سوالی که باید از والدینم بپرسم اینه که بچه سوم رو میخواستین چیکار؟منو میخواستین چیکار؟همون دوتا کافی نبود؟
چرا باید دوستی که قهر کرده رو رفت دنبالش؟ول کن بابا به درک که قهر کرده میخوام صد سال سیاه آشتی نکنه
شاخ خشکیم،به ما سردی عالم چه کند؟
پیش ما برگ و بری نیست که سرما ببرد
#وحشی_بافقی
در عجبم از کسایی که در بیکاری فیلم میبینن در حالی که سعدی،حافظ،مولانا،عطار،خیام،شهریار،
صائب و .... هزاران بیت برای خلوت ما گفتن
مسئلهی استقرا: چرا آینده شبیه گذشته نیست؟
دیوید هیوم میپرسد: ما چطور میدانیم که خورشید فردا طلوع خواهد کرد؟ چون همیشه طلوع کرده؟ این یعنی ما از گذشته نتیجه میگیریم که آینده هم همینطور خواهد بود. این نوع نتیجهگیری را "استقرا" مینامند.
اما هیوم هشدار میدهد:
- هیچ تضمینی نیست که آینده مثل گذشته باشد.
- فقط چون چیزی همیشه اتفاق افتاده، دلیل نمیشود که باز هم اتفاق بیفتد.
- ما به این باور عادت کردهایم، نه اینکه منطقی یا عقلی باشد.
مثال ساده:
اگر هزار بار چای بخوری و حالت خوب باشد، آیا تضمینی هست که دفعهی هزار و یکم هم حالت خوب باشد؟ نه. فقط چون همیشه خوب بودهای، ذهن تو عادت کرده که فکر کند همیشه همینطور خواهد بود.
---
🔗 علیت: آیا واقعاً علت و معلول وجود دارد؟
هیوم میگوید:
ما هیچوقت "علت" را نمیبینیم، فقط "پیوستگی" را میبینیم.
مثلاً وقتی سنگی به شیشه برخورد میکند و شیشه میشکند، ما میگوییم سنگ علت شکستن بود.
اما در واقع فقط دیدیم که این دو اتفاق همیشه با هم میافتند.
ما نمیتوانیم با چشم یا عقل، "نیروی علّی" را ببینیم یا اثبات کنیم.
پس هیوم نتیجه میگیرد:
- باور به علیت، نتیجهی "عادت ذهنی" ماست، نه استدلال منطقی.
- ما فقط به خاطر تکرار، فکر میکنیم که یک چیز باعث چیز دیگر میشود.
---
🧠 چرا این حرفها مهماند؟
هیوم با این دیدگاه، پایههای فلسفهی سنتی را لرزاند.
او نشان داد که بسیاری از باورهای ما (مثل علیت، پیشبینی آینده، اعتماد به تجربه) نه از عقل، بلکه از عادت ذهنی و احساسات سرچشمه میگیرند.