eitaa logo
دیدار 🍃
268 دنبال‌کننده
937 عکس
559 ویدیو
2 فایل
اشک می‌ریزی و می‌گویی: پس رؤیاهای‌مان چه؟ می‌بوسمت و می‌گویم: «بخواب،‌ در اینجا رؤیا داشتن، خودش رؤیاست.» اسکی؟ نداشته باشیم : ) ناشناس: وقتی حالم خوب نباشه می‌زارم : )
مشاهده در ایتا
دانلود
دیگه حرف نزد، ساکت و خاموش شد، از مردم دوری کرد، هرکس که سمتش میومد بهش میگفت «من ادم تاریکی ام»، علاقه زیادی به تاریکی پیدا کرده بود، به تنها بودن، گریه کردن، غمگین بودن، اون فقط با گربه ها حرف میزد درباره حالش، حس میکرد گربه ها درکش میکنن و به حرفاش گوش میدن، اون دیگه ادم اجتماعی قدیم نبود، همیشه پیش دیگران میخندید و فقط نگران حال اونا میشد، اون کم کم خودش و حال خودش رو فراموش کرده بود، وقتی دیگران حالش رو میپرسیدن تموم تلاشش رو میکرد ظاهرش رو شاد و خندون نشون بده تا کسی متوجه حال بدش نشه، وقتی دیگران اصرار میکردن به دونستن حالش بحث رو عوض میکرد، خیلی حال دیگران براش ارزش داشت، اگر فردی ناراحت و غمگین بود تموم تلاشش رو میکرد شادش کنه، اون با قلب پاره پاره هم ادامه میداد تا کسی متوجه حال بدش نشه، اون حتی حال بده جسمیش رو هم پنهون میکرد، سیاهی دور چشماش رو کرم میزد، گوشی رو بهونه پف زیر چشماش میکرد، شامپو رو بهونه قرمزی چشماش میکرد، گرما رو بهونه پیچ و تاب خوردنش بابت دل درد میکرد، اون به ظاهر شاد و سرزنده بود اما از درون زخمی ترین حالت رو داشت. وقتی دیگران میومدن و پیشش درد و دل میکردن حرفایی رو میزد که دوست داشته خودش از دیگران بشنوه، همیشه به دیگران امیدواری میداد و تلاششو میکرد اون فرد پشتش بهش گرم باشه و فکر کنه یه شخص قوی کنارشه، همیشه تو تاریکی به دیگران میگفت «نترسی، من هستم» در صورتی که خودش از تاریکی وحشت داشت. اون همیشه صد خودش رو میزاشت برای دیگران. وقتی کاری از دستش برنمیومد به بار های روی دوشش اظافه میشد، همش خودش رو سرزنش میکرد که چرا نتونستی و چرا نشد. اون به فکر دیگران بود تا اینکه خودش رو از یاد برد. این ماجرای خیلی هامونه، حتی من و تو؛ خانوم نعنا🍃
۳۰۰ نشیم؟
دیدار 🍃
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_g6cas6&btn=دیدار🍃
+همی خیلی بد میگذره خیلییی _میفهمم : )
خوبم😂🎀
هدایت شده از shiva
سلام امیدوارم خوب باشی لطفا عضو کانالم شو وجود شماها بهم امید برای تلاش میده https://eitaa.com/shivaandmelina لطفا اگر نمیخای عضو شی بگو نمیخام ریپ نکن ریپ نکردن نشون دادن فرهنگ شماست من دارم برای کانالم تلاش میکنم نمیخام ریپ شم اکانت کاری و درسیم هستش مرسی❤️
داخل بخش بیمارستان داشتیم با بچه ها مسخره بازی درمیاووردیم یه دفعه صدای جیغ و داد یه خانواده شنیدم و سریع دویدیم سمت در ورودی. دیدیم یه دختره ۱۵ ،۱۶ ساله رو تخت خوابوندن و دارن با سرعت می‌برن سمت اتاق. مامانش فقط جیغ میزد و صورتشو چنگ میزد. دختره هم با ترس و بغض داد میزد می‌گفت «من فقط با مرگم میخواستم دیگران رو بترسونم» یکی از پرستار ها داستان رو خلاصه و سریع بهمون گفت و فهمیدیم دختره قرص برنج خورده و دیر رسیده اینجا و کاری از دست پرستار ها برنمیاد. خلاصه که به مامانش گفتیم و این رو راضی کردیم توی ثانیه های آخر بره و با دخترش خداحافظی کنه. دختره خیلی ترسیده بود، کنارش وایسادم گفتم «نگران نباش من کنارتم» دختره دستم رو محکم تو دستم گرفت، تموم بدنش یخ کرده بود و رنگ گچ داشت، مامانش اومد و دختره محکم بغلش کرد و مامانش آروم بهش گفت: نترس من تا تهش کنارتم کوچولوی مامان و شروع کرد براش لالایی خوندن: لالایی کن بخواب خوابت قشنگــــه : ) و دختره توی بغل مامانش بود که از گوش و بینیش و چشمش خونریزی شد و جون داد. مامانش لالایی رو قطع نمی‌کرد و با گریه ادامه میداد: گل مهتاب شب‌هاش هزار تا رنگـــه : ) یه وقت بیدار نشی از خواب قصه؛ یه وقت پا نزاری تو شهر غصه : ) پرستار ها همه اشک میریختن.. بیمارستان کلا توی سکوت بود و فقط صدای لالایی مادر همه جا می‌پیچید. اشکام همینطور که می‌ریخت رفتم کنار مادرش و تسلیت گفتم رفتم سمت پرستار ها گفتم تو اتاق تنهاشون بزارید. بعد از یک دقیقه که به پنجره اتاق نگاه کردم قلبم به درد اومد، مادرش نشسته بود رو تخت و سر دخترش رو گذاشته بود رو پاهاش و با موهاش بازی میکرد و لالایی رو میخوند.. کل لباسش خونی شده بود : ) اسم اون دختر فاطمه بود.. از اون به بعد تا چند هفته حال خوبی نداشتم. این رو نگفتم که فقط اشک بریزی.. خواستم بگم بیشتر به اطرافیانت توجه کن که کسی برای اینکه توجه تو رو جلب کنه دست به همچین کاری نزنه : ) نویسنده: خانوم نعنا🍃 *داستان بر طبق واقعیت
بچه ها تا جمعه هفته دیگه نیستم. محتاجم به دعا هاتون : ) آزمون دارم، خیلی کمک دارم به دعا هاتون. فعالیتی ندارم توی این چند روز مواظب خودتون باشید تا بیام. یا علی 🌚🎀
سلام دوستان شبتون بخیر . شرمنده مزاحمتون شدم ازتون یه درخواستی دارم ، حال خانوم نعنا خوب نیستش و واقعا نگرانش هستیم اگر امکانش هست لطفا براش دعا کنید ازتون خواهش میکنیم🙏🏻