(تو اتاق خواب درحال تلاش برای خوابیدن)
# دیانا دختر ساعت چنده؟
_10 ونیم
# وای بخوابیم نمیتونیم بلند شیم فردا. بسمالله الرحمن الرحیم، شب بخیر
آها راستی صدیقه..........
# آره دیگه خلاصه خدالعنتشون کنه .بسمالله الرحمن الرح-
راستی فلانی دیروز پلنگ افتاده بود دنبالش........
+آره سنبور دره صبح گرگ اومده بود پایین
# آره دیگه جنگله میاد .بسم الله الرحمن الرحی-.خدالعنتشون کنه مردم بدبخت کردن..........
+بخوابیم صبح نمیتونیم پاشیم
# آره .بسمالله الرحمن الرحیم. شب بخیر
_ننه ای این ۱۶ امین باره که میگی بسمالله الرحمن الرحیم
(۲هزار سال بعد)
# دیانا ساعت چنده؟
_۲ و نیم شده اگه خدا بخواد
# وای بخوابیم. بسم الله الرحمن الرحی_،صدیقه اسم زن کامران صغری بود؟
این داستان ادامه داشت.....
+عه دیانا مار اونجاست
_چییییییییی؟من رفتم طبقه بالا خدافظ
(۲ساعت بعد)
_راستی امیر دیدی مار اومده بود؟
×هاااااااا؟😧😧😧😧
ماررررر؟😧😧😧😧
کی میریم کرج؟😧