عمليات محرم بود. توی نفربرِ بی سیم، نشسته بودیم آقا مهدی، دو سه شب بود نخوابده بود. داشتیم حرف می زدیم. یک مرتبه دیدم جواب نمی دهد. همان طور نشسته، خوابش برده بود. چیزی نگفتم. پنج شش دقیقه بعد، از خواب پرید. کلافه شده بود. بد جوری. جعفری پرسید «چی شده ؟» جواب نداد. سرش را برگردانده بود طرف پنجره و بیرون را نگاه می کرد. زیر لب گفت «اون بیرون بسیجی ها دارن می جنگن، زخمی می شدن، شهید می شن، گرفتیم خوابیدم.»یک ساعتی، با کسی حرف نزد.
[شهید مهدی زین الدین]
#روایتی_از_شهدا
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش نوزادانبه أَشْهَدُ أَنَّ عَلیّاً وَلیُّ الله شکر خدا که نام #علــــــــــی در اذان ماست🤍💚
خدایا نگذار نقاب نفاق و بیطرفی بر چهرهمان افتد و در این هنگامه جنگ، حسین را تنها گذاریم. اینها از یزید بدترند و جایگاهشان اسفل السافلین است و بس.
"فرازی از وصیت نامه ی شهیده زینب کمایی"
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خَیمَه عَلیَ راسِ شیعه💚💐
۴ روز تا عید غدیر
تبلیغ غدیر واجب است.کسی که عید غدیر را گرامی بدارد، خداوند خطاهای کوچک و بزرگ او را می بخشد و اگر از دنیا برود، در زمرهی شهداء خواهد بود.
{امام رضا(علیه السلام)}
#عیدِغدیر
زمانی که من در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل بودم بعضی از روزها مرحوم علامه طباطبایی را میدیدم که به درس یا به حرم مطهر مشرف میشوند.
روزی از روزها دیدم که شخصی در کنار پیادهرو به ایشان رسید و از معظم له سوالاتی می کند. کنجکاو شدم و من هم ایستادم و به سوال و جوابهای این مرد از علامه گوش کردم.
یکی از سوالات آن شخص این بود که آقا میشود بفرمایید از چه راهی به این مقام و مرتبه رسیدهاید تا ما هم اگر بتوانیم و توفیق داشته باشیم از شما درس گرفته و آن مسیرها را طی کنیم؟
مرحوم علامه طباطبایی بدون در نظر گرفتن وضعیت و موقعیت و شخصیت و جا و محل، بسیار آرام و بی آلایش در همان کنار خیابان و در کنار پیادهرو به ایشان رو کردند و فرمودند:
راه های زیادی بوده و هست ولی از میان این راه ها آنچه برایم بسیار قابل اهمیت است و بیشتر به آن ها اهتمام می ورزم و افتخار می کنم و مطمئنم از همه بهتر و برایم مشهود و مفهوم است دو راه است:
۱. یکی نماز شب با اخلاص و مداوم.
۲. و دیگری گریه بر حضرت امام حسین (علیه السلام)
《از زبان استاد حاج شیخ حسین انصاریان》
#سیره_ی_علما