِل شده هم هست..."
مشاهده در ایتا
دانلود
Haj Meysam MotieeShab10Moharram1398[06].mp3
زمان: حجم: 8M
_شب خداحافظیه💔 الهی که، فردا نشه بابام ازم، جدا نشه پنهونی گریه هاتو دیدم دلم پر از هول و ولا شد بابایی آخه نمیشه از تو حتی یه نفس جدا شد بابایی تشنیگیاتو، یادم میاد تشنگیامو، یادم میره می دونی دخترت فقط تو رو می خواد نباشی می‌میره «خوابم نمیره، باباجونم شب خداحافظیه خوب می دونم» بازم منو، پیشت بشون به من بگو، شیرین زبون همه دعا می‌خونن امشب منم دعام اینه جلو چشام باشی حتی اگه فردا بشه غوغا بشه بازم باهام باشی فکر چی هستی؟ که حیرونی چرا با دستات، خار می چینی دور و بر خیمه چرا پریشونی چی داری می بینی؟ «خوابم نمیره، باباجونم شب خداحافظیه خوب می دونم» توو خیمه ها، قیامته صحبت سر، شهادته تو مهربونی مث قرآن فدای تو فدای آیه هات بشم منم مث خواهربرادرام می خوام یه روز فدات بشم می خوام که بیشتر، ببینمت بیا و قصه، بخون واسم یه حسی میگه فردا طوری میشی که تورو نمی‌شناسم «خوابم نمیره، باباجونم شب خداحافظیه خوب می دونم» شاعر: میلاد عرفان پور نغمه پرداز: اکبر شیخی
ایرانِ امام حسینی🇮🇷🖤
Mahdi RasuliMahdi Rasuli - Ma Bara Emam Hossein Kari Nakardim - 128 - mahanmusic.net.mp3
زمان: حجم: 12.2M
مابرا امام حسین کاری نکردیم دلمون خوشه به این دو قطره ی اشک... حالمون خرابه و داریم میمیریم.. 😔💔
Mahdi RasuliMahdi Rasuli - Gharar In Bud Ta Fath Baradar Ra - 128 - mahanmusic.net.mp3
زمان: حجم: 3.4M
قرار این بود تا فتح برادر را کند کامل بیان عشق و شرح غم بماند بعد دروقتش اسارت رفت فرزند خلیل الله، نه هرگز بُتی در شام باقی بود، زینب رفت سروقتش 🖤
برابری با عدالت فرق داره آقا جان فرق داره
جز غم.. که هزار آفرین بر غم بادـ
حقیقتاخیلی عجیب بود دیشب خواب دیدم. تو خوابم شهید مهدی باکری رو دیدم. دیدم بین یه عالمه کتاب، که انگار یه قفسه ی پرتعداد از کتاب قران هم هست در یک جایی، یه کتابی که نمیدونم چیه رو برمیدارم، جلدش یه جوری بود که نخ متصل کننده ی جلد داشت وا می رفت. بعد نمیدونم چطور میرسه دست شهید باکری که چندین قدم اون طرف تر ایستادن و شهید انگار در جلد و کاغذ اولش یه چیزایی می نویسه یا انگار داره میخونه،دقیق متوجه نشدم و یادم نمیاد چی.. با همین تصویرِ انگار نوشتن شهید باکری، یهو از خواب بیدار شدم..
آه از این بیست و پنج سال خاطره