eitaa logo
دیمزن
4.6هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1هزار ویدیو
30 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
*ارسالی مخاطب: ببخشید چرا اینقدر روی دعای سمات تاکید دارید*؟ _ دعای سمات دعایی هست که خدا به حضرت موسی یاد داده که علیه کید و مکر فرعون بخونه و امیرالمومنین (ع) اونو از عبری به عربی ترجمه کرده. شهید حسن طهرانی مقدم (رض) مقید به خوندن دعای سمات بوده و تاکید می کرده که حتما بقیه هم بخوننش. و جالبه که بهش می گفته: دعای استراتژیک سمات! تو این شرایط که فرعون زمان با همه ی توانش می خواد مکر و کیدش رو علیه ما به کار بگیره این دعا تنها ترکیب کلمات نیست. یک سلاح جمعی علیه فرعون و فرعونیانه. تو شلیک کم نذاریم.😉😊 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاشق پرچم های ایران بزرگ و آسمان سرمه ای و فرشته ی چرخائیلم‌.😊😉 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا قانون قصاص حتی برای جلوگیری از گسترش قتل و خونریزی در جهان هم کاربرد دارد. می تونیم امتحان کنیم!😉 @ayenooshgah
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا پیشگیری از جرم شاید در قانون اساسی هم به این معنا نباشد که دستگاه قضایی باید ابزاری به وجود آورد - یا یک دستگاه فرعی به وجود آورد - که برود جلو جرم را بگیرد. معلوم نیست به این معنا باشد. البته تفسیرش با افراد خاص و دستگاه خاصی است. انسان این‌گونه تصور می‌کند. لکن پیشگیری از جرم، به همان اجرای عدالت است. «و لکم فی‌القصاص حیوة یا اولی الالباب.» اگر قصاص کردید، قتل واقع نمی‌شود. اگر اجرای عدالت به شکل دقیق انجام گرفت، ظلم در جامعه اتفاق نمی‌افتد. اگر مجرم کما هو حقه تعقیب شد و مر حق و عدل درباره‌ی او جاری شد، کسی به جرم گرایش پیدا نمی‌کند. این، یک امر قهری است. بسط عدالت همین است. پیشگیری از جرم هم همین است. اینها اهداف و آرزوها و غایات قوه‌ی قضاییه است و این غایات، با همین کار قضایی که شما انجام می‌دهید، تحقق پیدا می‌کند و چیز دیگری لازم ندارد. بیانات آقا در دیدار مسئولان دستگاه قضایی ۱۳۷۱/۱۰/۲۳
❌️❌️ مشورت و نظرسنجی ❌️❌️ من تا حالا خودم کارگاه نویسندگی و روایت و این چیزا برگزار نکرده ام. (هرجا چیزی بوده به دعوت و اصرار دیگران بوده) چون همیشه فکر می کردم هستند اساتیدی که آموزش بدن و من بهتره سر زمین خودم (نوشتن) باشم‌. ولی این مدت متوجه کمبودی شده ام که داره به ماجرای ثبت تاریخ شفاهی و جنگ آسیب می زنه‌ خیلی ها هستند که قلم خوبی دارند و روایت های خوبی هم می نویسند. اما وقتی پای نوشتن کتاب به میون می یاد الزامات ضروری شو (که قلم خوب فقط یکی از اون هاست) رعایت نمی کنند. در نتیجه کتاب یا اصلا به مرحله ی تولید نمی رسه یا اون کیفیت لازم رو پیدا نمی کنه. تصمیم گرفته ام یکی دوتا کارگاه آموزشی جذاب و کاربردی طراحی کنم برای انتقال تجربه های شانزده سال نویسندگی ام. فکر کنم همین یک بار هم باشه و دیگه تکرارش نکنم. ولی دوست دارم آدم هایی که توش شرکت می کنند هم از نظر نویسندگی صفرکیلومتر نباشند و هم حقیقتا دغدغه مستندنگاری و تولید کتاب داشته باشند. ضمنا نوع تمرین ها و برنامه هایی که تو ذهنمه جوریه که مجازی نمی تونه باشه و باید حضوری در تهران (حوالی مرکز شهر) برگزارش کنم. با این اوصاف نمی دونم اگه چنین کارگاهی بذارم چند نفر شرکت می کنند؟🤪 البته برام کمیت مهم نیست و اتفاقا هرچی کم جمعیت تر کیفیت دوره و آموزش بهتر. ولی بازم دوست دارم قبل از طراحی کامل دوره نظرات و نیازهای شما رو بدونم. باتشکر دیمزن لینک گروه دیدگاه: ble.ir/join/AZwz9McKTa
۱ علی یه پسر شهرستانی آیت الله زاده بود که از سن کم برای تحصیل اومد قم و به شدت مشغول درس و بحث شد. خودش درباره دوره تحصیلش می گه: «بعد از آمدن به قم مشقات زیادی را تحمل کردم در حالی که در سن کم در غربت بسیار به من سخت می‌گذشت به علت نبودن جا در حجره‌ای کوچک همراه با چندین نفر دیگر زندگی می‌کردم و مدتی در یک اتاق کوچک که مقداری از آن فرش شده بود و مقداری از آن جایی بود که آب شستشوی ظرف و وضو در آن می‌ریختند و من چون از همه افرادی که در آن اتاق بودند کوچک‌تر و تازه‌کارتر بودم، در پایین اتاق می‌خوابیدم و همیشه لحاف و تشکم داخل آب می‌رفت و خیس می‌شد. با همه این‌ها با رنج و مشقت تمام درس‌ها را ادامه می‌دادم و از خواب و غذای خود می‌زدم تا بتوانم بیشتر درس بخوانم. بسیاری از شب‌ها آنقدر مطالعه می‌کردم که دیگر توان آماده کردن غذا را نداشتم و همان‌گونه می‌خوابیدم. جز دوران کمی در سال تمام آن را به درس و مباحثه می‌گذراندم و حتی در ایام ماه محرم، غیر از روزهای تاسوعا و عاشورا، تمام وقت خود را صرف درس می‌کردم. تابستان‌ها با رنج بسیار برای زیارت به مشهد مشرف می‌شدم والبته سختی‌های بسیار می‌کشیدم ویک بار دو الی سه ماه در آنجا بودم. تنها وسیله‌ای که داشتم یک جاجیم بود که شب‌ها در حرم روی آن می‌خوابیدم و غذایم نان خالی و هلوی مشهدی بود. طوری‌که بعد از مدتی یکی از دوستانم مرا دید و گفت اگر وضعت همین‌طور ادامه پیدا کند دیگر به قم برنخواهی گشت.» ادامه دارد ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۲ علی در فقه و اصول شاگرد آیت الله خمینی بود اما به جز درس، علاقه به عرفان و اخلاق را هم از استادش به ارث برد. در سی و پنج سالگی به مقام اجتهاد رسید و مرتب همراه مرتضی مطهری و محمدحسین بهشتی خدمت علامه طباطبایی می رسید. و طوری خودش را نشان داد که علامه تنها دخترش نجمه سادات را به عقد علی درآورد. بعد از آن علی امین و دستیار علامه شده بود و علامه درباره اش می گفت: "من هرکاری رو به علی بسپارم خیالم از بابتش راحته" . علی به تدریس در حوزه ی قم مشغول شد و به همراه اساتید دیگر حوزه تشکیلاتی مخفی برای مبارزه با رژیم شاه سازماندهی کردند و همین باعث شد سر از زندان قزل قلعه دربیاورد. ادامه دارد‌ ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۳ علی بعد آزادی از زندان به حوزه برگشت و تحول اساسی حوزه را در دستور کار خود قرار داد. با کمک محمدحسین بهشتی مدرسه حقانی و مکتب توحید را تاسیس کردند. که سبک خاصی از تربیت طلبه را دنبال می کرد‌. او بسیار مقید بود که شاگردان خوب درس بخوانند و وقت را بیهوده تلف نکنند. اگر شاگردان با استعداد در درس و بحث خود کوتاهی می‌کردند به شدت توبیخ می‌شدند. برایش مهم این بود که شاگرد وظیفه‌اش را خوب انجام دهد نه این که نمره خوب بگیرد. در دوره‌ای که بسیاری از متدینین خواندن زبان انگلیسی را کاری نادرست یا حتی حرام می‌دانستند او شاگردی را به‌علت نخواندن درس انگلیسی از مدرسه بیرون کرد! او که بسیاری از خطبه‌های نهج البلاغه را با تسلط کامل به حافظه سپرده بود، در کلاس‌های درس اخلاقش، از سلوک اهل بیت مثال های زیادی می زد . واقعا شرکت در درس اخلاق و عرفان او، برای حاضران ثمربخش بود. ادامه دارد ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۴ علی بدون غرور و با تواضع به دنبال استادان می‌رفت و گاهی برای راضی کردن یک استاد، ده بار بهش رجوع می‌کرد. سبک تربیت مدرسه حقانی باعث شد تعدادی از «طلاب و فضلای عالم، متقی و آگاه به زمان» تربیت شوند که سرمایه‌ای برای انقلاب شدند مکتب توحید هم که برای خانم ها بود مورد استقبال قرار گرفت و فارغ‌التحصیلانش خدمات بزرگی به زنان ایران، فرهنگ و اجتماع کردند و نقش آن‌ها در مبارزه بر ضد حکومت پهلوی نیز برجسته بود. ادامه دارد ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۵ با پیروزی انقلاب امام خمینی شاگردش علی را دادستان دادگاه های انقلاب کرد. درباره سبک کاری او در زمان دادستانی می گویند: «علی دربارهٔ بیت المال و حق‌الناس دقت شگفتی داشت. او از چای، نهار و امکانات اداری استفاده نمی‌کرد و تمامی حساب‌های دادستانی را به منزل می‌برد و شخصاً به آن‌ها رسیدگی می‌کرد. در امور حق‌الناس آن قدر دقت داشت که وقتی مشروبات الکلی را توقیف می‌کردند و محتوای شیشه‌های مشروب را به دستور ایشان می‌ریختند، توصیه می‌کرد شیشه‌های آن‌ها به صاحبشان برگردانیده شود و می‌گفت مشروب الکلی حرام است و می‌توان آن را از میان برد، ولی شیشه‌ها شامل این حکم نمی‌شود!! با احتیاط بسیار، جلو هر نوع راهی را که امکان داشت ناحق باشد، می‌بست و به همین دلیل، از پذیرش هرگونه هدیه‌ای پرهیز داشت. در طول مدت مسئولیت دادستانی، هرگز حقوقی برای خود در نظر نگرفت و از امکانات و مزایایی که حق او بود، استفاده نکرد، با اینکه جواز استفاده مشروع از این وسایل را خود صادر می‌کرد. او همواره می‌کوشید افرادی را بر بیت المال بگمارد که کاملاً متوجه باشند آنچه در اختیارشان است، نزد خداوند حساب و کتاب دقیق دارد و مربوط به عموم مردم است، نه گروهی خاص.» ادامه دارد ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan