"دِنا 110"
تصور رایج از نماز خوب این است که نماز خوب همان نماز عاشقانه ای است که وصفش را در مورد اولیاء خدا شنی
تا می گویند نماز خوب ذهن مان سراغ نماز اولیاء خدا می رود. در حالی که نماز اولیاء خدا قله است. ما برای قدم برداشتن به سمت آن قله ابتدا باید به مقام نماز خوب برسیم ...
#چگونه_یک_نمازِخوب_بخوانیم
"دِنا 110"
از زبان یکی از دوستان شهید شاهرخ ضرغام : شاهرخ آن روز مرتب می گفت : من نمی دونم چطوری ، باید هر طور
ادامه :
شاهرخ بلافاصله سراغ قابلمه كله پاچه رفت. بعد هم زبان كله را در آورد. جلوی اسرا آمد و گفت: فكر مي كنيد شوخی مي كنم؟! اين چيه!؟
جلوي صورت هر چهارنفرشان گرفت. ترس سربازان عراقي بيشتر شده بود. مرتب ناله می كردند.
شاهرخ ادامه داد: اين زبان فرمانده شماست!! زبان، مي فهميد؛ زبان!!
زبان خودش رو هم بيرون آورد و نشانشان داد. بعد بدون مقدمه گفت: شما بايد بخوريدش!
من و بچه هاي ديگه مرده بوديم از خنده، برای همين رفتيم پشت سنگر. شاهرخ مي خواست به زور زبان را به خورد آنها بدهد.
وقتي حسابی ترسيدند خودش آن را خورد! بعد رفته بود سراغ چشم كله و حسابی آنها را ترسانده بود.
ساعتي بعد در كمال تعجب هر چهار اسير عراقی را آزاد كرد! البته يكی از آنها كه افسر بعثی بود را بيشتر اذيت كرد. بعد هم بقيه كله پاچه را داغ كردند و با رفقا تا آخرش را خوردند...
《ادامه دارد...》
#روایتی_از_شهدا
"دِنا 110"
تا می گویند نماز خوب ذهن مان سراغ نماز اولیاء خدا می رود. در حالی که نماز اولیاء خدا قله است. ما برا
ما که هنوز در مراحل ابتدایی راه هستیم نماز عاشقانه و نماز خائفانه خواندن هنوز در دسترس ما نیست. انسان که به این سهولت روزی پنج مرتبه از خدا نمی ترسد ما شاید در عمرمان حتی یک بار هم از خدا نترسیده باشیم. چشیدن《وَ أَمَّا مَنْ خاف مقام رَبِّه》 و اما کسی که از موقعیت پروردگارش ترسید مربوط به اولیاء خداست ...
#چگونه_یک_نمازِخوب_بخوانیم
"دِنا 110"
ما که هنوز در مراحل ابتدایی راه هستیم نماز عاشقانه و نماز خائفانه خواندن هنوز در دسترس ما نیست. انسا
خوف از مقام خدا فرق می کند با اینکه به خاطر گناهانمان از خدا بترسیم ...
#چگونه_یک_نمازِخوب_بخوانیم
در این دنیا فقط پاکی، صداقت ،ایمان ، محبت به مردم ، جان دادن در راه وطن، عبادت باقی می ماند. تا می تونی به مردم کمک کن . حجاب ، حجاب را خیلی زیاد رعایت کن . اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت ، فامیلت را که چیزی نداره، کسی که بیچاره است او را از بدبختی نجات بده. تا میتونی خیلی خیلی عمیق درباره چیزی فکر کن.
"فرازی از وصیت نامه ی شهید عباس بابایی"
"دِنا 110"
ادامه : شاهرخ بلافاصله سراغ قابلمه كله پاچه رفت. بعد هم زبان كله را در آورد. جلوی اسرا آمد و گفت: فك
ادامه :
آخر شب ديدم تنها در گوشه اي نشسته. رفتم و كنارش نشستم. بعد پرسيدم: آقا شاهرخ يك سؤال دارم؛ اين كله پاچه، ترسوندن عراقي ها، آزاد كردنشون!؟ براي چي اين كارها رو كردي؟! شاهرخ خنده ي تلخي كرد. بعد از چند لحظه سكوت گفت: ببين يك ماه و نيم از جنگ گذشته، دشمن هم از ما نمي ترسه، مي دونه ما قدرت نظامي نداريم. نيروي نفوذي دشمن هم خيلي زياده. چند روز پيش اسراي عراقي را فرستاديم عقب، جالب اين بود كه نيروهاي نفوذي دشمن اسرا را از ما تحويل گرفتند. بعد هم اونها رو آزاد كردند. ما بايد يه ترسي تو دل نيروهاي دشمن مي انداختيم. اونها نبايد جرأت حمله پيدا كنند. مطمئن باش قضيه كله پاچه خيلي سريع بين نيروهاي دشمن پخش می شه!
#روایتی_از_شهدا
امام محمد باقر (علیه السلام) :
مَنْ ثَبَتَ عَلي وِلايَتِنا فِي غِيْبَةِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهيد مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَيْن.
كسي كه در زمان غيبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّريف) بر ايمان و ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهيد از شهداي جنگ بدر و حنين به او عطا مي فرمايد.
«بعضی وقتها انسان میبیند یک حال خوشی دارد؛ حالت نورانی دارد! نمیداند علتش چیست. هر چه فکر میکند، هیچ علتی پیدا نمیکند. نه کار خاصی کرده، نه نماز خاصی خوانده؛ هیچ کاری نکرده است! نمیداند در کوچهای، جایی، رد میشده و فقط به نحو گذرا حضرت (عج) از کنارش رد شده است. این نورانیّت و حال خوش، به همین جهت در این شخص ایجاد شده است.»