ایشونم پیش حاج احمد کاظمیه
همیشه براش فاتحه می خونم.
فیلم پیشمرگ درباره یه ماجرایی از ماموریت این شهیده.
ما قراره بریم ببینیمش. (اگه هنوز باشهرو پرده🙈)
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
37.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگید طولانیه.
تا آخرش ببینید.
من دیدم پشیمون نشدم.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
در صورت خروج از جلسه ی امتحان اجازه ی برگشت داده نخواهد شد.
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
امروز و دیروز و پریروز به اسم سه شهید گرانقدر بود.
بیایین یک تصمیم از مجموع تصمیم های زندگی شون رو مرور کنیم.
#یک_تصمیم_یک_سرنوشت
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
زعیم شیعیان بود در عراق.
دارای احترام، نفوذ، علم و وجاهت.
وجودش بینهایت مفید بود برای اسلام.
آمدند برای دستگیریاش.
گفتند یکی از این سه شرط را بپذیر.
رفع زحمت میکنیم.
۱. فتوای حرام بودن عضویت در حزب بعث را تغییر بده.
۲ به حرام بودن عضویت در حزب الدعوه فتوا بده.
۳. انقلاب ایران را تایید نکن.
اگر یکی را قبول میکرد، میماند.
همچنان خیر میرساند.
هیچ کدام را قبول نکرد.
دستگیرش کردند.
شهیدش کردند.
#شهید_محمدباقر_صدر
#یک_تصمیم_یک_سرنوشت
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
همه شاسیها را تکیه دادند به دیوار.
جلسهی دفاع دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا این طوری برگزار میشد.
هیات ژوری با چشمانی باز بین چند نفری که آن روز دفاع داشتند قدم میزدند. هیچ کدام عقاید اسلامی نداشتند. تیپ دانشجوها هم خیلی هنری و عجیب بود.
از بینشان فقط کامران بود که قبل از شروع یک «بسم الله الرحمن الرحیم» بلند گفت. همهی سرها برگشت به سمتاش. بدون تغییر حالت کارش را شروع کرد.
#شهید_سیدمرتضی_آوینی
#یک_تصمیم_یک_سرنوشت
#همین_تصمیم_های_کوچک_می_تواند_سرنوشت_ها_را_تغییر_دهد.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
افسران جوان ارتش سر میز شام پادگان گعده گرفته بودند.
ـ فردا ماه رمضونه.
ـ من که روزه نمیگیرم.
ـ مگه با این تمرینات سخت می.شه روزه گرفت.
ـ اینا نباید دوره.ی آموزشی به این دشواری رو میانداختند توی ماه رمضون.
ـاونم توی تابستون!
ـ هلاک میشیم.
فقط یک نفر از آن جمع نانهای توی سفره را برداشت که فردا بیسحری نماند.
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#یک_تصمیم_یک_سرنوشت
#همین_تصمیم_های_کوچک_می_تواند_سرنوشت_ها_را_تغییر_دهد.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
امروز رفته بودیم رونمایی خونگیِ این کتاب
روایت هایی از دیدار آدم های مختلف با سید ماست.
باید جذاب باشه.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
کتاب به کتاب کردیم😅
#دشواری_مبارک
#دیدار_با_دبیرکل
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با معنی بخونید.
ماه رمضون جلسات دعای ندبه مون تعطیل بود.
هفته پیش هم اهالی مسجد دسته جمعی رفته بودند اردوی راهیان نور و برگزار نشد.
چقدر دلم تنگ شده بود برای دسته جمعی ندبه کردن و منجی خواستن. چقدر شرایط دنیا نسبت به چهل روز پیش که آخرین جلسه برگزار شد بدتر شده...😭😭😭
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
در خبر آمده است كه چون ضرار بن ضمرة الضّبابى بر معاويه داخل شد، معاويه او را از امير المؤمنين (ع) پرسيد.
ضرار گفت: شهادت مى دهم كه او را در جايى كه عبادت مى كرد ديدم. شب پرده برافكنده بود و او در محراب خود ايستاده بود. محاسن خود را به دست گرفته، چون مار گزيده به خود مى پيچيد و چون اندوهگينان مى گريست و مى گفت:
اى دنيا، اى دنيا، از من دور شو. آيا خود را به من مى نمايانى يا به من مشتاق شده اى؟ هنگام فريبت نزديك مباد. هيهات ديگرى را بفريب، مرا به تو نيازى نيست. تو را سه طلاق گفته ام كه ديگر در آن بازگشتى نباشد. زندگيت كوتاه است و آرزويت حقير است. آه، از اندك بودن راه توشه و درازى راه و دورى سفر و سختى منزلگاه.
امروز منبر حاج آقا حول این حکمت نهج البلاغه بود.
آه من قله الزاد و طول الطریق!😭
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ما در سختی ها چه می کنیم؟
پیش خدا زار می زنیم کمکمان کند؟
یا ازش شاکی می شویم و قهر می کنیم؟
شیطان کدام را بیشتر می پسندد؟
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan