همین طور که در این آخرین لحظات روز دارید برای شهید محسن فاتحه می خونین
برای یه شهید اردیبهشت دیگه هم فاتحه بخونین.🥲
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بریم به روز دختر پارسال؟
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ما می تونیم چنین ادعایی داشته باشیم؟
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
دیمزن
روند #آیه_نوش هامون داشت سوره ی کهف رو جلو می رفت. اما مجبوریم اصحاب کهف رو تو غار رها کنیم کمی بخ
شکر خدا سوره ی انعام رو تموم کردیم.
برگردیم به سوره ی کهف خودمون.
ولی همچنان می تونیم ثواب قرائت و تدبرمون رو به ارواح مومنین موثر هدیه کنیم و بخوایم که برای مردم غزه هرکاری می تونن بکنن.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
خدایا کاری کن اموال و اولادمان هم باقیات الصالحات مان باشند.
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از کانال حمید کثیری
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
والا ما نمیدونیم حرف مامان رو گوش بدیم یا حرف امام حسین رو!
@hamidkasiri_ir
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این معز الاولیا و مذل الاعدا
یعنی می شه ما ذلیل شدن اینا رو ببینیم؟
#ندبه_های_دلتنگی
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹عاقبت انقلاب اسلامی ایران از زبان رهبر حکیم انقلاب
✍این پیشبینی حقیقتا حکیمانه است، چقدر با قاطعیت میفرمایند: "بنده میدانم" قابل توجه بزرگوارانی که نگران آینده ایران هستند.
┅┅┅┅🍃🇵🇸❤🇮🇷🍃┅┅┅┅┄
🇮🇷 کانال اساتید انقلابی ونخبگان علمی
@asatid_enghelabi ایتا و سروش
ضعف حافظه ی تاریخی
باعث می شه خدا هی بیاد
دشمن رو و لحظات دشمنی شو
برامون مرور کنه!
هنوزم مشکلمون همینه!
#ضعف_حافظه_تاریخی
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
تو این آیه لحن خدا شبیه مامانیه که از لجبازی بچه هاش داره پیش یکی درددل می کنه.
درواقع به در می گه دیوار بشنوه!🤭
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
اولین باری که آقا را دیدم ۱۴ اردیبهشت ۱۳۷۸ بود. اختتامیه مسابقات قران سمپاد آن سال توی تهران برگزار می شد. اولین بار بود به مسابقات کشوری رسیده بودم و از خوشحالی پرواز می کردم.
اینکه از کل مدرسه فرزانگان تبریز دو نفر انتخاب شده باشند و با هواپیما بیاورندمان تهران و چند روزی مدرسه نرویم و با بچه های شبیه خودمان از شهرهای دیگر آشنا شویم، خودش نهایت حال خوش بود.
حتی اولین دیدار بهشت زهرایم را در آن سفر رفتم و خوب یادم هست که زیارتمان را از مزار شهید بهشتی شروع کردیم. شاید چون دکتر اژه ای _مدیر مهربان سمپاد_ داماد شهید بهشتی بود. روز اختتامیه بعد از دادن جوایز، آقای اژه ای شگفتانه ای که از اول سفر قول داده بود را رو کرد و گفت می رویم دیدار آقا!
من؟ دانش آموز شانزده ساله ی شهرستانی و دیدار آقا؟
این مرحله حتی برای مامان بابام هم قفل بود!
اولین بار آن روز پایم را روی زیلوهای سفیدآبی حسینیه امام خمینی گذاشتم و چهره نورانی آقا را دیدم و احساس کردم همه ی آشفتگی های وجودم، رام شدند و آرام گرفتند. چه خلسه ی لذتبخشی بود. مخدر خالص که کرور کرور دوپامین در من ترشح کرد. مثل حالی که بعدها رو به روی کعبه پیدا می کردم.
امروز هم ۱۴ اردیبهشت بود. ۲۶ سال از آن دیدار گذشته بود. به توفیق الهی بارهای بار به بهانه های مختلف آقا را دیده ام. اما همچنان دیدار رویش برایم نقش مخدر دارد. آشفتگی ها را صاف و صوف می کند. دلم را آرام. دیدار امروز ولی با همه دیدارها فرق داشت. روی لبها ذکر تلبیه بود. همه لبیک می گفتند و حافظه ی مغزی ام کرور کرور دوپامین ترشح می کرد. دوپامین دیدار آقا هم بهش اضافه شده بود. چه خلسه ی شیرینی!
این لحظه هزار بار تقدیم تو باد!
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan