eitaa logo
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
232 دنبال‌کننده
271 عکس
70 ویدیو
0 فایل
« تراوشات ذهنیِ یک ارزشیِ علاقه‌مند به سینما و عکاسی » https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1wg907f&btn=دکوپاژ
مشاهده در ایتا
دانلود
تصور میکنم. تصور میکنم پسرک قبل از جشن، آرایشگاهش را رفته. موهایش را حالت داده. کت‌و‌شلواری را که از چندماه قبل اصرار به خریدنش داشته و پدرش بالاخره توانسته برایش بخرد، پوشیده. خودش که ادکلن شخصی ندارد. از ادکلن پدرش چند پاف، طوری به کتش زده که لک نشود. پسرک جلوی آینه، وجنات مردانه خودش را که دیده لبخند زده. لپ‌هایش گل‌ انداخته. شبیه آدم‌بزرگ‌ها شده. مرد شده. پسرها با کت‌شلوار، خیلی آقا می‌شوند. مخصوصا با اولین کت‌وشلواری که در عمرشان می‌پوشند. مادرش قربان صدقه پسرک رفته. وان یکاد برایش فوت کرده و گفته ماشالا هفت‌قرآن به میان، ایشالا دامادیتو ببینوم. پسرک طوری راه می‌رود که خدای ناکرده غباری به کت‌وشلوار تازه‌اش ننشیند. لک به پیراهنش نیفتد. یک تار مویش جابجا نشود. او خوشحال‌ترین مرد مراسم امشب است. گو که سور و سات مرد شدن اون برپاست. چند لحظه بعد، حالا پسرک افتاده. کت‌و‌شلوار تازه‌اش، چاک‌چاک ترکش‌هاست. خونین و خاکی و پاره. لپ‌های گل‌انداخته‌اش مثل برف سفید شده و موهایش به هم ریخته. پسرک، شهید شده. مردتر شده. مردتر از خیلی‌ها. و زنی میان جمعیت جیغ می‌کشد که پسری با کت‌وشلوار تازه‌ مشکی ندیدید؟ «مهدی مولایی» @m_molaie110
احتمالا اگه تا دو هفته دیگه نرم زیارت تبدیل به یک زامبیِ زیارت نرفته شم
- أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ و حال آنكه من بنده‌ی ناتوان، خوار و كوچك، زمين گير و درمانده توأم. • دعـای کمـیل •