eitaa logo
شهدایی🥹🥹
728 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
3 فایل
اینجــا‌یہ‌نفر‌هسٺ‌ڪہ‌نزاره‌🥺 احسآس‌تنہایـے‌کني اینجــاحرف‌‌از‌‌رفاقتــہ❤️ #برادرشهید‌م بابک نوری کپی حلاله به شرط اینکه صلوات برای شهدا بفرستین شروع خادمی.1403/2/17 @MZmmmmz : آیدی مدیر ناشناسمون https://eitaa.com/joinchat/3223323503C7348c57498
مشاهده در ایتا
دانلود
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
به نیت حاجت روایی همگی زیارت امین الله میخونم🥹🥹😭😭😭😭
15.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیک یاغریبا الغربا🥹🥹🥹 امام رضای قلبم🥹🥹
حرم باباجانم دعا گوی همگی🥹🥹🥹🥹
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حکایت این روزها .. از مقداد پرسیدند هنگام حمله به خانه حضرت زهرا و امیرالمومنین چه کردی؟! گفت مامور به سکوت بودیم ولی دست به قبضه شمشیر و چشم در چشم علی منتظر اشاره علی بودم . . .! ┄┄┅┅┅❅شهدایی❅┅┅┅┄┄
🌷"بسم رب شهدا و صدیقین"🌷 سَلٰامْ بر آنانی که اَوَلْ از ســیم خاردار نَـفْسـْ گُذَشْتَنْـ و بَـعْد از سیم خار دار دشْمَنــــْ🥀 ... ✋💔 یه سلام از راه دور به حضرت عشق...❤️ به نیابت از شهید اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْن 📿 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ┄┄┅┅┅❅شهدایی❅┅┅┅┄┄
🔻پدر شهید مدافع حرم: خونی که برای رضای خدا ریخته شد گم نمی‌شود 🔹پدر شهید حسن رجایی‌فر: تحولات روزگار می‌آید و می‌روند ولی خونی که برای رضای خداوند ریخته شد گم نمی‌شود و کار خودش را خواهد کرد. 🔹خداوند بزرگترین محافظ و یاری‌‎دهندۀ جریان حق است. پیروزی نهایی با جبهۀ مقاومت است و ما همچنان آماده دفاع و حرکت در این مسیر هستیم. ‌‎‎‌┄┄┅┅┅❅شهدایی❅┅┅┅┄┄
وقتی با خدا باشی مطمئنا تنها نیستی و همه چیز به بیرون رفتن و با این و اون بودن نیست!
کلاس های بسیج‌ با هم بودیم... و طولانی بود کلاس ها، یه روز بحث تحلیل و تفسیر طول کشید، خوردیم‌ به اذان مغرب. گفتن پنج دقیقه صبر کنید کلاس تموم‌شه، ما هم قبول‌ کردیم‌... بعد از دو دقیقه صدای اذان بلند شد، و استاد مشغول صحبت‌ بود... که یک دفعه بابک باصدای بلند گفت: آقای فلانۍ ، دارن اذان‌ میگن... بذارید برای بعد نماز!🤲 همه برگشتیم یه نگاش‌ کردیم و یه نگاه به استاد،🙄 بعدش بابک گفت: خب چیه اذانه نمیاید! باشه خودم میرم...😊 بلند شد خیلی راحت و شیک درو باز کرد رفت‌ برای وضو، استادم بنده‌خدا دید اینجوریه گفت باشه‌ بریم نماز بخونیم.🤍🧎‍♂