#داستانک_کرونایی
#انشا #دانش_آموز
ازنظر من روزهای خوب آن موقع هایی بودند که کرونا نبود یعنی سه شنبه شب هایی که تند تند مشق هایم را مینوشتم و یک عالمه لباس می انداختم توی کوله ی مدرسه ام تا به محض شنیدن زنگ اخرِ فردای آن روز با دوچرخه ی قراضه ی همکلاسی ام علی قنبری که همسایه ی دیوار به دیوار مامان بزرگ بود تخته گاز برویم سمت خانه ی مامان بزرگ و عصر همان روزبا بچه محل ها ، کنار شاه توت قدیمی مغازه ی هاشم اقا قصاب ، گل کوچیک بازی کنیم.
مامانبزرگ همیشه میگفت ، ادمیزاد باید دلخوشی داشته باشد. دلخوشی ها هرچه که باشند حتی کوچولو، باعث میشوند آن آدم شوق زندگی بگیرد.
مثلا خود تو ننه جان ، یک دلخوشی ات به چهارشنبه هاست که بیایی پیش من بمانی تا فرداش که بچه های خاله محبوب می آیند .بگذریم که چه گندی به سرو روی خانه و زندگی ام میزنید ولی اگر این دلخوشیِ آمدن شمارا هم نداشتم چیکار میکردم ننه ؟
بچه ها؛
امروز که این انشایم را به گروه میفرستم یک جور دیگر شده ام ، اصلا این انشانوشتن برایم مزه ای ندارد .من دلم برای آن روزهای نه چندان دور گذشته تنگ شده چون مدرسه ام عوض شده و توی گوشی مامان میبینمش ،زنگ اخر ِچهارشنبه ها دیگر به من کیف نمیدهد چون کرونا مامانبزرگ را از من گرفته ،
مامان ،خاله محبوب و دایی مجید ، به خاطر پاس شدن چک های برگشتی دایی مجید که کارو کاسبی اش توی بازار است، خانه ی مامانبزرگ را فروختند وحالا آنجا خانواده ی دیگری زندگی میکند.
بابای علی قنبری هم دوچرخه اش را فروخته و برایش مدل بهتری خریده که دیروز از علی شنیدم وقتی چند دقیقه توی کوچه پارک کرده بود ،دزد زنجیرش راشکسته و برده.
من میخواهم وقتی که بزرگ شدم یک جوری کرونا را نابود کنم که دلخوشی هیچ کسی را از بین نبرد..
نه درسمان را بیاورد توی گوشی ها
نه جان مامان بزرگ را بگیرد
نه چک های دایی مجید برگشت بخورد
نه علی قنبری بی دوچرخه بماند...
بچه هاااا...
میدونم خیلیا ازاین فیلم کره ای هایی که صداسیما پخش میکنه بدتون میاد:))
ولی من تقریبا همشونو دیدم و اگه الانم پخش کنه میبینم:)
یعنی غالبا اگه اسماشونو بیارین تقریبا فیلمنامه هاشونو یادمه:)
درسته بعضیاشون فیلم نامه هاشون چرت و پرته ولی همشون "تقریبا" نه بنظرم:) انتها مینویسم چرا
خب از سکانس مشترک این فیلما، همین ها بس که میدونیم وقتی یه خدمتکار اشتباه میکنه دیالوگش اینه که" لطفا منو بکشید عالیجناب":)))
یا عالیجناب ویا ملکه و دارودستش و یا یکی از اعضای دربار وقتی سر یه نقشه ای تمرکزشون بهم میریزه، به یه بخت برگشته ی مقصر یا بی تقصیر ، میگن "ساکت شو چطور جرئت میکنی":))))
اکت حرص خوردنشون بابت اینکه نقشه ی توطئشون نگرفت یا لو رفتن یا یکی خبر بدمیاره 😅🫢 لذت بخشه
یا تبعید شدن به جزیره ی جیجو😊🫢
🔹 نمیدونم جریان تاریخی _فرهنگیشون دقیقا چه مدلیه و جریان نخبگانی نقد و نظرات سینماییشون تو کشور خودشون دقیقا چه مدلیه..
یکی دوتا نظر ترجمه شده خوندم منتهی به دلیل عدم اطلاع از اصالت فکری منبع، صرف نظر کردم چون فاز ملاک های نگارنده ی اون تحلیل رو نفهمیدم..
🔰خلاصه چیزی که میخوام بگم اینه که نمیدونم کج سلیقگی دارن یا خواستن بدون اغراق فیلمنامه بنویسن و یااونجا دست زیاد شده... ولی اتفاقا صنعت فیلم اونا داره #هویت تاریخی فرهنگیشونو به نحوی جهانی منعکس یا بیان میکنه، و اونها این رو رفته رفته حتی شده با فیلم نامه ی افسانه ای ارتقا دادن...
🔰مدل پوشش تاریخی. معماری ساختمون قصر سلطنتی و حتی طیف رنگ به کاربرده شده تو معماری دربارسلطنتیشون که درطیف قرمز هست و تصویر جریان رایج در دربارسلطنتی تاریخ گذشتشون رو خوب تونستند در حافظه ها تثبیت کنند...
🔰و متاسفانه باهمون تم دست به تولیدات غیر اخلاقی هم زدند.
🔰در ستایش طبقه ی محروم اون جوامع و #خودباوری طبقه ی محروم
برای موفقیت و درخشش استعدادشون ونقش قهرمان اون طبقه در تغییرات اجتماعی و سیاسی،هم منظورشونو خوب بالا اوردن...
وخب غالبا یه سری فرم مشابه نقش افرینی برای اون قهرمانه تعریف کردن...
🔰در جریان فیلم با برخی علوم و ایین کهن اونها اشنا میشید...
برای مثال:
• تاثیرات غذا به خلق و تاثیر غذا درسبک زندگی، روش هایی از طب سنتی، درمان های قدیمی و خواص بدیهی مواد و گیاهان در سریال یانگوم در جریان کشف، اشپزی و طبابتش که به مخاطب میرسونه و همراهش میشه:)
•کشف نظامی ابزار منفجره در سریال جومونگ :)
تکرار اثار محتوایی فلاسفه و اندیشمندانشون در جریان برخی دیالوگ ها
بیان فلسفه ی برخی رسوم فرهنگیشون
مثل پوشیدن فلان لباس درفلان مراسم، عبادت ها و ..
ازبین همه ی اون سریالا و شخصیتا
یانگوم بابت شم پژوهیش🌱 ♥💪
واینکه دنبال کشفیات بود و یهو به فکرش میزد بره تا کوه و دشت و صحرا و دریا و گیت نگهبانای قصرو بپیچونه:)
و میرفت بالاخره یه #راه_حلی🌱 پیدا میکرد می اورد قضیه رو حل میکرد رو دوست داشتم✌
لذا لطفا پر رو باشید در فهمیدن و
به این درو اون در بزنید تا کشف کنین💪🔎
" دل ــنامه "
ازبین همه ی اون سریالا و شخصیتا یانگوم بابت شم پژوهیش🌱 ♥💪 واینکه دنبال کشفیات بود و یهو به فکرش
همه ی اون مطالب بالا رو گفتیم که بگیم
بله حالا که یه روز مونده تا بهار 1402 و شروع یه سال جدید🌱
اصلا اصلا اصلا
عین این ادمای منزوی، خنثی، بی دغدغه، بیخیال، فرتوت و افسرده و اواره و اسباب جم کرده ی اتوکشیده ی ِمنتظر برا کوچ نباشین 😒😐
و انشاالله #نه_به_مصرف_کننده_بودن🤺
Mohammad Ali Pourfarokhi & Ali BelbasiMohammad Ali Pourfarokhi & Ali Belbasi - Emrooz Rooze Mane.mp3
زمان:
حجم:
10M
آلارم پیشنهادی، برای بیدارشدن در سال جدید،
برای وقتایی که به زیست پاندایی و تنظیمات ساکنین قطب مبتلا میشید. 😒
#پاشو💪
#فولدر_هیفده🌱
Mohammad Hossein HaddadianMohammad Hossein Haddadian - Haram Roghayeh.mp3
زمان:
حجم:
9.5M
از اون روضه ها که با تک تک کلماتش میمیری...
سلام خانوم
ایتها الصدیقه الشهیده...
ای نوه ی مادر قد خمیده
گنبدتم مثل موهات سفیده..
#فولدر_هیفده🌱
" دل ــنامه "
از اون روضه ها که با تک تک کلماتش میمیری... سلام خانوم ایتها الصدیقه الشهیده... ای نوه ی مادر قد
اقای پاشازاده شاعر این اثر، احتمالا تو روضه های سه ساله ی کربلا خیلی مُردن خیلی...
هرکجا هستند سلامت باشند انشالله
" دل ــنامه "
از اون روضه ها که با تک تک کلماتش میمیری... سلام خانوم ایتها الصدیقه الشهیده... ای نوه ی مادر قد
به ماه آسمون میگفت شمع شب تار منی..
" دل ــنامه "
من از تاریکی شب های این ویرانه میترسم...
چون ما سالمونو بااین خانوم سه ساله شروع کردیم🌱
ما را نمی توان یافت
بیرون از این دو عبرت
یا ناقص الکمالیم
یا کامل القصوریم
# بیدل_دهلوی
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• کاشکی ادم میتونست تو کوچه پس کوچه های ذهن شلوغ و نامرتبش، مثلا یه جایی مثل جنوب شرقیش ،از گنجه ی یکی از خونه ها، پتو و بالش قرض بگیره و همونجا برای چندساعت بدون هیچ غمی،فقط بخوابه...
• بعد که بیدار شد ببینه،همه ی کوچه های ذهنش مرتب شده و همه چی حله.
میدید که همه جااز شمال تا جنوب،شرق تا غرب، ریسه بستن و صدا خنده های ساکنین ذهنش به گوش میرسه...
• و تازه، دست خدا، لطف کرده سرکوچه یه ایستگاه صلواتی باچایی تازه و صبحانه براش اماده کرده...
واز سر چهار راهِ حوزه های مورد مطالعاتیش بوی اسپند میاد...
و هواشناسیِ منطقه ی 14یِ ذهنش که اونقدر بروز و پر مخاطبه، اعلام کرده باشه که؛ امروز کل کوچه ها مهمون قطره های آروم ِ بارون میشن...
وتیتر یک روزنامه ی پرفروش "فولدرهیفده " این باشه که؛ امروز حال نویسنده ی رمان دلنامه خیلی خوبه، شماچطور؟
#هواشناسی_منطقه_چهارده🌱💙
#امروز_چطورید؟