1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیا اربعین ۱۴۰۵ بریم کربلا تو مسیر مای بارد بخوریم و به هیچی فکر نکنیم :)
<ادامه ...>
وصیتنامه شهید عباس دانشگر واقعاً عجیب و پرمحتوا بود. با خواندن وصیتنامه به عظمت روحی این شهید پی بردم. از آن روز با او رفيق شدم. هر وقت تنها میشوم با او خلوت میکنم. شبها باهاش حرف میزنم تا خوابم ببرد. تا به حال چند کار خیر به نیتش انجام دادهام. از جمله ظهرها در مسجد اذان میگویم و هر ماه مبلغی از حقوقم را کنار میگذارم و به نیازمندان کمک میکنم.
من اهل شیراز هستم. با پرس و جو شماره پدر شهید را پیدا کردم و با او تماس گرفتم و خوابم را تعریف کردم. متوجه شدم تنها من نیستم که چنین خوابی را دیدهام. بعد از دو هفته، پدرش کتاب اذان صبح به وقت حلب با تعدادی عکس شهید را برای من فرستاد. من با سیره و سبک شهید بیشتر آشنا شدم و خدا را شکر که او را به عنوان دوست خود انتخاب کردم.
#روایتی_از_شهدا
کسی که غم به دلش کرده آشیانه منم /
شرار درد به جانش کشد زبانه، منم
کسی که مادر خوش بخت روزگاران است /
ولیک تیر بلا را بود نشانه، منم
کسی که همسریِ با علی بُود فخرش/
ولیک غم زده بر هستی اش زبانه، منم
کسی که سیده ام البنین بود نامش /
ولیک مانده از این نام بی نشانه منم
شدم غریب پس از عون و جعفر و عباس /
کسی که بار غریبی کشد به شانه منم
کسی که چار پسر بوده حاصل عمرش /
که از شهادتشان خورده تازیانه منم
غریب دشتِ بلا را، دریغ مادر نیست/
کسی که گریه بر او کرده مادرانه، منم
#شنبه_های_ام_البنینی