eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
383 عکس
141 ویدیو
15 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌دردشت‌جنون اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ ادمین: @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
کودکی وپستی جوانی و مستی پیری و سستی پس کی خدا پرستی؟! https://eitaa.com/deltir
امشب تمام حوصله ام خیس گریه است باران مرا گرفته در آغوش و ... نیستی... https://eitaa.com/deltir
هر علتی همه هویت خود را به معلول نمیبخشد....
Picsart_25-11-29_10-54-19-305.png
حجم: 1.7M
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی: «ما نباید راه نور را ببندیم، ما نباید پرده‌ها را بکشیم. باید باز کنیم این نور بتابد به داخل خانه‌های ما. این حس متعلق به شهید نباید در یک مجموعه مختصری و مشخصی به عنوان خانواده شهید بماند. هر ایرانی باید در خانه خودش یک عکس شهید داشته باشد.» به پاس این ندای آسمانی، تصویر را مناسب برای چاپ تقدیم میکنیم. https://eitaa.com/deltir
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز پنجم چله دعای توسل به نیت شهید محمد حسن صدری ✅
نام ونام خانوادگی سردار سر تیپ دوم پاسدار محمد حسن صدری متولد ۱۳۵۸/۱۰/۲۸ شهرستان شهرضا تحصیلات فوق لیسانس مدیریت تاریخ عقد ۱۳۷۹/۱۰/۸ تارخ عروسی ۱۳۷۹/۱۲/۲۸ از زبان همسر شهید: هشتاد روز بعد از عقد عروسیمون بود مدت زندگی فیزیکی وعاشقانه کنار هم ۲۴سال که اندازه ۲۴ثانیه هم نبود😭😭😭😭از بس درکنار هم خوشبخت بودیم https://eitaa.com/deltir
پاسخ همیشگی من چند روزی بود که از تولد علیرضا می‌گذشت، و محمدِ زندگی ام پدر شده بود. همان مرد پر ماجرا، شوخ‌طبع ، خوش‌ذوق و دوستداشتنی، حالا شده بود «بابا محمد». لبخندهای زیبایت، زیباتر شده بود. چه قدر پدر شدن برازنده ات بود! آنقدر شاد و هیجان‌زده بودی که مدام گوشی به دست بودی و تک‌تک لحظات سه نفره مان را ثبت میکردی. دنیای ما، دنیای قشنگی بود؛ درست مثل قصه‌ها . کوتاه و دلنشین. وقتی محبتم را به علیرضا میدیدی، مثل پسرکی حسود میپرسیدی: «علیرضا رو بیشتر دوست داری یا منو؟» و من بیدرنگ جواب میدادم: «معلومه که تو رو!» و آنوقت ذوق از چشمانت لبریز میشد؛ از این که حتی پسرمان هم نمیتوانست جای تو را بگیرد. و من، از خوشحالی تو، ریشه‌های شادی در وجودم جوانه میزد. پسرکمان حالا سیزده ماه و چند روز دارد. کنارم مینشیند و من عکسها و فیلمهایت را نشانش میدهم. او هم با خودش تکرار میکند: «بابا». آه… که چقدر مشتاق بودی تا «بابا» صدایت کند. اما تو دیگر ۱۶۶ روز است که کنارمان نیستی. گرمی دستهایت، پناه سردی روزگارم نیست. و چشمه ذوق درونم خشکیده. نفسی به تنگ آمده دارم، و قلبی که مویرگ به مویرگش از نبودنت درد میکند. سلول به سلول وجودم بهانه ات را میگیرند و اینبار، مغز است که فرمان دلتنگی داده و قلبم را به حیرت واداشته. از حال تو بیخبر نیستم، ولی خبر چندانی هم ندارم. بیا و خودت برایم بگو: در تو چه میگذرد؟ دلت برای سه نفره هایمان تنگ نشده؟ از آنجا که تویی، چه خبر؟ ادامه دارد… https://eitaa.com/deltir
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز ششم چله دعای توسل به نیت شهید علیرضا خلج ✅
شهید علیرضا خلج، جوان اشتهاردی، در سحرگاه دوشنبه ۲۶ خرداد، در پی حمله رژیم سفاک صهیونی، به فیض شهادت نائل شد. ولادت ۱۳۸۳/۰۶/۱ شهادت ۱۴۰۴/۰۳/۲۶ شهید دهه هشتادی🥲🌱 https://eitaa.com/deltir
27.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز، فاطمه تو، دلتنگتر از همیشه، راه مزارت را پیش گرفت... در میان راه، اندکی درنگ کرد. و در نهایت، همسرت با شانه هایی خمیده تر از همیشه، کنار مزارت حاضر شد. گلدان کوچک سبزرنگ را پر از آب کرد و رازِ درنگ را درونش جای داد. بوی نرگس‌ها در فضا پیچید و با عطر آشنای مزارت، آمیزه ای دلربا آفرید. در سکوتی سنگین، کارها را به پایان برد. بغض، اجازهٔ سخن گفتن به او نمیداد. خاطره‌ها را مرور میکرد: از اولین نرگسی که برایش خریده بودی، تا آخرین نرگس… فاصله‌ای به طول دو سال اما حقیقتا دو دقیقه هم نبود . همسر دلتنگت، گلهای نرگس را بویید و با خود اندیشید: «چرا این نرگس‌ها، بوی آن روزها را ندارند؟ گویی نرگس‌هایی که تو میخریدی، بوی بهتری داشتند.» اشک در چشمانش حلقه زد و آهسته با تو گفت: «دیگر برایم گل نمیخری؟» و بار دیگر خاطرات تکرار شد: هر سال در این روزها، خانه از نرگس خالی نمیماند؛ گلی محبوب که به عضوی ثابت در خانه بدل گشته بود. و اکنون دخترک، به‌جای آنکه به آشیانش رسیدگی کند و گلدان نرگس را در جایی بگذارد تا عطرش در فضا جاری شود، مزارت را می‌آراید… با سلیقه‌ای مشترک، با یادگاری به نام «گل نرگس». https://eitaa.com/deltir
تنها موجودی که چهارچوب کمالش تا بینهایت است انسان است....