eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
434 عکس
182 ویدیو
22 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌درصحرای‌عشق اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روز شمار عید غدیر🤍🌱 شعرخوانی با محمد ثقفی 4روز تا رسانه رسمی شهید محمد ثقفی _🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________ https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4 __🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
چون ذره بر ضریح خود ای روح آفتاب! ما را قبول کن که دل ما شکسته است رسانه رسمی شهید محمد ثقفی _____🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________ https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4 ______🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
دنبال شهادت نرو که بهش نمیرسی يه کاری کن شهادت دنبال تو باشه! رسانه رسمی شهید محمد ثقفی _____🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________ https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4 ______🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
Image to PDF ۲۰۲۶۰۵۲۸ ۱۴.۲۹.۳۲.pdf
حجم: 276.6K
فایل با کیفیت پوستر عکس شهید محمد ثقفی 🌱🤍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این هفته ی پیش رو برای من عزیزترین زمان سال قمری است. هفته ای پر ماجرا از 🤍✨ ( روایتی مختصر از آشنایی تا ازدواج ما) را از این پس در کانال زیر دنبال کنید👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4
خواستگار پاسدار من🥺❤️‍🩹 (قسمت اول) همه‌چیز برمی‌گردد به خرداد ۱۴۰۱، حوالی روز دختر. تا آن روز چند نفر مرا به ایشان معرفی کرده بودند و لذامادرشان تماس گرفتند و ما هم مثل بقیه خواستگارها ردشان کردیم. آن موقع من هفده سالم بود و معلوم نبود بتوانم از پسِ یک زندگی بربیایم. اما ماجرا به همین جا ختم نشد. فکر کنم اواخر خرداد یا اوایل تیر بود که خواب عجیبی دیدم... هنوز در ابهامِ آن خواب بودم که روز میلاد امام هادی (ع)، دوباره مادرشان تماس گرفتند و خواستند که لااقل یکبار یکدیگر را ببینیم. گفتند: «پسرم اهل نماز جماعت در مسجد حضرت صاحب‌الزمان است. پاتوقش همان جاست. پاسدار است؛ صاف و ساده.» دختر هفده‌ساله هم چیزی جز تقوا از همسرش نمیخواست همان چیزی که از یک سبزپوشِ امام زمان می‌شد انتظار داشت. همان شب، بر حسب اتفاق یا قسمت (یا هر چه بنامیدش)، سرِ اذان مغرب، ماشین پدرم جلوی مسجدِ آقای خواستگار بود. رفتیم به آن مسجد. آنجا جشن برپا بود و من دلهره‌ای عجیب داشتم. یعنی تکلیفِ «سبزپوش ثقفی‌نام» چه می‌شود؟ وقتی از مسجد آمدیم، کاشف به عمل آمد که آقای خواستگار هم آنجا بوده و پدرم از دور او را دیده بودند: پسری با پیراهن آبی درحالی که قرآن می‌خواند... بعد از تحقیقات، قرار شد یک دیدار زنانه با مادرهایمان بگیریم. اگر خانواده‌ها به هم بخورند، خواستگاری رسمی‌تر می‌شود. ادامه دارد...... 🤍✨ رسانه رسمی شهید محمد ثقفی _____🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________ https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4 ______🇮🇷🇮🇷🇮🇷_________
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روز شمار عید غدیر🤍🌱 شعرخوانی با محمد ثقفی 2روز تا رسانه رسمی شهید محمد ثقفی _🇮🇷🇮🇷🇮🇷__________ https://eitaa.com/joinchat/3850700016Cab586450e4 🇮🇷🇮🇷🇮🇷_______