eitaa logo
متفاوتِ زیبا :)
112 دنبال‌کننده
164 عکس
48 ویدیو
1 فایل
من اینجا چیزایی رو مینویسم که ته ذهنم تراوش میشه و البته کلی تنوع که احتمالا بهشون عادت میکنی 🌬️ تو هم میتونی نوشته های قشنگتو برام بفرستی تا باهم ازش لذت ببریم:) @dead_poet11 https://6w9.ir/Harf_10518035
مشاهده در ایتا
دانلود
گاهی از خودم میپرسم تهش که چی؟ ته اینهمه اهداف بزرگ داشتن چیه؟ مگر چیزی به جز مرگ نصیب همه‌مون میشه؟ بعد به خودم جواب میدم که، تو میخوای بدون تأثیری در این جهان بمیری؟ دلم میخواد بجنگم، اما از طرفی هم دلم میخواد خودم رو به جریان بسپارم و تسلیم باشم. تسلیم بالاترین قدرت توی این جهان و جهان های دیگه. وظیفه من چیه به عنوان یه انسان؟ به عنوان یه موجودی که فرصت خلق شدن و زندگی کردن داره. زندگی ای که اختیار در اون دارم. نه مثل حیوانات زمینی ، و نه مثل فرشته ها آسمونی. این کشمکش درونی کی خاموش میشه؟ من کی احساس می‌کنم کاملاً در مسیر خودمم؟ ... بین همه این افکار، پناه من به چیه؟ آیا اون ریشه اصلی و مقصد نهایی منو مشخص می‌کنه؟ چقدر قراره اشتباه کنم؟ آیا قراره از وسط مسیرم دور بزنم؟ و حالا، یه نقل قول نصفه‌ای یادمه که سوال [جای خالی] خوبیه، اما منزلگاه خوبی نیست. جای خالی رو یادم نمیاد:)💔*
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
now she's falling falling like the Last leaves of autumn so cold, so cold I can't find a way to bring her home.
متفاوتِ زیبا :)
جمله ای که دوست دارم یادم بمونه ³ : اگه از اشتباه کردن بترسم، نمیتونم اون کار رو بدون اشتباه انجام
⁴ راهِ درست سخت تر، کُند تر و بدون هیجان تره، اما در انتهاش با مغز نمیری توی جهنم. (جهنمِ دینی و آخروی رو نمی‌گم)
توی این سن آگاه بودن به اینکه الان ذهنم ناقص و ناعاقله یکم ناراحت کنندست. باعث میشه نتونم خیلی راحت مثل باقی هم سنام تمام سلایقم رو توی جامعه ارائه بدم و به قولی کله‌م باد داشته باشه تا بهم خوش بگذره. هروقت پنج سال گذشت و احساس کردم هیچکدوم از اون پنج سال رو ضایع نبودم و اشتباهات بزرگی نداشتم، اون وقت میتونم فکر کنم که شاید به درجه قابل قبول و با ثباتی از عاقل بودن در جامعه طوری که آبروم در خطر نباشه رسیدم.
"
در‌زمـینــی‌که‌هــموار‌هســت،‌هیـــچ‌قلـه‌موفقیـتــی‌وجــود‌نــــداره.
" و این شاید بهترین تعریف باشه برای اینکه چرا توی زندگی سختی ها و کم و کاستی ها وجود دارن‌.
چیز جدیدی که تازگی بر اثر اشتباهی دونستن و اشتباهی تجربه کردن یاد گرفتم: برای اینکه آدم خوبی باشم، لازم نیست حتماً بی قضاوت یا حتماً با قضاوت باشم. میتونم از قدرت تشخیص استفاده کنم و پویا باشم؛ بدونم که کی و کجا قضاوت داشته باشم و کی و کجا فقط نظاره گر باشم. حتی اینکه چطور قضاوت کنم و چطور نظاره گر باشم رو هم یاد گرفتم و هنوز دارم یاد میگیرم. الان میدونم که انسان کاملی بودن به قالب داشتن و دنبال کردن یک خط ثابت، واضح و مشخص نیست؛ پویا بودن و تشخیص درست داشتنه که از یه نفر یک آدم کامل میسازه. و آدم کامل بودن به بی عیب و نقص بودن نیست، اما هنوز نمیدونم دقیقاً به چیه. الان به نظرم میاد خیلی چیزای واضحی رو نمی‌دیدم و خودمو عذاب می‌دادم.
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🩰♡‌˖⁠🎨༶⁠🦩◍🪴⑅🪅˖⁠✧‌‌
هدایت شده از گربه سیاه
من معمولی فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند نه غصه میخورد که ماشینش معمولی است نه حق غذاخوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد نه حق لبخند زدن به یک سری آدمها را ، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را حقیقت این است که "ترین ها همیشه در هراس زندگی میکنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های معمولی". و این هراس میتواند حتى لذت زندگی نوشتن درس خواندن نقاشی کشیدن ساز زدن خوردن نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان در بیاورد. تصمیم گرفته ام خود معمولی م را پرورش دهم نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با ترین هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودر معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولی ام عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به من معمولی عشق بورزند
امروز کمی از تلخیِ واقعاً تلخ روزگار رو چشیدم؛ چند ساعتی انکار کردم، چند ساعتی غصه هامو خوردم، بعد خودم رو جمع و جور کردم و حالا ادامه میدم.
༶⑅˖⁠◍♡‌˖✧‌‌