چند وقتیه حس میکنم دارم تو یه خلع زندگی میکنم.جایی که نمیدونم چخبره و چه اتفاقاتی داره برام میوفته.
انگار تمام ویژگی های حیات و زنده بودنمو از دست دادم.دیگه هیچی معنی قبل برام نداره،یسری کارها انجام میدم چون فقط باید انجام بدم و عادته.
لباس میپوشم ولی فکر نمیکنم به اینکه چی بپوشم که امروز بهم بیاد یا چجوری استایل کنم.
غذا میخورم نه برای اینکه مثل قبل لذت ببرم و حال بده،حتی هوس غذای خاصی نمیکنم و عجیبتر اینکه حتی نیازی بهشون نمی بینم و فقط انجام میدم چون عادته و بگم من نرمالم.
انگار هراحساسی که تو من بود داره خاموش میشه و من دیگه حس انسان بودن ندارم.
درواقع مطمئن نیستم که زنده ام یا نه.زندگی حتی حس زنده بودن بهم نمیده و من نمیدونم چیکار دارم میکنم و کی ام.
اطرافیانم کین؟
وقتی پیام میدن دستم میره رو کیبورد چندتا کلمه که مفهومی ندارن برام تایپ میکنم و اگه همون لحظه ازم بپرسن چی بهش گفتی احتمالا میگم نمیدونم.
من نمیدونم چیشد و چرا اینجوری شد.این رفتارم کسی ناراحت یا اذیت میکنه یا نه.
حتی دیانا وسواسی ناراحت نیست و عذاب وجدان نداره که چرا از ریل زندگیش خارج شده.