جزء 17 قرآنکریم.mp3
8.06M
🛑📖 تندخوانی (تحدیر) جزء هفدهم قرآن کریم
🕰زمان: 33 دقیقه
🎙قاری: احمد دباغ
#ماه_رمضان
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
👇
❁✧═┅┄┄┄
🌐 @difqom
┄┄┄┅═✧❁
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌙 دعای روز هفدهم رمضان
#ماه_رمضان
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
👇
❁✧═┅┄┄┄
🌐 @difqom
┄┄┄┅═✧❁
📣 چند پیام کوتاه از جزء هفدهم قرآن
🟢 نصیحتهای خدا را به بازی نگیرید. (انبیاء، ۲)
🟢 بدانید که همه شما طعم مرگ را میچشید. (انبیاء، 35)
🟢 ذکر یونسیه «لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» نسخهای برای نجات همه مؤمنین است. (انبیاء،۸۸-۸۷)
🟢 با خدا از روی میل و رغبت سخن بگویید. (انبیاء، ۹۰)
🟢 از حیوانی که ذبح میکنید به نیازمند هم بدهید. (حج، ۳۶)
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
❁✧═┅┄┄┄
🌐 https://eitaa.com/difqom
🌙 السلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه
📡 دفتر ارتباطات فرهنگی برگزار میکند:
🗂 ویژه برنامه ماه مبارک رمضان 👇
🔶 عید اولیاء
🟢 خودشناسی پیشنیاز خودسازی۱۰
🎙 حجت الاسلام دکترمحمدمهدی عباسی
استاد حوزه و دانشگاه
🟢 آثار سوء حرص و ناشکری در خودسازی ۲
🎙 حجت الاسلام دکتر محمدرضا اسدی
عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره
⏰ سهشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۲۸ ساعت۱۷
📡 لینکهای پخش مجازی:
سایت |هیأت آنلاین | تکیه | آپارات
🔗 لینک جلسات عید اولیا:
اول|دوم|سوم|چهارم|پنجم|ششم|هفتم|هشتم |نهم|دهم|یازدهم|دوازدهم|سیزدهم|چهاردهم دکتر عباسی / دکتر سلیمانی|پانزدهم دکترعباسی/ دکتر سلیمانی|شانزدهم دکتر عباسی/ دکتر اسدی
📡 رسانه شوید
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
https://eitaa.com/difqom
اقتصاد اسلامی در برابر اقتصاد غرب: کدام یک اسلامیتر است؟
در بحث اقتصاد اسلامی، این سوال مطرح میشود که آیا اقتصاد ایران اسلامیتر است یا اقتصاد غرب؟ برای پاسخ به این سوال، باید به اصول و مبانی اقتصاد اسلامی و تفاوتهای آن با سیستمهای اقتصادی دیگر مانند سرمایهداری توجه کرد. اسلام به عنوان یک دین آسمانی، پایبندی به احکام و اصول دینی را ارزشی بنیادین میداند. از این منظر، اسلامی بودن یک پدیده یا عملکرد، به معنای برتری و ارزش ذاتی آن است. این دیدگاه در میان دینداران رایج است، اما در مقابل، کسانی که به دین اعتقاد ندارند، ممکن است پایبندی به دین را نشانهای از عقبماندگی بدانند.
برخی از منتقدان دین، با اشاره به وضعیت نابسامان اقتصادی جوامع اسلامی، ادعا میکنند که دین عامل اصلی عقبماندگی این کشورهاست. آنها معتقدند که پیشرفت اقتصادی کشورهای توسعهیافته از زمانی آغاز شد که از دین فاصله گرفتند. اما این نگرش تقلیلگرایانه و فاقد پشتوانه علمی است. توسعهیافتگی به عوامل متعددی مانند سیاستگذاری، اقتصاد کلان، آموزش و تکنولوژی بستگی دارد و نمیتوان آن را صرفاً به دین نسبت داد.
در بحث اقتصاد اسلامی، برخی تصور میکنند که اگر چیزی اسلامی باشد، پدیدههای غیراسلامی ذاتاً بد و نادرست هستند. اما این برداشت نادرست است. اقتصاد اسلامی لزوماً به معنای رد سایر سیستمهای اقتصادی نیست. برای مثال، اقتصاد سرمایهداری و اقتصاد اسلامی ممکن است در برخی مفاهیم همپوشانی داشته باشند، اما در اصول بنیادین مانند ربا تفاوتهای اساسی وجود دارد. در اسلام، ربا به طور کامل نفی شده است، در حالی که در اقتصاد سرمایهداری، ربا یکی از پایههای اصلی است.
مقایسه شرایط اقتصادی کشورهای اسلامی با کشورهای سرمایهداری نیز میتواند گمراهکننده باشد. برای مثال، برخی میپرسند چگونه ممکن است اقتصاد کشوری مانند ژاپن یا سوئیس، با نرخ بهره پایین، غیر اسلامی تلقی شود، اما اقتصاد ایران، با نرخ بهره بالا، اسلامی باشد؟ پاسخ این است که اسلامی بودن یک اقتصاد تنها به نرخ بهره یا شاخصهای اقتصادی محدود نمیشود. اقتصاد اسلامی باید بر اساس اصول و احکام دینی عمل کند، و اگر این اصول رعایت نشود، حتی با وجود نرخ بهره پایین، نمیتوان آن را اسلامی دانست.
در واقع، اقتصاد ایران به رغم ادعاهای اسلامی بودن، هنوز مبتنی بر ربا و سایر عناصر غیر اسلامی است. از این رو، نمیتوان آن را یک اقتصاد اسلامی واقعی قلمداد کرد. اسلامی بودن یک جامعه تنها به ادعای اعتقاد به اسلام محدود نمیشود، بلکه باید در عمل، احکام و اخلاق اسلامی در نظام اقتصادی و اجتماعی آن جامعه اجرا شود.
جوامع پیشرفته، حتی اگر از نظر اقتصادی موفق باشند، لزوماً اسلامیتر از جوامع مسلمان نیستند. اسلامی بودن به پایبندی به اصول و احکام دینی بستگی دارد، نه صرفاً به پیشرفت اقتصادی. با این حال، جوامع مسلمان نیز باید به نقاط ضعف خود در اجرای اصول اقتصادی اسلام اعتراف کنند و برای بهبود شرایط تلاش کنند.
📡 رسانه شوید
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
https://eitaa.com/difqom
آمریکا و تروریسم تکفیری؛ از کمپ بوکا تا سوریه
در سالهای اخیر، شواهد و اسناد متعددی نشان دادهاند که آمریکا نقش کلیدی در ایجاد و حمایت از گروههای تروریستی تکفیری مانند داعش و تحریرالشام داشته است. این موضوع، که بارها توسط منابع مختلف تأیید شده، نشان میدهد که آمریکا از این گروهها به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود در خاورمیانه استفاده کرده است. یکی از مهمترین مراکز آموزش این تروریستها، کمپ بوکا در عراق بود که پس از اشغال این کشور توسط آمریکا در سال ۲۰۰۳ تأسیس شد.
کمپ بوکا، که به ظاهر یک بازداشتگاه نظامی بود، در واقع مرکزی برای آموزش و تربیت تروریستهای تکفیری به شمار میرفت. بسیاری از سرکردگان گروههایی مانند داعش و تحریرالشام، از جمله ابوبکر البغدادی، ابومحمد جولانی و سمیر الخلیفاوی، در این کمپ آموزش دیده بودند. آمریکا در سال ۲۰۰۹ این کمپ را به دولت عراق تحویل داد، اما بسیاری از تروریستهای خطرناک، از جمله سرکردگان اصلی، پیش از تحویل کمپ آزاد شده بودند. افسر اطلاعاتی آمریکایی مسئول کمپ در پاسخ به سؤال فرمانده ارتش عراق درباره علت آزادی این افراد، تنها گفت: «سندی علیه آنها نداشتیم و آزادشان کردیم!»
این موضوع نشان میدهد که آمریکا به طور عمدی از این تروریستها حمایت کرده و آنها را برای اجرای اهداف خود در منطقه آماده میکرد. ابوبکر البغدادی، سرکرده داعش، یکی از این افراد بود که به عنوان مهرهای گوش به فرمان آمریکا انتخاب شد. حتی ابومصعب الزرقاوی، یکی دیگر از سرکردگان تروریستها، که تمایل زیادی به همکاری با آمریکا نداشت، به سرعت از صحنه حذف شد تا راه برای رهبری البغدادی هموار شود.
حمایت آمریکا از تروریستهای تکفیری تنها به عراق محدود نشد. پس از آموزش این افراد در کمپ بوکا، بسیاری از آنها به افغانستان و سوریه فرستاده شدند. در سوریه، گروههایی مانند تحریرالشام تحت حمایت مستقیم آمریکا، اسرائیل و ترکیه وارد عمل شدند. ابومحمد جولانی، سرکرده تحریرالشام، که او نیز در کمپ بوکا آموزش دیده بود، به یکی از اصلیترین عوامل ایجاد خشونت و قتلعام در سوریه تبدیل شد. این گروهها با حمایت کشورهای غربی و منطقهای، جنایات وحشیانهای را مرتکب شدند که حتی دولتهای حامی آنها نیز گاهی مجبور به محکوم کردن این اقدامات شدند.
نقش آمریکا در ایجاد و حمایت از این گروههای تروریستی بارها توسط مقامات آمریکایی نیز تأیید شده است. هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا، در کتاب خاطرات خود به طور تلویحی به این موضوع اشاره کرده است. حتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا، در مناظرههای انتخاباتی خود بارها تأکید کرد که داعش ساخته و پرداخته آمریکاست.
با این حال، آمریکا همیشه سعی کرده است تا مسئولیت جنایات این گروهها را نپذیرد و در نهایت، سرکردگان آنها را پس از پایان مأموریتشان حذف فیزیکی کند. نمونههای این اقدام را میتوان در سرنوشت بنلادن و ابوبکر البغدادی مشاهده کرد. بنلادن، که سالها تحت حمایت آمریکا بود، در نهایت به دست نیروهای آمریکایی کشته شد و جسدش به دریا انداخته شد. ابوبکر البغدادی نیز پس از سالها رهبری داعش، در عملیاتی توسط آمریکا کشته شد.
اکنون به نظر میرسد که ابومحمد جولانی، سرکرده تحریرالشام، نیز در آستانه سرنوشتی مشابه قرار دارد. با توجه به الگوی رفتار آمریکا در قبال سرکردگان تروریستی، این احتمال وجود دارد که جولانی نیز پس از پایان مأموریتاش، توسط حامیانش حذف شود تا اسرار همکاریهای پشت پرده افشا نشود.
این موضوع نشان میدهد که آمریکا از تروریستهای تکفیری به عنوان ابزاری برای ایجاد بیثباتی در منطقه استفاده کرده و پس از پایان مأموریتشان، آنها را از بین برده است. این احتمال را به خاطر بسپارید و این پیشبینی را جدی بگیرید.
📡 رسانه شوید
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
https://eitaa.com/difqom
آیا خاورمیانه در آستانه نظم جدیدی قرار دارد؟
وبگاه "میدل ایست آی" در گزارشی به بررسی تحولات اخیر خاورمیانه پرداخته و این سوال را مطرح کرده است که آیا منطقه در آستانه شکلگیری نظمی جدید قرار دارد؟ با وجود ادعاهای صهیونیستها و آمریکا مبنی بر تغییرات عمیق در خاورمیانه، شواهد تاریخی نشان میدهند که بسیاری از این تحولات، ادامه روندهای گذشته هستند و نه لزوماً نشانههایی از ظهور نظمی جدید.
تحولات اخیر: ادامه روندهای گذشته یا ظهور نظم جدید؟
پس از جنگ اسرائیل علیه غزه و سقوط نظام بشار اسد در سوریه، بسیاری از تحلیلگران ادعا کردهاند که خاورمیانه در حال تجربه تغییرات عمیقی است. با این حال، میدل ایست آی استدلال میکند که بسیاری از این تحولات، مانند پیشرویهای اسرائیل و ویرانیهای غزه و لبنان، چندان بیسابقه نیستند. تاکتیکهای نظامی اسرائیل علیه گروههایی مانند حماس و حزبالله، مشابه اقدامات این رژیم در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ علیه سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO) است. در آن زمان نیز اسرائیل تلاش کرد تا با اشغالگری و ایجاد مناطق حائل، امنیت خود را تضمین کند، اما این اقدامات نه تنها به امنیت بیشتر منجر نشد، بلکه باعث ظهور گروههای مقاومت جدیدی مانند حزبالله شد.
ضعف اسرائیل در تبدیل برتری نظامی به سلطه منطقهای
اسرائیل با وجود برتری نظامی، در تبدیل این برتری به سلطه منطقهای موفق نبوده است. در دهه ۱۹۸۰، این رژیم مجبور به عقبنشینی و سازش شد و اکنون نیز با وجود پیشرویهای اخیر، هیچ تضمینی وجود ندارد که بتواند برتری خود را در منطقه حفظ کند. این ناکامیها نشان میدهد که اسرائیل ظرفیت محدودی در تبدیل قدرت نظامی به نفوذ سیاسی دارد.
ایران: هنوز یک بازیگر قدرتمند
برخلاف برخی تحلیلها که از ضعف ایران در منطقه سخن میگویند، این کشور همچنان نفوذ قابل توجهی در عراق، یمن و سوریه دارد. متحدان ایران، مانند انصارالله در یمن، از درگیریهای اخیر قدرتمندتر بیرون آمدهاند. همچنین، ایران در حال برقراری ارتباط با گروههای مختلف در سوریه است که میتوانند در آینده این کشور نقش مهمی ایفا کنند.
آمریکا و اولویتهای منطقهای ترامپ
سیاستهای دولت ترامپ در خاورمیانه، مانند حمایت بیقید و شرط از اسرائیل و تشدید تحریمها علیه ایران، چندان جدید نیستند و مشابه رویکردهای روسای جمهور پیشین آمریکا هستند. اگرچه ترامپ اعلام کرده است که مایل به کنترل نوار غزه است، اما هنوز مشخص نیست که این یک طرح جدی است یا صرفاً یک تاکتیک برای چانهزنی با حماس و رهبران عربی.
ترکیه: گسترش نفوذ در شامات
ترکیه نیز در حال گسترش نفوذ خود در منطقه است. تبدیل سوریه به متحد اصلی ترکیه و احتمال ایجاد پایگاههای نظامی ترکیه در خاک سوریه، میتواند تنشها با اسرائیل را افزایش دهد. با این حال، این تغییرات بیشتر ناشی از شرایط کنونی است و لزوماً پایدار نخواهند بود.
آینده نامشخص سوریه و لبنان
سقوط نظام سیاسی سوریه و تحولات اخیر در لبنان، نشاندهنده آیندهای نامشخص برای این کشورهاست. سوریه ممکن است همچنان درگیر درگیریهای داخلی باشد و لبنان نیز هنوز به ثبات نرسیده است. این شرایط، تحقق صلح و ثبات را در این کشورها دشوار میکند.
تداوم روندها یا تغییرات عمیق؟
با وجود برخی تغییرات اخیر، هنوز مشخص نیست که آیا خاورمیانه در آستانه ظهور نظمی جدید قرار دارد یا خیر. همانطور که پروفسور "فرد هالیدی" اشاره میکند، هر دهه یک بار تحولاتی رخ میدهند که چشماندازهای ژئوپلیتیکی را تغییر میدهند، اما روند کلی منطقه بیشتر به تداوم روندهای گذشته گرایش دارد. اسرائیل همچنان در استفاده از قدرت نظامی برای گسترش نفوذ خود ناموفق است، ترکیه در حال گسترش نفوذ خود است و ایران هنوز یک بازیگر مهم در منطقه محسوب میشود.
تحولات خارج از خاورمیانه، مانند تغییر در روابط آمریکا و اروپا یا تقویت موقعیت روسیه، میتوانند تأثیرات پیشبینینشدهای بر منطقه داشته باشند. بنابراین، اگرچه خاورمیانه شاهد برخی تغییرات بوده است، اما هنوز زود است که از ظهور نظمی جدید سخن گفت.
📡 رسانه شوید
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
https://eitaa.com/difqom
بررسی گزارش کمیته ویژه ناآرامیهای ۱۴۰۱
حسین مظفر، رئیس کمیته ویژه بررسی ناآرامیهای سال ۱۴۰۱ در مصاحبهای با خبرگزاری ایلنا، به تبیین گزارش این کمیته پرداخته است. در زیر به مهمترین نکات این گزارش اشاره میشود:
1. ریشهیابی و پیامدها: گزارشی که به رئیسجمهور ارائه شده، شامل تحلیل علل و حوادث شکلگیری ناآرامیها، آسیبهای جانی و مالی به مردم و نظام است. همچنین، جبران خساراتی که با نگاه رأفت به آسیبدیدگان این حوادث پرداخت شده، حدود هشتصد میلیارد تومان (معادل هشت هزار میلیارد ریال) گزارش شده است.
2. وضعیت آسیبدیدگان: در میان افرادی که کمیته حقیقتیاب نام آنها را ذکر کرده، بسیاری زنده هستند و تعدادی دیگر که به دلایل طبیعی یا خودکشی فوت شدهاند. بعضی از موارد به دلیل حوادث ناشی از این ناآرامیها مستند شدهاند، اما به گفته مظفر، برخی سوءاستفادهها نیز در این زمینه صورت گرفته است.
3. اقدامات نظام: مظفر تأکید کرده که نظام اقدامات مشخصی برای صیانت از حقوق شهروندان در جریان این ناآرامیها انجام داده و در این راستا ملاحظات زیادی را مد نظر قرار داده است. او بیان کرد که ۷۰ نفر از نیروهای نظامی کشته و سه تا چهار هزار نفر مجروح شدهاند که نشاندهنده ملاحظه آنها نسبت به مردم است.
4. انتقادات به کمیته حقیقتیاب: مظفر به انتقادات وارده به نظام از سوی کمیته حقیقتیاب اشاره کرده و به نادیده گرفتن بخشنامهها و اقدامات ملاحظهگرانه، از جمله عدم دستگیری زنان و سالخوردگان انتقاد کرده است. او همچنین به عفو رهبری اشاره دارد که شامل ۹۰ درصد از افراد ناآرامیها بوده و این نکته نیز در گزارش کمیته به درستی منعکس نشده است.
5. جبران خسارت: گزارش کمیته حقیقتیاب به پرداخت خسارتهایی که توسط نظام انجام شده است، توجهی نداشته است. این پرداختها شامل کسانی است که تحت پوشش بنیاد شهید به عنوان شهید یا جانباز قبول شدهاند و برای افرادی که بیگناه آسیب دیدهاند، اقدامات جبرانی انجام گرفته است.
📡 رسانه شوید
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
https://eitaa.com/difqom
تجمعات حجاب- مطالبه مردمی یا سوءاستفاده جریانهای انحرافی؟
در روزهای اخیر، تجمعاتی در سطح شهرها با محوریت مطالبه اجرای قانون عفاف و حجاب شکل گرفته است. این تجمعات، که با حضور مردم دلسوز و نگران از وضعیت حجاب برگزار شده، در ظاهر مطالبهای مشروع و قانونی را دنبال میکند. اما در کنار این حضور مردمی، نکات و ناگفتههایی وجود دارد که نیاز به بررسی دقیقتر دارد. این تجمعات، هرچند در ظاهر بر پایه دغدغههای دینی و قانونی شکل گرفته، اما در عمل شاهد برخی انحرافات و سوءاستفادهها نیز بودهاند.
اولین نکته این است که این تجمعات، به خودی خود، قانونی و مشروع هستند. در گذشته نیز نمونههایی از تجمعات مردمی مانند اعتراضات مقابل موسسات مالی و اعتباری یا تجمعات دانشجویی در حمایت از کارگران هفتتپه و هپکو وجود داشته که با رعایت چارچوبهای قانونی برگزار شدهاند. اما در برخی موارد، این تجمعات به دلیل ایجاد ناامنی و سدمعبر، با مخالفتهایی مواجه شدهاند. بنابراین، قانونی بودن این تجمعات مشروط به رعایت نظم عمومی و عدم ایجاد اخلال در امنیت جامعه است.
دومین نکته این است که اکثر شرکتکنندگان در این تجمعات، از سر دلسوزی و عشق به دین و کشور در این حرکتها حضور پیدا کردهاند. متهم کردن این افراد به دریافت پول یا انگیزههای نامشروع، ظلمی بزرگ است و باید از آن پرهیز کرد. مردم ما مومن و دغدغهمند هستند و نسبت به اجرای قانون و رعایت احکام دینی حساسیت نشان میدهند. این حساسیت و مطالبهگری مردمی، باید مورد تقدیر قرار گیرد و مسئولان نیز باید پاسخگوی خواستههای بهحق مردم باشند.
اما مسئله اینجاست که در کنار این مردم دلسوز، جریانهایی نیز وجود دارند که از این تجمعات سوءاستفاده کرده و آن را به سمت اهداف دیگری سوق میدهند. این جریانها، که در جایگاه برنامهریز و هدایتکننده قرار دارند، تلاش میکنند تا مطالبه مشروع مردم را به ابزاری برای تخریب مسئولان نظام و ایجاد اختلاف در جامعه تبدیل کنند. این افراد، با طرح شعارهای منحرفانه و تبلیغات نادرست در فضای مجازی، سعی در ایجاد شکاف بین مردم و نظام دارند.
این جریانها، که در طول سالهای اخیر نیز در بزنگاههای مختلف سیاسی و اجتماعی حضور فعال داشتهاند، همواره نظام را به کمکاری، سستی و بیاعتنایی به ارزشهای دینی متهم کردهاند. این افراد، که در ماجراهایی مانند انتقام سخت، سوریه، رای اعتماد به وزرا و حتی در جریان واکسیناسیون کرونا، به نظام و مسئولان حمله کردهاند، اکنون نیز از تجمعات مردمی حول موضوع حجاب سوءاستفاده میکنند.
این جریانها، که خود را انقلابی و آرمانگرا معرفی میکنند، در عمل به اصل انقلابیگری و عدالتخواهی ضربه میزنند. آنها با ایجاد دوقطبیهای کاذب و تخریب چهره مسئولان، نه تنها به نظام آسیب میزنند، بلکه اعتماد مردم را نیز نسبت به ارزشهای دینی و ملی تضعیف میکنند. این افراد، که در ماجرای انتخاباتهای گذشته نیز نقش پررنگی در ایجاد اختلاف بین نیروهای انقلابی داشتند، اکنون نیز با همان روشهای غیراخلاقی و تهمتزنی، سعی در انحراف مطالبههای مردمی دارند.
بنابراین، باید حساب این جریانها را از مردم متدین و دلسوز جدا کرد. مردم ما، با دغدغههای مشروع و قانونی خود، به دنبال اجرای صحیح قوانین و احکام دینی هستند. اما برخی جریانها، با سوءاستفاده از این احساسات مردمی، سعی در ایجاد اغتشاش و تضعیف نظام دارند. این جریانها، که در طول سالهای اخیر بارها با تحلیلهای اشتباه و اتهامزنیهای نادرست، نظام را تحت فشار قرار دادهاند، اکنون نیز از موضوع حجاب به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند.
مطالبه اجرای قانون حجاب، مطالبهای مشروع و مردمی است. اما باید مراقب بود که این مطالبه، به دست جریانهای انحرافی نیفتد و به ابزاری برای تخریب نظام و ایجاد اختلاف در جامعه تبدیل نشود. مسئولان نیز باید با پاسخگویی به خواستههای مردم و اجرای صحیح قوانین، از سوءاستفاده این جریانها جلوگیری کنند.
📡 رسانه شوید
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
https://eitaa.com/difqom
تصاعد تنش در یمن؛ چرا آمریکا بازنده خواهد بود؟
کارشناسان معتقدند که افزایش تنشها در یمن به ضرر آمریکا تمام خواهد شد. مرتضی سیمیاری، کارشناس مسائل غرب آسیا، با اشاره به حملات اخیر آمریکا به یمن، تأکید کرد که این اقدامات نه تنها باعث بیاعتبار شدن تهدیدات ترامپ میشود، بلکه نشاندهنده شکست استراتژیهای پیشین آمریکا در منطقه است. از اکتبر ۲۰۲۳، یمن درگیر جنگ مستقیم بوده و تمام گزینههای آمریکا علیه صنعا بینتیجه ماندهاند.
سیمیاری با مقایسه عملیات اخیر آمریکا با حمله به پایگاه هوایی «شعیرات» در سوریه در سال ۲۰۱۷، اشاره کرد که رویکرد تیم امنیتی ترامپ تغییر نکرده است. در آن زمان، سعودیها با تحریک آمریکا، تلاش کردند تا توازن قدرت را به نفع خود تغییر دهند. آنها معتقد بودند که اگر آمریکا وارد عمل نشود، ایران هژمونی آمریکا را در منطقه از بین خواهد برد. با این حال، این استراتژی با شکست مواجه شد و مقاومت در منطقه تقویت شد.
وی افزود که ترامپ با الهام از لابیهای عبری و عربی، اکنون در تلاش است تا با ایجاد تنش در یمن، مقاومت را به عقبنشینی وادارد. اما این گزینه نیز محکوم به شکست است، زیرا یمن از اکتبر ۲۰۲۳ در جنگ مستقیم قرار داشته و همه گزینههای آمریکا علیه صنعا بینتیجه ماندهاند. هرگونه واکنش تاکتیکی از سوی انصارالله، گزینه تصاعد تنش را ناکارآمد خواهد کرد.
سیمیاری همچنین به تلاش آمریکا برای ایجاد پیوند میان ایران و یمن اشاره کرد و گفت که این اقدام نه برای هشدار به ایران، بلکه با هدف ایجاد گسست اجتماعی در جهان اسلام طراحی شده است. با این حال، مقاومت با شناخت دقیق از رفتار دشمن، به جای واکنش دفعی، زمین بازی را به نفع خود تعریف میکند.
کارشناسان معتقدند که افزایش تنشها در یمن نه تنها به نفع آمریکا نخواهد بود، بلکه باعث تقویت مقاومت و تضعیف بیشتر موضع آمریکا در منطقه میشود.
📡 رسانه شوید
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
https://eitaa.com/difqom
چالشهای کاهش نقدینگی در ایران: بررسی روندها و عوامل تاثیرگذار
در سالهای اخیر، افزایش بیرویه نقدینگی در ایران به یکی از اصلیترین چالشهای اقتصادی کشور تبدیل شده است. این افزایش نقدینگی، تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی را به همراه داشته و سیاستگذاران اقتصادی را به سمت اتخاذ راهکارهایی برای کنترل رشد نقدینگی و ایجاد ثبات اقتصادی سوق داده است. یکی از مهمترین ابزارهای مورد استفاده در این زمینه، کنترل ترازنامهای بانکها بوده که از آذر ۱۳۹۹ در دستور کار قرار گرفته است. با این حال، کاهش نقدینگی در ایران با چالشهای متعددی مواجه است. در اسفند ۱۴۰۳، نرخ رشد نقطه به نقطه پایه پولی و نقدینگی به ترتیب به ۲۸.۱ و ۲۴.۳ درصد رسید. این ارقام نشان میدهد که اگرچه سیاستهای انقباضی بانک مرکزی تا حدی موفق بودهاند، اما همچنان کاهش نقدینگی با دشواریهایی همراه است.
از سال ۱۳۹۷ و با شروع تحریمهای اقتصادی، نرخ رشد نقدینگی در ایران روند صعودی به خود گرفت. نرخ رشد نقدینگی از ۲۲.۱ درصد در اسفند ۱۳۹۶ به ۳۳ درصد در اسفند ۱۳۹۸ رسید. با افزایش تورم و خطر وقوع تورمهای فزاینده، بانک مرکزی از اواسط سال ۱۳۹۹ سیاست «کنترل رشد ترازنامه» را در پیش گرفت. هدف این سیاست، کنترل رشد نقدینگی و مهار تورم بود. با این حال، رشد نقدینگی همچنان ادامه یافت و در مهر ۱۴۰۰ به رقم بیسابقه ۴۲.۸ درصد رسید. پس از این دوره، با اجرای سیاستهای کنترل ترازنامه، نرخ رشد نقدینگی روند کاهشی به خود گرفت و در اسفند ۱۴۰۲ به ۲۴ درصد رسید. اما در سال ۱۴۰۳، این روند کاهشی با چالشهایی مواجه شد و نرخ رشد نقدینگی در آبان ۱۴۰۳ به ۲۸ درصد افزایش یافت.
دو عامل اصلی در کاهش نرخ رشد نقدینگی در سالهای اخیر نقش داشتهاند. اول، کاهش نرخ رشد پایه پولی که از فروردین ۱۴۰۲ تا آبان ۱۴۰۳ روند نزولی داشته و رشد نقطه به نقطه آن از ۴۴ درصد به ۲۱ درصد کاهش یافته است. این کاهش ناشی از فروش ارز، کاهش داراییهای خارجی بانک مرکزی و افزایش سپردههای دولت نزد بانک مرکزی بوده است. دوم، کنترل ترازنامه بانکها که بانک مرکزی با ابلاغ ضوابط کنترل ترازنامه، رشد ترازنامه بانکها را محدود کرده است. این سیاست در سه سال اخیر موفقیتآمیز بوده، اما تداوم آن با چالشهایی مواجه است.
با وجود موفقیتهای نسبی در کنترل نقدینگی، ادامه این روند با موانع جدی روبرو است. یکی از این موانع، عدم تناسب سیاستها با شرایط تحریمی است. متوسط نرخ رشد نقدینگی در دورههای تحریم ۳۲.۵ درصد بوده است. پایدار ماندن رشد نقدینگی در سطح پایینتر از این رقم، نیازمند اصلاحات ساختاری در بخش پولی و اعتباری کشور است. افزایش سیالیت نقدینگی نیز یکی دیگر از چالشهاست. سهم سپردههای دیداری از کل سپردههای بانکی از ۱۷ درصد در اسفند ۱۴۰۰ به ۲۲.۴ درصد در اسفند ۱۴۰۲ افزایش یافته است. این افزایش نشاندهنده سیالیت بالای نقدینگی و قدرت تورمزایی بیشتر آن است. همچنین، کاهش جذابیت سپردههای بلندمدت از دیگر مشکلات است. سهم سپردههای بلندمدت از کل نقدینگی کاهش یافته و این امر نشاندهنده کاهش تمایل مردم به سپردهگذاری بلندمدت در بانکها است.
اگرچه بانک مرکزی در سالهای اخیر با اجرای سیاستهای انقباضی و کنترل ترازنامه بانکها توانسته است تا حدی رشد نقدینگی را کاهش دهد، اما تداوم این روند با چالشهای جدی مواجه است. افزایش سیالیت نقدینگی، کاهش جذابیت سپردههای بلندمدت و عدم تناسب سیاستها با شرایط تحریمی از جمله عواملی هستند که کاهش نقدینگی را در ایران با دشواری مواجه کردهاند. برای دستیابی به ثبات اقتصادی پایدار، نیاز به اصلاحات ساختاری در نظام پولی و بانکی کشور احساس میشود.
📡 رسانه شوید
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
https://eitaa.com/difqom
کردها و تحریر الشام؛ غافلگیری رژیم صهیونیستی و خطر برای کریدور داوود
هفته گذشته، خبری ناگهانی درباره توافق دولت تحریر الشام و کردهای سوریه در رسانهها منتشر شد که باعث شوک و نگرانی رژیم صهیونیستی شد. این توافق، که در کاخ احمد الشرع (جولانی)، رهبر گروه تروریستی تحریر الشام، با حضور مظلوم العبادی، رهبر کردهای سوریه، به امضا رسید، شامل هشت ماده بود و هدف آن ادغام کردها در نهادهای دولتی سوریه اعلام شد. اگرچه این توافق در مرحله اصولی است، اما در صورت اجرایی شدن، میتواند تحولات مهمی در منطقه ایجاد کند و حتی کریدور استراتژیک رژیم صهیونیستی را با خطر مواجه سازد.
توافق کردها و تحریر الشام: ادغام نیروها و پیامدهای منطقهای
در بند مرکزی این توافقنامه آمده است که نیروهای کرد در ارتش ملی سوریه ادغام خواهند شد. مظلوم العبادی، رهبر «نیروهای دموکراتیک سوریه» (قسد)، در مصاحبهای با هفتهنامه عربستانی «المجله» تأکید کرد که کردها میخواهند بخشی از روند سیاسی و ساختار جدید سوریه باشند. قسد، به عنوان قویترین جنبش سیاسی خارج از دولت سوریه، دارای حدود ۱۰۰ هزار نیروی نظامی است که به سلاحهای مدرن آمریکایی و اروپایی مجهز هستند. این توافق، اگر عملی شود، میتواند موازنه قدرت در سوریه را تغییر دهد.
رژیم صهیونیستی و نگرانی از تحولات سوریه
رژیم صهیونیستی از این توافق غافلگیر شده است. صهیونیستها به تحریر الشام به عنوان یک گروه تروریستی نگاه میکنند که نباید اجازه یابد پایههای حکومتی خود را محکم کند. از سوی دیگر، کردها به عنوان یک اقلیت همسو با منافع اسرائیل در نظر گرفته میشدند، اما اکنون نزدیکی آنها به تحریر الشام، برنامههای رژیم صهیونیستی را با چالش مواجه کرده است.
یکی از مهمترین برنامههای رژیم صهیونیستی، ایجاد کریدوری استراتژیک به نام «کریدور داوود» است. این کریدور، که با همکاری آمریکا، کردها و دروزیها طراحی شده، هدف آن ایجاد یک مسیر امن از فلسطین اشغالی تا مناطق تحت کنترل کردهای شمال سوریه است. این طرح، که از ارتفاعات جولان تا رود فرات امتداد مییابد، به صهیونیستها اجازه میدهد تا کنترل خود بر مرزهای شرقی سوریه را افزایش دهند و از نفوذ ترکیه و ایران در این منطقه جلوگیری کنند.
کریدور داوود: اهداف و چالشها
کریدور داوود، که توسط صهیونیستها طراحی شده، نه تنها یک مسیر حمل و نقل، بلکه یک محور استراتژیک برای انتقال سلاح و نیرو از اسرائیل به کردهای عراق و ایران است. این کریدور، در صورت موفقیت، میتواند نقشه ژئوپلیتیک منطقه را تغییر دهد و رژیم صهیونیستی را به بازیگر مسلط خاورمیانه تبدیل کند. با این حال، توافق اخیر بین کردها و تحریر الشام، همراه با تصمیم آمریکا برای کاهش حضور نظامی خود در مناطق کردی، این طرح را با تردیدهای جدی مواجه کرده است.
اتحاد پیرامونی بن گوریون و چالشهای جدید
بر اساس دیدگاه بن گوریون، بنیانگذار رژیم صهیونیستی، این رژیم برای شکستن محاصره کشورهای عربی، باید با اقلیتهای منطقه مانند کردها و دروزیها اتحاد تشکیل دهد. این استراتژی، که به «اتحاد پیرامونی» معروف است، در گذشته باعث حمایت صهیونیستها از کردها و دروزیها شده بود. اما اکنون، با نزدیکی کردها به تحریر الشام، این اتحاد با چالشهای جدیدی روبرو شده است.
رژیم صهیونیستی معتقد است که نمیتوان به تحریر الشام اعتماد کرد، چرا که این گروه تروریستی میتواند در آینده به تهدیدی جدی برای اسرائیل تبدیل شود. از این رو، صهیونیستها با حمایت از دروزیها و کردها، درصدد پیشبرد طرحهای خود در سوریه بودند، اما اکنون با توافق کردها و تحریر الشام، این برنامهها با ابهام مواجه شدهاند.
آینده توافق کردها و تحریر الشام
در حال حاضر، ارزیابی دقیق پیامدهای این توافق دشوار است. اگرچه این توافق میتواند باعث نزدیکی بیشتر کردها و تحریر الشام شود، اما مشخص نیست که این همکاری تا چه حد پایدار خواهد بود. از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی با توجه به کاهش حضور آمریکا در مناطق کردی و نزدیکی کردها به تحریر الشام، نسبت به آینده کریدور داوود و برنامههای خود در سوریه تردید دارد.
این توافق نشان میدهد که تحولات سوریه همچنان میتواند بر معادلات منطقهای تأثیرگذار باشد و بازیگران مختلف، از جمله رژیم صهیونیستی، باید خود را برای سناریوهای جدید آماده کنند.
📡 رسانه شوید
🖇کانال دفتر ارتباطات فرهنگی
https://eitaa.com/difqom