.
این ساعات همه سوره فتح بخونیم
هرچندتا آیه که توان دارید بخونید از سوره فتح 👇
http://Tarbiapp.com/khatmfath
تا الان بالای 100هزار سوره فتح خونده شده
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
_________🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
__________🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
حکم آن است که تو گویی....
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
_________🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
__________🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
سرانجام ۴٠روز گذشت💔
مارا به سخت جانی خود این گمان نبود.....
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب .pdf
حجم:
185.8K
📝 پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم
📲 @rahbar_enghelab_ir
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
📝 پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت قائ
طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچ وجه از حقوق حقّه خود دست نمی کشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را به طور یکپارچه در نظر داریم.
گردشهای ما خلاصه میشد در هر جایی که درختی برای سبز بودن قد کشیده بود و جویباری برای بخشیدن صدای گرم و آرامبخشِ گذر آب.
اصلاً مگر مهم بود کجا باشیم؟!
دستهایمان که در هم تنیده میشد، برای رفع هر تکلفی کافی بود.
🌱ساعتی کنار جوی آب، بعد زیارت شهدای گمنام اطراف شهر، و پایانش نیز نمازی در آبیترین نقطهی زمین(آستان مقدس شاهرضا) .🌱
بهراستی، خوشبختی مگر چیزی فراتر از این لحظهها بود؟
حالا شاید از همان بالا، بالاها، ما را نگاه میکنی؛
به اشکهایمان،
به سردی دنیا،
به درختهایی که دیگر سبز نیستند،
به صدای آبی که دیگر مهرآفرین نیست،
و به تمام اتفاقاتی که هزاران بار به من فهماندند دنیا دروغی شگفتانگیز است؛
و دل بستن به هر جزئی از آن یعنی حسرتی بیپایان برای روح…
#روایت_هایی_از_سالی_که_گذشت
(پینوشت: عکس متعلق به ٢١فزوردین ١۴٠۴میباشد)
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
_________🇮🇷🌱🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
__________🇮🇷🌱🇮🇷_________
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
گردشهای ما خلاصه میشد در هر جایی که درختی برای سبز بودن قد کشیده بود و جویباری برای بخشیدن صدای گر
🌱«مَا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ»🌱
«آنچه به شما داده شده است، وسیلهی بهرهگیری (موقّت) در زندگی دنیا و زینت آن است؛ و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است. آیا تعقّل نمیکنید؟»
@deltir
آره دیگه اینجوریاست! 😎
#در_صحنه_ایم
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
#حکایت_های_پرچم
قسمت اول:وقتی پارچه، پرچم میشود
و شاید یکی از جلوههای کمالِ آن تکهپارچه این باشد که...
در میان طاقههای رنگارنگِ حریر و کشمیر و ترمه و دیگر پارچههای پرزرقوبرق، شاید همان طاقههای ارزان و سفید، که کسی برای دوخت لباسهای جورواجور سراغشان نمیرود، در کنج دل حسرتِ دستیابی به کمالی والا را بکشند؛
طاقههایی که گوشهٔ دکان یا انبارِ پارچه، نگاهشان به در خشک شده، و منتظر خریدار واقعیاند؛
نه دلشان با لباسهای شاد و بیهدف خوش است، نه برای هیاهوی کوچه و بازار آفریده شده.
در اعماق وجودش، آرزویی دارد که از سنجاقشدن بر اندام بعضی آدمها بزرگتر است. آنها در دل، آرزویی بزرگتر را میپرورانند.
سرانجام اما، خریدار حقیقی پیدا میشود؛
او میداند این پارچه را برای چه مقصدی میبرد و حالا دلِ پارچه قنج میرود از شوق رسیدن به اوجِ وصال.
پس از تحمل سختیهای مسیر، کار به پایان میرسد.
اکنون آن پارچه مزین شده به نخستین، آخرین و پرشکوهترین نام عالم:
«الله»
حالا رنگ گرفته؛ اما رنگهایی که تقدسشان ورای هر تصوریست.
و با این آراستگی، و با مُهرِ جلالِ نامِ حضرتِ دوست، تبدیل شده به شیئی هزاربار گرانبهاتر از الماس.
حالا او دیگر یک پارچه عادی نیست
اکنون او پرچم ایران است.
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
_________🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
__________🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
خداروشکر میکنم که مذهبم جعفریه
صَلّ الله عَلَیک یا اَباعَبدالله یا جَعفَر بن محمدٍ صادق(ع)
@deltir
۳۰۰ روز است که رفتهای
۳۰۰ روز گذشته.
باور میکنی؟
از همان رفتنِ بیخداحافظی و با عجله،
از همان عصر جمعه…
با تمام سختیهایش، پیرمردِ فرتوتِ زمان بیمحابا چرخ و فلکش را میچرخاند.
در نهایتِ محبوب نبودنش، اما خورشیدِ زندگیمان هنوز روشن است؛
ولی نه به لطافتِ صبحگاهان، که به تندی و تیزیِ هنگامهی غروب.
میتابد، اما با هر تشعشعش مرا تا مرز نابینایی میبَرَد؛
تند و تیز، عین سیلیهای دنیا.
قرار بود خیلی زودتر از این حرفها بیایی؛
برای شام، و شاید نهارِ شنبه.
اما رفتی…
و حالا ۳۰۰ روز گذشته.
به ظاهر نزدیکِ یک سال،
اما نه…
من مطمئنم به اندازهی قرنها،
کمرم خم شده،
دلم سوخته،
واشکم درآمده.
۳۰۰ روز است که رفتهای…
من، علیرضا، خانه، و تمامِ دنیایمان دلتنگیم؛
برای یکبارِ دیگر دیدنت،
برای پناه بودنت.
دلتنگیم… برای تو.
۳۰۰ روز است که رفتهای؛
طوفانی هولناک آمد و شمعِ زندگیمان را خاموش ساخت.
من از آرامش روزهای بودنت فقط خاطره دارم…
تو چطور؟
تو به خاطر داری؟
آن روزها چگونه بود؟
تو که رفتی، دنیا بهکُل از نگاهم رنگ باخت.
۳۰۰ روز است که رفتهای و من هنوز بیاختیار چشم میگردانم؛
مثل بچهای که مادرش را در شلوغی گم کرده،
دنبالت میگردم و پیدایت نمیکنم.
۳۰۰ روز است که فکر میکنم از این خواب بیدار خواهم شد،
اما این کابوس ادامه مییابد.
۳۰۰ روز است… رفتهای
#روز ٣٠٠
#دلی
#روایت_هایی_از_سالی_که_گذشت
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
_____🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
______🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________