💢 حوزه دانشجویی شریف برگزار میکند:
*سلسله نشستهای «پَرهیب» *
🔸 *نشست دوم: «به کجا چنین شتابان»؟!
گفتوگویی صمیمانه پیرامون معنای زندگی*
✴️ با حضور: *سرکار خانم فائضه غفارحدادی*،
فعال فرهنگی، مادر سه فرزند و نویسنده کتابهای «یک محسن عزیز» و «دشواری مبارک»
🔹و با اجرای: سرکار خانم مریم شهرامپور، مجری نامآشنای صدا و سیما و معرفتجوی سابق حوزه دانشجویی شریف
*همراه با اهدای کتاب «دشواری مبارک»، با امضای نویسنده به سه نفر، به قید قرعه*
🕝 زمان: *سهشنبه ۱۶ اردیبهشت، ساعت ۱۴:۳۰ الی ۱۶:۳۰*
♦️مکان: *سالن توس کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شریف*
#پرهیب
#نشست_دوم
حوزه دانشجویی شریف 🔻
[@HDSUT](ble.ir/join/B7dd889yCf)
hd.sharif.ir
اگه دانشجوی شریف نیستید و تصمیم دارید این نشست رو شرکت کنید، از طریق لینک زیر مشخصاتتون رو بدید که دم در هماهنگ کنن.
https://survey.porsline.ir/s/ua2XLFOF
کاش ما هم خضر راه مان را پیدا می کردیم🥲
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درسته مادر پدرا رو سکته دادن
ولی خیلی قشنگ بود.
#دوربین_مخفی
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
دیگه از دیروز همه چی رو شکل کعبه می بینم🥲
#چله_دلتنگی🫠
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ما اگر پدر و مادر آن جوان بودیم که کسی کشته بودش،
درباره خدا چه گمانی می بردیم؟
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
امروز برای بچه های دانشگاه شریف از معنای زندگی حرف زدم.
چیزی که باعث می شه واکنش آدم ها در بحران ها متفاوت بشه.
#پرهیب
#دشواری_مبارک
#معنای_زندگی
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
کاش به هر موفقیتی می رسیم به این دو نکته توجه کنیم:
۱.توفیقش را خدا نصیب کرده.
۲. هروقت بخواهد هم با خاک یکسانش می کند.
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
🎤 #روایت | گلستان توحید
✍ روایتی از دیدار دستاندرکاران حج با رهبر انقلاب
🔹️ ساعت هفت صبح گنجشکها محوطهی حسینیه را روی سرشان گذاشته بودند. جزو نفرات اول وارد حسینیه شدم. همراه جمعیتی که میخواستند ردیفهای جلو بنشینند. پنجاهشصت نفر اول را راه دادند آن جلو جلوها و بقیه کمی عقبتر نشستند. در اغلب دیدارها ردیفهای ابتدایی مخصوص مهمانان ویژه است. اما حج از این حرفها ندارد. اسمش که میآید همه برابر میشوند.
🔹️ کنار یک خانم میانسال نشستم. گفت: «اولین بار است آقا را میبینم. اولین بار هم هست که حج میروم.» پرسیدم: «فیش داشتی؟» گفت: «نه، همه چیز دقیقهی آخر و معجزهوار جور شد. به یک خادم امام حسین خدمت کردم و فردایش همسرم پیشنهاد داد من را هم ببرد مکه. خودش از قبل فیش داشت و قرار بود برود. مطمئنم کار امام حسین بود.»
🔹️ نشستم کنار زنی که فردایش عازم بود. با خوشحالی زائدالوصفی میگفت: «آمدهام از آقا خداحافظی کنم و بروم.» گفتم: «حج تو با دیدار آقا شروع شده و خدا کند که به دیدار آقا امام زمان تمام شود.» به قول کرمانیها گریه شد. زیر لب گفتم: «و تمام الحج، لقاء امام».
🔹️ آقا که آمدند همه بلند شدند و صفها به هم ریخت. میتوانستم دوباره خودم را به صف اول برسانم. دلم نیامد. حق آنهایی بود که دو سه ساعت به انتظار نشسته بودند. من که همهش دور حسینیه گشته بودم. شعارها که تمام شد حجاج نشستند و مجری دوباره لبیکها را گفت و همه تکرار کردیم...
🔍 مطالعه متن کامل روایت:👇
khl.ink/f/60104
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ـ. ┈•🌸•✾•﷽•✾•🌸•┈
آغاز پذیرش
حوزه علمیه خواهران الغدیر
همزمان با
•••═━🍃❀💠❀🍃━═•••
پذیرش سراسری حوزه های علمیه خواهران
سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴
•••═━🍃❀💠❀🍃━═•••
✅ در مقطع سطح دو
💻 ثبت نام از طریق سایت:
www.paziresh.whc.ir
👈و یا مراجعه به آدرس:
تهران، خیابان ۱۷ شهریور، خیابان عبدالرضا شیرازی(آبشار)، خیابان سماواتی، کوچه پارس، پلاک ۱۵
📚🍃📚🍃📚🍃📚🍃📚🍃📚
👈جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره
۳۳۱۲۸۳۱۲_۳۳۱۲۹۳۱۲
تماس حاصل فرمائید.
✾࿐ᭂ༅•❥🌸❥•༅ᭂ࿐✾
مارا در پیام رسان ایتا دنبال کنید 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3278373253C203d50fc86
#طلبگی
#آغاز_پذیرش_حوزه_علمیه_خواهران
#حوزه_علمیه_خواهران_الغدیر
رئیس بهشت بود!
جایی که ساعات کاری اش هر سحر با مناجات شروع می شد و نماز جماعت و صبحانه ی حضرتی.
سرخدمتکار جایی بود که هرکس دوست داشت یک ساعت لباس خدمتش را بپوشد و به همان یک ساعت در حل و فصل امور آخرتش امید داشته باشد.
چرا باید یکی بهشت را رها کند و برود بشود رئیس قوه قضائیه؟
جایی که با دردسر زاده شده و با دردسر عجین است.
هر دونفری که از دادگاه هایش بیرون می آیند یکی شان به رئیس قوه فحش می دهد.
اگر دوتایشان ندهند!
آقا گفته بود آن جا به شما بیشتر نیاز است.
می توانست به نظر آقا بی اعتنایی کند.
خیلی ها هر روز این کار را می کنند.
ولی گفته بود: "چشم".
توی آستان اگر می ماند پله های ترقی را یکی یکی بالا می رفت.
با "چشم" گفتن اجازه پرواز گرفت.
#یک_تصمیم_یک_سرنوشت
#سید_ابراهیم_رئیسی
#شهادت_ده_ذیقعده
#ساعت_یک_و_سی_وشش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan