دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز سی و هشتم چله ✅🤍 💠 سَلامٌ عَلیٰ آلِیاسیٖن...✋🏼 چلهای اثرگذار برای رقم زدن تحولات مثبت در می
روز سی و نهم چله ✅🤍
💠 سَلامٌ عَلیٰ آلِیاسیٖن...✋🏼
چلهای اثرگذار برای رقم زدن تحولات مثبت در میدان
برای
1⃣ تعجیل در فرج امامزمان عجلالله
2⃣ سلامتی و طول عمر رهبر عزیز
3⃣ و پیروزی جبههی مقاومت
♦️چهل روز همه با هم، زیارت شریف «آلیاسین» را میخوانیم
📌از اول ذیقعده (۳۰فروردین) تا دهم ذیحجه
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
____🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
_🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز سی و نهم چله ✅🤍 💠 سَلامٌ عَلیٰ آلِیاسیٖن...✋🏼 چلهای اثرگذار برای رقم زدن تحولات مثبت در مید
به علت 29 روزه شدن ماه ذی القعده چله ما فردا تمام میشود🌱
التماس دعا 🌹
و شهادت فخر فرزندان علی بن ابی طالب است، به دنیا میآیند تا شهید شوند!
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
_____🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
______🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
ناشناس های شما با جواب کوتاه🌱🙏🏻
#ناشناس
#پیام_شما
#سیره_شهید
1.سلام
این دست نوشته های شهید تو یه دفتر خاصی نوشته شده یا جاهای مختلف
ماشاا...شهید اهل نوشتن و اهل قلم بودند🌹
:👌🥺بله بیشترش داخل یه دفتر خاص هست
_______________
2.چند سالتون بود با شهید ازدواج کردید؟
:17سال🌱
_______________
2.خودشون حرفی نمیزدن درمورد شهید شدنشون؟ بلد باشن؟
: با بنده معمولا خیر، در حد شوخی بود ولی جدی نه🥲
_______________
4.ایشون با شهید صدری دوست بودند ؟
:باهم آشنا بودند 🤝
_______________
5.چه خوراکی و غذایی را خیلی دوست داشتند ؟
:پیتزا 🍕😂
_______________
6.سلام ببخشید گوشی شهید از بین رفته میشه آیدیشون را لطف کنید.
:گوشی شون از بین نرفته🥺🙏
_______________
7.علیرضا بهانه باباشو نمیگیره؟
: گاهی اوقات بله💔
_______________
8.از نظر مالی چطور بودند؟وضع مالی شون
: خیلی معمولی🙏🏻
_______________
9.سلام خداقوت شهید از قبل به شهادت فکر میکردند؟
:مسلما بله✅
_______________
10.از زمانی ک شهید شدن تا بحال به خواب شما اومدن؟
:بله🙂❤️🩹
_______________
11.میشه متن وصیت نامه ی شهید عزیزمون رو بزارین گروه؟ممنون میشم 🙏🏻🌹
: ایشون وصیت نامه نداشتند! ❌
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
_____🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
______🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز سی و نهم چله ✅🤍 💠 سَلامٌ عَلیٰ آلِیاسیٖن...✋🏼 چلهای اثرگذار برای رقم زدن تحولات مثبت در مید
روز چهلم چله ✅🤍
💠 سَلامٌ عَلیٰ آلِیاسیٖن...✋🏼
چلهای اثرگذار برای رقم زدن تحولات مثبت در میدان
برای
1⃣ تعجیل در فرج امامزمان عجلالله
2⃣ سلامتی و طول عمر رهبر عزیز
3⃣ و پیروزی جبههی مقاومت
♦️چهل روز همه با هم، زیارت شریف «آلیاسین» را میخوانیم
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
____🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
_🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
شهید محمد ثقفی درکنار مزار شهیدان علی وردی و زبرجدی🥲❤️🩹
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
سکانس ۱: مشورت
طبق معمول زندگی مشترکمان، قبل از انجام کاری حتماً مشورت میکردیم. تو به این رسم وفادار بودی. آمدی پیش من، کنارم روی مبل نشستی، دستت را گذاشتی روی دستم و گفتی که دوست داری برای مراسم رحلت امام به تهران بروی. نگاهت کردم و در چشمانت آن شوق آشنا را دیدم. همان شوقی که همیشه تحسینش میکردم.
سکانس ۲: تماسها
رفتی و یک روز تمام با وجود این که گوشی موبایلت خراب بود ، حدود بیست بار تلفنمان به تماس هم گرم شد. بیست بار صدای تو از پشت خط، بیست بار نفس کشیدن در فاصله بین تهران و خانه. از رسیدن گفتی، از مرقد امام گفتی، و از جمعیت و... انگار قرار بود این تماس ها، برای تمام روزهایی که دیگر تماسی نخواهد بود، ذخیره شود.
سکانس ۳: انتظار
وقتی بازگشتی،در آن یک روز گویی یک سال بود که ندیده بودمت. یک سال تمام، با تمام فصلهایش. تا ساعت ۱۰ شب، هر ثانیه را با نوک انگشتانم شمردم. تیک تاک، تیک تاک، و من هر تیک تاک را یک قدم برای نزدیکتر شدن به تو میدیدم .
سکانس ۴: بازگشت به خانه
آمدی. کیف دوشی را گذاشتی کنار در، همان لحظه اول، بوی خاصی از آن کوله بار برخاست بویی از معنویت و دعا.
نشستی و با ذوق کولهبار سخنت را پیش من باز کردی. تعریف کردی از همه چیز
سکانس ۵: گلزار شهدا
وسط حرفهایت، یک لحظه مکث کردی. نگاهت به جایی دور رفت، انگار دوباره آنجا را میدیدی. گفتی در همان وقت کم آزادی که داشتی، سری هم به گلزار شهدا زدهای. گفتی عکسهایش را بعداً نشانم میدهی. از میان آنهمه مزار، از میان آنهمه نام و نشان، رفته بودی سر مزار شهید زبرجدی.
سکانس ۶: پرسش
پرسیدم: دعا کردی؟ میگویند حاجتهای مهم را آنجا میدهند. میگویند آنجا آسمان به زمین نزدیکتر است!
لبخندی زدی. همان لبخندی که همیشه جانم را تازه میکرد. آن لبخندی که حالا شده است تنها قاب روی دیوار.
گفتی: آره، کلی برای تو دعا کردم!
جا خوردم. گفتم: یعنی برای خودت دعا نکردی؟
نگاهت را دزدیدی. به نقطهای خیره شدی که فقط خودت میدیدی کجاست. گفتی: چرا، دعا کردم. و حرف را عوض کردی.
سکانس ۷: راز
کس چه میداند. شاید در همان زمزمههای زیر لب، در همان لحظه ها بالای مزار شهید زبرجدی، شهادت را به تو بخشیدند. شاید فرشتهها آنجا ایستاده بودند و نگاهت میکردند. شاید شهید زبرجدی خودش واسطه شده بود برای این هدیه. شاید آن دعایی که از گفتنش طفره رفتی، همین بود. دعای وصال.
شهادتی که دو هفته بعد، قسمت تو شد. دو هفته بعد، تو رفتی و من ماندم خاطره تماس های تلفنی، با یک روز انتظار، با بوی پیراهنت، با آن لبخند، با آن نگاه دزدیده، با این راز.
پایان
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
_____🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
______🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
به یاد شهدای جنگ ١٢روزه در حرم امام حسین (ع)
#پیام_شما
#زیارت_نیابتی
رسانه رسمی شهید محمد ثقفی
_____🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
______🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
هرگاه شب جمعه شهدا را یاد کنید
آنها شما را نزد اباعبدالله (ع) یاد می کنند🌱
با خواندن زیارتنامه شهدا
شهدا را یاد کنیم✨
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبیمُحَمَّدٍ
الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبیعَبدِ اللهِ
بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم
وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم
وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا
فَیالَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکُم.
https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4