𝗦𝗵𝗼𝗼𝘁𝗶𝗻𝗴 𝗦𝘁𝗮𝗿𝘀
-
مگه چشم های خوشگل ارزش اینو دارن که سر هیچی اشک بریزمیمییمیمییمییمیی
در عمق شبهای بیانتها، جایی که سایههای فکر چون ابرهای سنگین بر آسمان ذهنم میبارند، فکر هایم آغاز میشود؛ چرخهای بیرحم از خاطرات تو که چون موجهای خروشان، قلبم را به لرزه درمیآورد. احساسیام، بیش از حد، چون جریانی لبریز از عشق که هر لحظهاش را با نگرانی میآرایم؛ نگران آن لحظهای که دستانت از دستانم جدا شود، نگران سکوتی که جای خندههایت بنشیند، و نگران زخمهایی که زمان بر پیکر این عشق بکارد.
عزیزکم تو دریایی هستی که در آن غرق میشوم، موج موج، با هر نفسی که میکشم و هر فکری که چون خنجری بر جانم مینشیند. این نگرانی، این فکرهای بیپایان، نه نفرین که گواهی است بر عمق احساسم؛ بر آن عشقی که چون ستارهای درخشان در شبهای تاریکم میدرخشد، و مرا وامیدارد تا در هر لحظه، با تمام وجود، تو را بخواهم. ای کاش این چرخه پایان یابد در آغوشت، و نگرانیام به آرامشی ابدی بدل شود.
نه پنسکشوال نه بایسکشوال و هوموسکسشوال یا حتی استریت ، فقط کیانسکشوال 💞