eitaa logo
꧁Ot꙰ako⃢ city꧂ فور؟رگباری عزل
358 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
155 ویدیو
12 فایل
ﻛﻧﻳﭼﻳﻭﺍ ﺍﻭﺗﺍﻛﻭ👋 ﺍﺻﻛﻳ ؟ ﺭﺍﺿﻳ ﻧﻳﺳﺗﻣ ❌ ﻟﻓ ؟ ﺍﻳﻧﻭ ﻛﻫ ﺩﻳﮔﻫ ﺍﺻﻟﺍ ﺭﺍﺿﻳ ﻧﻳﺳﺗﻣ 😩 ﻓﻭﺭ؟ ﺗﺍ ﺟﺍﻳﻳ ﻛﻫ ﻣﻳﺗﻭﻧﻳ ﻛﻣ ☺️ ﻫﻣﺳﺍﻳﻫ ؟ ﺑﺍﻳﺩ ﻣﻣﺑﺭﺗ ﺑﺍﻟﺍﻳ 80 ﺑﺍﺷﻫ✨ ﺧﻟﺍﺻﻫ ﻛﻫ ﺍﻳﻧﺟﺍ ﺩﻧﻳﺍﻳ ﺗﻣﺍﻣ ﺍﻭﺗﺍﻛﻭ ﻫﺍﻳ ﺍﻳﺭﺍﻧﻫ🌟 Me: @mitsuri92
مشاهده در ایتا
دانلود
همسایه جبرانیه لطفا یکم بمونه
پارت 38 _خواهش میکنم.به منم سیگار میدی ؟ +باش دوباره یک سیگار دیگه برداشتم و با ته سیگار خودم که روشن بود روشنش کردم. +بیا _مرسی بعد چند دقیقه که سیگار جئون تموم شد یکدفعه یک چیزی یادش اومد _یک چیزی کم نیست؟ +چی مثلا؟ _یک دقیقه صبر کن. و رفت توی خونه.این مدت که نبود داشتم با خودم فکر میکردم که یک پسر چقدر میتونه همه چیز تموم باشه؟خوشگل نیست که هست.خوشتیپ نیست که هست.پولدار نیست که هست. مهربون نیست که هست.و اینکه الان رفته تو خونه که چیکار کنه؟.توی همین فکرا بودم که باز جئون برگشت.دست چپش یک سینی بود که توش دوتا فنجون بود.دست راستش هم یک گیتار بود. +گیتار میزنی؟ _یک زمانی اره.امشب دلم خواست زیر این بارون بازم بزنم...آها راستی گفتم از وقتی اومدی چیزی نخوردی برای همین نسکافه درست کردم. +چه به موقع نسکافه رو گذاشت روی میز و خودش هم نشست روی صندلی و گیتار و گرفت دستش. _خب چه آهنگی بزنم؟...آها و شروع کرد...یک آهنگ خیلی خوشگل و مناسب الانمون زد.ولی یک جایی انقد احساساتی شدم که نزدیک بود گریم بگیره اما جلوی خودمو گرفتم. +عالی بود _باورم نمیشه بعد از این همه سال بازم میتونم خوب گیتار بزنم. +خب...خیلی خوبه بعدش هم نسکافه هامون و خوردیم _یک سوال ازت بپرسم؟ +اره.چه سوالی؟ _تو بزرگترین ارزوت چیه؟ ادامه دارد...
میدونین که فقط جای اکانت های ترند ابنجاس؟
اولین اکانت ترند وارد چنل شد✨
دومین اکانت ترند هم اومد✨
سومین اکانت ترند هم اومد✨
پارت39 _تو بزرگ ترین آرزوت چیه؟ از سوالش خندم گرفت +تا حالا کسی ازم همچین سوالی نپرسیده بود _حتی مامان و بابات +حتی مامان و بابام(تک خنده) _خب حالا من ازت می‌پرسم. +اممم...من ارزوهای زیادی دارم. _یکیشو بگو. یکدفعه یاد یک چیزی افتادم که باعث شد قهقهه بزنم. +مثلا چند تا بادیگارد داشته باشم که برن برام جیمین رو کدبسته بیارن.بعد انقد بزنمش که بمیره.در اصل لذت بخش ترین قسمتش اونجاست که دارم جون دادنشو تماشا میکنم. _اوه چه خشن.(خنده) +یکی بره رو اعصابم اینجوری میشم. _اما این بزرگ نیست.یک آرزویی بگو که از بچگی داشتی. یکهو یاد یکی از آرزو هام افتادم +یکی دیگه هم هست...از وقتی حرف زدن یاد گرفتم تا الان ارزوم بوده _چی هست؟ +اینکه...برم فرانسه از نزدیک برج ایفل رو ببینم _نفهمیدم.آرزوت سفر کردنه؟ +اممم...اره _چرا توی این23سال با خانوادت نرفتی؟ +من توی این23سال اصن از ایران خارج نشدم تا اینکه بعد چند سال جون کندن مهاجرت کردم یکهو قیافش متعجب شد و چشاش گرد شد _کلا خارج نرفتی ؟(با حالت متعجب) یکهو یاد شدیدی اومد و موهامو از جلوی صورتم کنار زد.هنوزم داشت بارون میومد و دیگه خیلی سرد شده بود. +نه والا.مگه تو چند بار از کشور خارج شدی _شاید 8 یا 9 بار +شوخی میکنی.چه خبره؟ _دیگه...(مکث کردن) باز هم باد اومد اما اینبار از قیافه ی جئون معلوم بود که اون هم سردشه _سرد نیست؟ +اره خیلی _خب پس بریم تو پتو رو میخواستم تا کنم و بزارم سر جاش که که جئون گفت نمیخواد. _لازم نیست تا کنی.فردا صبح اجوما میاد تا میکنه +عه باشه جئون گیتارشو برداشت و رفتیم تو ادامه دارد...
عضو های جدیدددد🎊 گیلیلیلیلیلیلیلیلیلییییی🎊🎊🎊