قرآن و حدیث در زندگی - احیاء
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ ❓تا حالا چند بار شده که کتاب یا دورهای خریده باشید و بعد از بررسی کمی از آن، بفهمید که
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
سیر محتوایی #کاوش، قسمت ۵
#خودآگاهی
#حل_مسأله
#برخورد_ریشه_ای
#برخورد_واکنشی
#برخورد_آگاهانه
#موضوع_پژوهش
#موضوع_یادگیری
#دغدغه
❓تا حالا چند بار شده که کتاب یا دورهای خریده باشید و بعد از بررسی کمی از آن، بفهمید که این بسته به درد شما نمیخورد یا کمکی در حل مشکل شما نمیکند؟!
❓تا حالا چند بار شده که در کانالی عضو شوید ولی بعد از مدتی از آن خارج شوید؟!
یا
❓تا حالا چند بار شده که تا آخر مسیر را بروید و حتی آن را به اجرا برسانید ولی نتیجه نگیرید؟ 🖇 مثلا بروید مجموعهی اطلاعات ناظر به راهاندازی یک کسب و کار را بیاموزید و بعد با دقت اجرا کنید ولی باز هم نتیجه نگیرید؟
❓تا حالا چند بار شده که تا آخر مسیر بروید و آن را اجرا کنید و نتیجه هم بگیرید ولی خود این کار، مشکلات جدید پیشبینینشدهای در زندگی شما ایجاد کند؟!
🔍 اینها بر اثر انتخابهای بیحساب و کتاب است.
🔺️ انتخابها وقتی بر اساس لحظهها و حادثهها و جوها باشد، ممکن است به چنین عاقبتی دچار شود.
👈 اگر ریشهای مشکلات را شناسایی نکرده باشیم و با سطح و ظاهر و نشانههای مشکل مبارزه کنیم، چه بسا به چنین عاقبتی گرفتار شویم. در بهترین حالت، مشکل ظاهری برطرف میشود ولی خودش سبب مشکلات دیگری میشود یا در جای دیگر به شکل دیگر خودش را نشان میدهد، چون به صورت ریشهای با مشکل مبارزه نکردهایم.
🔸 چه بسا چیزهایی که از کودکی به سراغ یادگرفتن آنها رفتهایم بر اثر جبر بیرون بوده است! درسهای مدرسه! دورههای تابستانی!
حتی چیزهایی که به انتخاب خود، به سراغ آنها رفتهایم، چه بسا به خاطر جو و جبرِ جو باشد! مثلا اطرافیان یا دوستان، هیاهوی بحثی خاص را مطرح کردهاند و ما هم که برنامهی روشنی برای زندگی خود نداشتهایم، جوگیر شدهایم و فلان بحث را پیگیری کردهایم.
❗حتی شاید خیلی از محققین و پژوهشگران، موضوعاتی که به سراغ تحقیق در مورد آن میروند خارج از این بحث نباشد! بر اساس نیاز خود یا جامعه به سراغ موضوع نرفتهاند بلکه بر اساس جوهای موجود و هیجانات و هوسها و کنجکاویهای بیحساب به سراغ آن رفتهاند.
✅ یک تمرین کمککننده به حل مشکل:
🖋 بررسی کنیم که چرا دورهها یا کتابها را به غلط خریداری کردهایم؟ چرا بررسی کافی نسبت به آن انجام ندادهایم؟! آیا تنبلی بوده است؟! آیا اسیر جو بودهایم؟ یا ...
و چطور میتوانیم از این به بعد چنین نباشیم...
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
📜 ویژهنامهی داستانی #بازگشت_به_سرزمین_خورشید
🔹️ در مورد #فضل_بن_شاذان
💢 قسمت سیام
🖋 در محضر استاد
به پدرم گفتم: پدر جان؟! ممکن است مقداری بیشتر از ابن ابی عمیر بگویید؟
پدرم فرمود: بله! ایشان ابواحمد محمد بن زیاد بن عیسی ازدی است که کنیهی پدرش ابی عمیر است و لذا گاهی به جای محمد بن زیاد، به او محمد بن ابی عمیر میگویند. ایشان پارچهفروش است و سرمایهی هنگفتی دارد.
او از موالی قبیلهی ازد است و روزگاری در ایام هارون الرشید، محبوس شد تا مکان شیعیان را افشا کند و او را تازیانه بسیار زدند و زمانی که به فکر افشای اسامی افتاد، ناگهان فرزند یونس بن عبدالرحمن، محمد را دید که به او میگوید، ای ابن ابی عمیر! تقوای خدا پیشه کن! این فرمایش محمد، در روی او تأثیر گذاشت و صبر کرد و خدا در کارش گشایش قرار داد و ۱۲۰ هزار درهم(معادل دوازده دیهی کامل) از اموالش را مصادره کردند.
به پدرم گفتم: واقعا این قدر پولدار است؟!
پدرم فرمود: بله، اموال او در آن زمان، حدود ۵۰۰ هزار درهم است! او بسیار متمول است و از طرفی از نظر علمی بسیار پیشتاز است و کتابهای گوناگون نوشته است. استادم یونس بن عبدالرحمن با آن عظمت در مورد ایشان میگوید: ابن ابی عمیر دریایی عمیق در اطلاع از مذهب و جایگاه آن است.
من با شنیدن این جملات پدرم، بسیار ذوقزده شده بودم و خدا را شکر میکردم که در راه ملاقات چنین عالم بزرگواری هستم.
داخل اتاقی شدم که در آن عدهای از علما بودند و ابن ابی عمیر در رأس آن مجلس بود و بسیار مورد احترام جمع بود. پدرم به ابن ابی عمیر سلام داد و بعد از احوالپرسی از ایشان پرسید: شما مشایخ عامه را ملاقات کردهای، پس چرا از ایشان حدیث نشنیدهای و روایتی از ایشان نداری؟!
ابن ابی عمیر پاسخ داد: من از آنها حدیث شنیدهام اما دیدم که بسیاری از اصحاب ما علم اهل سنت را شنیدهاند و علم اهل بیت را هم شنیدهاند و سپس بر آنها مسأله خلط شده است تا جایی که حدیث اهل سنت را به اشتباه از شیعه نقل میکنند و حدیث شیعه را به اشتباه به اهل سنت نسبت میدهند. پس من کراهت داشتم از اینکه چنین اشتباهی انجام دهم و لذا نقل از آنها را ترک کردم و روش فعلی را پیش گرفتم.
چه دقت جالبی! ابن ابی عمیر تا کجا را فکر کرده است! به این فکر کرده است که اگر روزگاری پیری فرا رسید، زمینهی برخی از انحرافات را فراهم نکرده باشد و از قدیم مقید به نقل میراث شیعه باشد تا بعدا دچار خبط و خطا نشود! در نوع خودش استثنائی است.
پدرم به ابن ابی عمیر فرمود: این پسر من است. جوان با استعداد و با انگیزهای است. شور و شوق زیادی در تعلیم میراث اهل بیت دارد و مدتی در محضر علمای نیشابور و نزد خودم و برخی از علمای تراز پایین بغداد، تحصیل کرده است. خداوند به او توفیق زیارت امام رضا و استفادهی کوتاه مدت در مجالس عمومی ایشان را نیز داده است و از آن زمان خیلی شور و شوقش و از آن مهمتر، سوز وجودش تغییر کرده است. میخواستم مدتی خدمت شما بیاید و با او کار کنید.
ابن ابی عمیر فرمود: مانعی در نظر من نیست. مدتی بیاید در خدمتش باشیم و اگر دیدیم که پرکار و باانگیزه مشغول فعالیت است، ان شاء الله من هم از او دریغ نمیکنم. البته من صبح تا ظهر مشغول فعالیت اقتصادی هستم و بعد از ظهرها مجالس درسم را برگزار میکنم. برای صبحهایش توصیه میکنم او را نزد ابن فضال ببری چون فرزندان او، کسب و کارش را پیش میبرند و لذا صبحهایش آزاد است و فقط بعد از ظهرها مدتی سر میزند که از فعالیت اقتصادی به کلی دور نباشد. به نظرم مناسب است که صبحها در آنجا باشد. هم معنویت خوبی دارد و هم از نظر علمی فوقالعاده است. در ضمن در پارچهفروشی، نیازمند شاگرد نیز هستم. اگر تمایل داشتید، میتوانید به صورت پارهوقت به پارچهفروشی من بفرستید تا ان شاء الله درآمد و گذران زندگیاش نیز تأمین شود و به تعبیر امام، از دسترنج خویش بخورد(*).
پدرم فرمود: از الطاف شما ممنونم! ان شاء الله اجرتان را از خود صاحبمان بگیرید. در مورد ابن فضال هم موافقم. ان شاء الله نزد او خواهم رفت و پیشنهاد شما را مطرح خواهم کرد تا این جوان، ان شاء الله از او نیز استفاده کند. خصوصا که از میان سه پسر او که محدث هستند، علی و احمد و محمد، برخی از ایشان ممکن است هممباحثهایهای خوبی برای پسرم باشند. اگرچه علی کوچکترین فرزند اوست ولی تصور میکنم ظرفیت علمی بالایی دارد و در آینده احتمالا از علمای بزرگ خواهد شد.
*: اشاره به حدیث «کلوا من کدّ ایدیکم»
(محمدتقی مصباح یزدی و محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الأنوار، محمدمهدی خرسان و دیگران (بیروت: دار إحياء التراث العربي، ۱۳۶۸)، ج ۶۳، ۳۱۴.) به نقل از کتاب الفردوس.
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
سیر محتوایی #کاوش، قسمت ۶
#خودآگاهی
#حل_مسأله
#برخورد_ریشه_ای
#برخورد_واکنشی
#برخورد_آگاهانه
#موضوع_پژوهش
#موضوع_یادگیری
#پژوهش_مرده و #پژوهش_زنده
#دغدغه
🖋 شاید خیلی از محققین و پژوهشگران، موضوعاتی که به سراغ تحقیق آن میروند خارج از این بحث نباشد! بر اساس نیاز خود یا جامعه به سراغ موضوع نرفتهاند بلکه بر اساس جوهای موجود، هیجانات، هوسها و کنجکاویهای بیحساب به سراغ آن رفتهاند.
🔴 علت مردهبودن بسیاری از
● پژوهشها
● سخنرانیها
● جلسات تفسیر قرآن
● سفارشها و توصیهها و نصیحتها
● کلاسهای درس
● کتابها
و ...
همین است!
🔺️ پژوهشی زنده است که بر اساس یک درد شکل گرفته شده باشد! نویسنده دغدغه حل درد را داشته باشد! اینکه سخنرانیها زنده نیست به همین خاطر است! کلاسهای درسی که بر اساس یک درد شکل نگرفته بلکه برای پرکردن ساعت یا گرفتن حقوق یا تدریس یک کتاب شکل گرفته است، مرده است! حتی اگر آن کتاب، کتاب زندگی(قرآن) باشد. حتی اگر تفسیر کتاب زندگی، از روی درد انجام نشده باشد، تفسیر مرده است! میخوانیم و کلهی ما از محفوظات و اطلاعات بزرگ میشود ولی مشکلی از مشکلات زندگی ما حل نمیشود! اگر قرآن به جای ۶۲۳۶ آیه، ۲۰۰ آیه هم بود، فرقی نمیکرد.
🔺️ خریدن دوره یا کتاب یا شرکت در کلاسهای دانشگاه و غیر آن هم اگر بر اثر درد نباشد، روز به روز، روزمرّگی را به روز «مرگی» تبدیل میکند
😔 روز به روز مردهتر میشویم و ناامیدتر و تاریکتر...
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
💠 دورهی مجازی نقطهی شروع یک پژوهش حرفه ای
⭐️ مراحل قدم به قدم تولید و کشف موضوعات در رشتهی علمی خودم چیست؟
⭐️ چگونه میتوانم دغدغهها و مشکلاتی که با آنها درگیرم، با رویکرد پژوهشی آنها را تبدیل به یک موضوع جذاب کنم و با حل آنها به صورت حرفهای هم به خودم و هم به دیگران کمک کنم؟
🔹 ویژهی تمامی افرادی که به دنبال پژوهش اصولی و روشمند هستند.
👈 شروع دوره : یکشنبه ۲خرداد
🖇 اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
dinshenasi.com/7867
🖇 پاسخ به سؤالات شما:
09381700988
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
29.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
#دوره_نقطه_شروع
#پژوهشگر_شوید
#عمل_به_دانسته
❓چه کسانی و چرا باید در دورهی نقطهی شروع - روش انتخاب موضوع پژوهش، شرکت کنند؟
👈 از آقای #یونس_خدایی بشنوید.
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
📜 ویژهنامهی داستانی #بازگشت_به_سرزمین_خورشید
🔹️ در مورد #فضل_بن_شاذان
💢 قسمت سی و یکم
🖋 دست بالای دست بسیار است!
مدتها درس ابن ابی عمیر میرفتم و با ایشان ارتباط داشتم. روزی وقتی به جایی رفتم که ابن ابی عمیر را بتوانم ببینم، دیدم ایشان در سجده هستند. سجدهی ایشان به درازا کشید. من هم صبر کردم و تا اینکه سرشان را از سجده بردارند. سجدهی ایشان بسیار طولانی شده بود و من مدت زیادی در کنار ایشان مشغول مطالعه شده بودم.
بعد از سجده به ایشان گفتم: چه سجدهی طولانییی انجام دادید؟! ابن ابی عمیر به من گفت: زمانی خدمت جمیل بن دراج رسیدم و او سجدهای بسیار طولانی انجام داد! وقتی سر از سجده برداشت به او گفتم: چه قدر سجده را طولانی کردی؟! جمیل به من گفت: اگر معروف بن خربوذ را میدیدی چه میگفتی؟!
به ابن ابی عمیر گفتم: من این بزرگانی که اسم بردید خیلی نمیشناسم. میشود برایم مقداری توضیح بدهید؟
ابن ابی عمیر گفت: اصحاب ابی عبدالله، به صورت کلی به دو دسته تقسیم میشوند. یک عده از ایشان، پیر هستند که شاگردی امام باقر یا حتی امام سجاد را نیز کردهاند و برخی از آنها جوان هستند و فقط شاگردی امام صادق و شاگردان پیر امام صادق را کردهاند. جمیل بن دراج از بهترین شاگردان جوان امام صادق است. من مدتها شاگردی جمیل را کردهام. انصافا بزرگوار و دانشمند بود و من بسیار از ایشان استفاده کردم و واقعا شیفتهی ایشان شده بودم. روزی به ایشان عرض کردم: چه مجلس درس فوقالعادهای دارید! ایشان به من فرمود: بله ولی قسم به خدا من و امثال من پیرامون زراره به منزلهی کودکانی بودیم که در مکتبخانه، پیرامون استاد جمع میشوند! اگر زراره را میدیدی چه میگفتی؟!
ابن ابی عمیر ادامه داد: من آنجا فهمیدم، دست بالای دست بسیار است. این سبک بزرگان بود و هست که وقتی استاد در نظر شاگرد، بت بشود، استاد سعی میکند که اسوهها را به او نشان دهد تا یک وقت، شاگرد در استاد گیر نکند.
گفتم: آیا شاگردی شخصی فقیهتر از جمیل را کردهاید؟
ابن ابی عمیر گفت: به نظر ابواسحاق نحوی، همان ثعلبة بن میمون که از روات حدیث و نیز نحویون اصحاب ائمه است و برخی دیگر از فقها، فقیهترین فرد از اصحاب جوان ابی عبدالله علیه السلام، جمیل بن دراج است. من در مجموع شاگردی مهمترین اصحاب جوان ابی عبدالله را کردهام. انصافا جمیل فوقالعاده است. یکی از خوبیهای ویژهی جمیل، تمایل ویژهی او به فعالیت تشکیلاتی علمی است. بسیاری از کارهای علمی او، با همکاری دیگران محقق شده است، مثلا او کتابی را با همکاری محمد بن حمران بن اعین نوشته است.
حمران همان صحابی معروف امام سجاد تا امام صادق است که برادران دیگرش مثل زراره که از بزرگترین فقهای اصحاب ائمه است، دعوت به تشیع کرده است. محمد پسر حمران نیز از بزرگانی است که با جمیل فعالیت علمی داشته است. جمیل کتابی دیگر را با همکاری مرازم بن حکیم نوشته است. مرازم بن حکیم از کسانی است که هارون الرشید آنها را فراخواند و خدا را شکر، او و برادرش جان سالم به در بردند ولی همراهشان کشته شد!
جمیل اعتقادش این بود که وقتی کاری را که نیاز نیست، کسی مثل خودش انجام بدهد، آن کار را به دیگری که او با آن کار رشد میکند، بسپارد تا از طرفی خودش به بارهای بر زمین افتادهی اساسی مشغول شود و از طرفی، شخصی دیگر در کنار او رشد کند.
من حکمت و ضرورت فعالیت تشکیلاتی را درک میکردم ولی با خودم گفتم شاید ابن ابی عمیر، کلام مخصوصی در این زمینه داشته باشد. به ایشان عرض کردم: چرا همهی اصحاب مثل جمیل اهل کار علمی با یکدیگر نیستند؟ آیا بهتر نیست که فعالیتهای علمی و تبلیغی خود را به صورت گروهی و همافزا و در قالب #تشکیلات انجام بدهند؟!
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
📜 ویژهنامهی داستانی #بازگشت_به_سرزمین_خورشید
🔹️ در مورد #فضل_بن_شاذان
💢 قسمت سی و دوم
🖋 ابن ابی عمیر گفت: افراد زیادی هستند که چنین میکنند و این مسأله اختصاصی به جمیل ندارد. خاندان حلبی، که بزرگترین افراد ایشان محمد بن علی و خصوصا عبیدالله بن علی حلبی هستند، نیز چنین بودند.
عبیدالله بن علی صاحب کتاب الحلبی معروف است که به امام صادق عرضه شد و امام آن را صحیح دانستند و به این مضمون فرمودند که اهل سنت مثل این کتاب ندارند.
این خاندان مجموعهی فعالیتهای تبلیغی و تجاری و علمی خود را در سفر به حلب پیش میبرند. اینها اگرچه خاندانی کوفی هستند ولی به دلیل سفر به شام و حلب برای تجارت و در دل آن تبلیغ و نشر معارف، حلبی نامیده میشدند. اما به صورت کلی یکی از دلایل عدم ورود به این طور کارهای جمعی، خودخواهیهاست. تحمل جمع و کار جمعی، نیازمند ظرفیت است و بسیاری از افراد این ظرفیت را ندارند! از سویی فعالیت جمعی، ظرفیتهای بزرگی را هم ایجاد میکند و کسی که فعالیت جمعی نداشته باشد، این ویژگیها در او ایجاد نمیشود. شاید به همین خاطر باشد که اهل بیت در این سطح بسیار بالا توصیه به جمعشدن مؤمنین و همدلی آنها و ارتباط و زیارت و فعالیت ایشان با یکدیگر داشتهاند.
افسوس که امام میفرماید ولی خیلی از اوقات، ما کوتاهی میکنیم. امام چه کند؟! میفرماید و توصیه میکند و تأکید میکند ولی اگر ما نخواهیم عمل کنیم، نتیجه چه خواهد شد؟! کم هستند افرادی که واقعا مطیع محض امام باشند و هر چه فرمود، سریعا در زندگی خود طراحی کنند و به اجرا برسانند. به این صورت فرد، روز به روز خودمحورتر و خودخواهتر میشود و با دوری از فعالیتهای جمعی بسیاری از ویژگیها و استعدادهایش به فعلیت نمیرسد و آرام آرام گسست اجتماعی بین افراد جامعه اتفاق میافتد و کم کم به راحتی میتوان، به شیعیان آسیب زد. در حالی که وقتی با هم باشند، اگر کسی بیفتد، دیگری بلندش میکند و همگی در راستای رسالت خود، از یکدیگر پشتیبانی میکنند.
حرفهای ابن ابی عمیر نکات عجیبی داشت. به ایشان گفتم: یعنی سفرهای تجاری خود را با تبلیغ، مخلوط میکردند؟!
ابن ابی عمیر گفت: بله. امام به آنها چنین دستور میداد، مثلا امام به زید شحام که از دوستان الحارث بن المغیرة النصری است و هر دو از ثقات و بزرگان هستند، فرمودند: به هر کس از شیعیان که گمان میکنی از من اطاعت میکند و کلام من را به کار میگیرد، سلام برسان و (بگو که) من شما را به تقوای الله عز و جل سفارش میکنم و به اینکه در دینتان ورع داشته باشید و برای خدا تلاش کنید و راستگو باشید و امانت را ادا کنید و سجدههای طولانی داشته باشید و همسایگانی نیکو باشید پس (حضرت) محمد (صلی الله علیه و آله) با این امور آمده است...
همان طور که میبینی امام به او سفارش کردهاند که حامل پیامی به شیعیانی باشد که دسترسی به امام ندارند. گاهی امام وقتی مشاهده میکردند کسی از اصحاب بنا به سفر دارد، به او چنین سفارشهایی میکردند.
به عنوان نمونه خیثمه نزد امام باقر حاضر شد تا با ایشان وداع کند و به سفری برود و امام به او فرمودند: به موالی ما سلام برسان و آنها را به تقوای خداوند بزرگ سفارش کن و به این که ثروتمند ایشان، به فقیرشان رسیدگی کند و قوی ایشان به ضعیف ایشان برسد و اینکه زندگان ایشان جنازهی مردهی ایشان را حاضر شود و اینکه در خانههایشان با یکدیگر ملاقات کنند، زیرا در ملاقات اینها با یکدیگر زندهشدن امر ما است. خدا بندهای که امر ما را زنده کند رحمت کند. ای خیثمه به موالی ما برسان که ما آنها را از چیزی بینیاز نمیکنیم مگر به سبب عمل! و همانا ایشان به ولایت ما نمیرسند مگر به سبب ورع. و همانا بیشترین کسی که در روز قیامت حسرت میخورد کسی است که عدالتی را توصیف کند ولی خودش به سوی غیر آن با آن مخالفت کند.
خلاصه اینکه دستور به تفقه جمعی و به دنبال آن، تبلیغ دستهجمعی، توصیهی قرآن است، آنجا که میفرماید:
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون
همانطور که در این آیه میبینی، برای تفقه باید طائفه و جمعی به سوی تفقه حرکت کنند و همینها برگردند و مردم را انذار کنند. بدیهی است که تفقه دستهجمعی و تبلیغ دستهجمعی که در این آیه به آن توصیه میشود، مؤثرتر است ولی در هر صورت کم هستند، افرادی که این توصیهها را جدی بگیرند.
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
📜 ویژهنامهی داستانی #بازگشت_به_سرزمین_خورشید
🔹️ در مورد #فضل_بن_شاذان
💢 قسمت سی و سوم
🖋 به ابن ابی عمیر گفتم: برایم جالب است که ائمه در میان اصحاب خود، حتی نحوی نیز تربیت کردهاند. شما از ثعلبه بن میمون نحوی اسم بردید.
ابن ابی عمیر فرمود: بله. ائمه در زمینههای مختلف اصحابی را تربیت کرده بودند تا در جهات مختلف، نیازهای شیعیان را بر طرف کنند و فخر شیعه در آن جهت باشند. شاید تعجب کنی ولی حمران علاوه بر شأن فقاهت، نحوی نیز بود و همین طور زراره ثعلبة بن میمون، لغوی و ادیب نحوی بود. خود زراره علاوه بر فقاهت و متکلمبودن، شاعر و ادیب بود. همین طور ابراهیم بن ابی البلاد که از امام صادق تا امام رضا روایت کرده است و عمر طولانی داشت و در رسالهای امام رضا او را ستوده است، ادیب بود. ابان بن تغلب صحابی صاحب نام امام باقر و امام صادق که قاری معروف قرآن نیز بود و امام باقر به او فرمودند: در مسجد بنشین و فتوا بده، زیرا من دوست دارم در میان شیعیانم مثل تو دیده شود و زمانی که از دنیا رفت، امام صادق فرمودند: مرگ او قلب مرا به درد آورد، لغوی نیز بود. خلاصه اینکه تعداد قابل توجهی از بزرگان شیعه، در ادبیات عرب نیز تخصص داشتند.
من که از تسلط و شناخت فوقالعادهی ابن ابی عمیر به وجد آمده بودم، به استاد گفتم: میشود برخی از اساتید خود را که در ابتدا نام بردید و فرمودید که از محضر ایشان استفاده کردهاید، بیشتر معرفی کنید؟
ابن ابی عمیر فرمود: هشام بن سالم یکی از بزرگترین متکلمین بود. مدتی شاگردی او را کردم. شیعیان در بصره کم بودند اما در هر صورت عمر بن اذینه که استاد اصحاب بصری ما بود، استاد بزرگی بود و من مدتی از او استفاده کردم. البته او در ایام مهدی عباسی، مجبور شد برای حفظ خود به یمن برود و لذا به آنجا رفت و فرصت نشد بیشتر از او استفاده کنم ولی در مجموع من بسیار بیشتر از دیگر اصحابمان توفیق استفاده از ایشان را داشتم.
شخص دیگر، معاویة بن عمار صاحب کتاب الحج معروف که رساله مناسک حج اصحاب بود. استاد بزرگوار حماد بن عثمان الناب که راوی اصلی کتاب الحلبی نوشتهی عبید الله بن علی الحلبی اولین کتاب مبوب فقهی _ روایی در قرن دوم که وقتی به امام صادق عرضه شد، امام به این مضمون فرمودند که مخالفین مثل این کتاب ندارند، مدتها استادم بوده است.
و نیز در نزد ابوایوب الخزاز که از اصحاب جلیل القدر بود و نیز ابان بن عثمان را که صاحب کتابی است که در آن مباحث آغازین و مبعث و غروات پیامبر و سقیفه و ارتداد را مطرح کرده بود، شاگردی کردهام.
عبدالرحمن بن الحجاج فقیه و محدث و نیز هشام بن الحکم متکلم شناخته شده و عبدالله بن سنان که اگرچه خزانهدار هارون و هادی و مهدی و منصور عباسی بود اما از بزرگترین مشایخ حدیث بود، از اساتیدم بودند.
من تقریبا هر کسی که احتمال میدادم در نزد او، علمی از علوم اهل بیت را بیابم استفاده میکردم.
گفتم: استاد! عبدالله بن سنان خزانهدار بوده است!؟ چطور شیعهای بوده است که تا این سطح در حکومت نفوذ کرده است؟
ابن ابی عمیر گفت: این برنامهای بود که امام صادق و پس از ایشان ائمهی بعدی، در جامعهی شیعه اجرا کردند!
من با تعجب پرسیدم! یعنی چه؟
ابن ابی عمیر گفت: مخالفین حکومت در جامعهی اسلامی چند دسته هستند. یک عده، اگرچه مخالف حکومت هستند اما در مقابل حکومت اقدامی نمیکنند و حتی به عکس فتوا میدهند که حتی اگر حاکمی ظلم کرد، اگرچه نباید ظلم کند، اما متابعت از او واجب است! یک عده در طرف مقابل با حاکم میجنگند و فتوا به وجوب جهاد بر علیه حاکم ظالم میذهند مثل خوارج.
گروه اول هضم در حکومتها میشوند و گروه دوم به حواشی حکومت اسلامی کشیده میشوند، چون نمیتوان در قلب حکومت حضور داشت و در عین حال، با حکومت شمشیر را از رو بست!
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
📜 ویژهنامهی داستانی #بازگشت_به_سرزمین_خورشید
🔹️ در مورد #فضل_بن_شاذان
💢 قسمت سی و چهارم
🖋 اما امام صادق در میان شیعیان کار دیگری را رواج دادند. بنا شد شیعیان در دل جامعهی اسلامی، مستقل زندگی کنند و خودشان نیازهای خودشان را برطرف کنند!
به عنوان مثال اگر به مشکل قضایی برمیخورند به دستگاه حکومت مراجعه نکنند و با علمای شیعه به عنوان قاضی مشکل خود را حل کنند. زکات خود را به شیعه بدهند و تا حد امکان به دستگاه حاکم ندهند، حتی اگر میتوانند مقداری از زکاتی که حکومت میگیرد فرار کنند، بر آنهاست که چنین کنند و گرنه ضامن آن هستند. خمس را به وکلای امام بدهند و بسیاری از احکام دیگر که همگی سبب استقلال شیعیان بود!
با این روش، در عین اینکه شیعیان مخالف حکومت بودند، در دل جامعه اسلامی زندگی میکردند. یک طرح تشکیلاتی که شیعیان با برداشتن بارهای برزمینماندهی جامعهی شیعه، در دل حکومتها مستقل از حکومت عمل میکنند.
این طرحی از فعالیت است که اگر ما شیعیان چنین نکنیم، یقینا در فضای حکومت هضم میشویم. در این سبک، افراد نقش اجتماعی و رسالتشان در یک راستا قرار میگیرد و شغلشان بر اساس هویت دینی ایشان، تنظیم میشود.
گفتم: ربط این صحبتها به عبدالله بن سنان چه بود؟
ابن ابی عمیر ادامه داد: بله! برای اینکه شیعیان بتوانند مستقل زندگی کنند، گاهی نیاز بود که در دل حکومت عدهای باشند که امورات شیعیان را راه بیاندازند. علی بن یقطین وزیر معروف هارون الرشید و محمد بن اسماعیل بن بزیع و عبدالله بن سنان و بسیاری از افراد دیگر در میان شیعیان، چنین باری را به دوش میکشیدند تا شیعیان بتوانند استقلال خود را راحتتر حفظ کنند.
من که از احاطه علمی و از طرفی شخصیت عملی ابن ابی عمیر، مثل کسی بودم که گویا به پرواز در آمده است، میخواستم در مورد تکتک این علما و منش و روش ایشان، آشنا شوم، اما فرصت امروزم تمام شده بود و باید تا فردا صبر میکردم.
ابن ابی عمیر بلند شد و مثل همیشه شروع به خواندن آیهی شریفهی سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ کرد.
با این آیه مجلس درس را به پایان میرساند چون برایش روایت شده بود که هر کسی که میخواهد خداوند با پیمانهی پر، عملش را حساب کند، در پایان مجلس، این آیهی شریفه را تلاوت کند.
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
📜 ویژهنامهی داستانی #بازگشت_به_سرزمین_خورشید
🔹️ در مورد #فضل_بن_شاذان
💢 قسمت سی و پنجم
🖋 در کنار ستون حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام
من خیلی از مشایخم تعجب میکردم! چطور شخصیتهایی به این بزرگی با این سطح از دانش، این چنین نسبت به حمایت یک نفر دغدغه نشان میدهند و به راحتی تدریس به او را قبول میکنند! خصوصا هنوز به ابن فضال مقداری بدبین هستم و باورم نمیشود که چطور ایشان نیز، این چنین راحت قبول کرد که به من تدریس کند! خصوصا که ابن فضال با اینکه سن و سال زیادی داشت، خودش هر روز به حجرهی من میآمد و به من آموزش میداد. خیلی برایم عجیب بود که چرا با این همه انگیزه، هر روز خودش به حجرهی من میآید. واقعا تعجب میکردم! منطقیاش برای حفظ شأن استاد این بود که من به سراغ او بروم ولی او به عکس عمل میکرد و اصرار داشت که خودش به من سر بزند و برای آموزش من بیاید!
با خودم میگفتم یک پیرمرد فطحی چه نیتی میتواند از این کار داشته باشد؟! تا اینکه داماد طاهر بن الحسین که از نزدیکان و سپهسالار مأمون بود حج گذارد و مردم به خاطر رابطهاش با سلطان، به او احترام بسیار گذاشتند و در نزد او از ابن فضال تعریف کرده بودند و او درخواست کرده بود که ابن فضال به نزد او برود تا ابن فضال را مورد عنایت و تکریم قرار دهد. اما ابن فضال قبول نکرد و به سراغ او نرفت. دوبارهی او به سوی ابن فضال قاصدی فرستاد که من شرایط آمدن به سوی تو را ندارم و لذا اگر ممکن است، شما به سوی من بیا. اما باز ابن فضال قبول نکرد و فرمود: مرا با خاندان طاهر چه کار؟! به آنها نزدیک نمیشوم و هیچ کاری بین من و ایشان نیست!
بعد از مشاهدهی این رفتار ابن فضال، کم کم باورم شد که گویا ابن فضال که نزد شخصیتهای حکومتی با این همه شهرت و تمایل به لطف به او، نمیرود ولی خودش هر روز به حجرهی من میآید و به من درس میدهد، تنها به خاطر خوشنیتی اوست. گویا او با خدای خویش معامله کرده است که خدایا من به طلبهی علوم اهل بیت احترام میگذارم و تو خود میدانی با من چه کنی!
ابن فضال خیلی به من محبت میکرد و انصافا خیلی اوقات مرا شرمنده میکرد. واقعا برایم دغدغه داشت. مدتی بعد که او به کوفه رفت، من هم به خاطر ایشان بین کوفه و بغداد در رفت و آمد بودم. کوفه شهر شیعیان اهل بیت است. اگر روزگاری در زمان امیر المؤمنین کوفیان کوتاهی کردند، از زمان امام باقر به بعد، چنین وضعیتی در کوفه نیست و کوفه شهر شیعه محسوب میشود. حتی علمای سنی مذهب کوفه، تمایل بالایی به اهل بیت دارند. محل قرار ما در مسجد کوفه کنار ستونی بود که ایشان آنجا نماز میخواند. ستونی که معروف به ستون حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام بود و گاهی به آن ستون هفتم میگفتند!
مسجد ستونهایش خیلی بیش از این حرفها بود ولی ظاهرا به دلیل بنای سابق مسجد کوفه، به آن ستون هفتم گفته میشد.
در کوفه در محضر درس ابن فضال، عبدالله بن محمد حجال و نیز علی بن اسباط بن سالم نیز حاضر میشدند. حلقهی کوچکی بودیم ولی کاملا درک میکردیم که ابن فضال به دنبال چیست. او به دنبال حلقههای شلوغ نبود. او به دنبال انسانسازی بود. با افراد با انگیزه کار میکرد و خودش با انگیزهی بسیار، حمایتشان میکرد تا به بهترین وجه آنها را از بعد معنوی و عملی رشد بدهد. او خوب میفهمید که وقتی مجلس شلوغ شود، شأن اجتماعی کارش در نظر عوام تقویت میشود ولی در واقع کیفیت کارش در نزد امام زمانش سقوط میکند. لذا اصلا به دنبال شلوغکاری نبود! وقتی دیگران میشنیدند مجلس درس الحسن بن علی بن فضال ۲_۳ نفر است، چون شناختی از شخصیت ابن فضال نداشتند، او و کارهایش در نظرشان تحقیر میشد ولی او اصلا برایش مهم نبود چون میدانست آن کسی که باید از او راضی باشد، معیارش متفاوت است.
مجلس مباحثهی ما در کنار ستون حضرت ابراهیم مباحثهی خوبی بود. عبدالله بن محمد حجال، خودش را از نظر کلام و بحثهای اعتقادی و خوب احتجاج آوردن، قوی میدانست و ابن فضال هم که میدانست من در این زمینهها خوشاستعداد هستم، بین من و حجال بحثهای کلامی در موضوعات معرفتی راه میانداخت. انصافا هم خود ابن فضال توانمند بود و در گرههای بحث پاسخهای محکمی میداد و مسأله را حل میکرد. انصافا از فطحی بودن ابن فضال ناراحت بودم. همه چی در او جمع بود، به جز اینکه فطحی بود. امید داشتم که خدا به برکت کارهای خوبی که میکند در نهایت امر او را به حق برگرداند.
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
My Recording210601_1857.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🔹️ چند نکته پیرامون انتخابات
🎙 #احمد_میرزایی
🗳 #سیاسی_فقهی
🇮🇷 #انتخابات
🖋 نکتهی اول: قول به غیر علم!
👈 دریافت از سایت:
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com
┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🖋 یکی از مشکلات ما این است که بسیاری از بحثهای فنی و مفید، به صورتی مطرح میشود که عملا قابل استفادهی کاربردی برای بسیاری از افراد نیست!
🔹️ برخی از پژوهشگران حوزوی و دانشگاهی، به ابزاری دست یافتهاند که بسیاری از مشکلات و چالشهای پژوهشگران و کسانی که به نوعی در تولید محتوا فعالیت میکنند، حل میکند.
(توضیح بیشتر اینجا)
👈 کاری که ما کردیم این است که مجموعهی بحثهای موجود را با خلاقیت و سادهسازی بدون کمکردن عمق مباحث، در قالبی کاربردی تهیه نمودیم تا علاوه بر اینکه هر کسی با هر سطح سوادی، بتواند از این مجموعه برای حل مسائل زندگی خود استفاده کند، به صورت خاص، پژوهشگران نیز چالشهای پژوهشی خود را با این جعبهی ابزار حرفهای برطرف کنند.
💡 لذا حتی کسانی که به صورت حرفهای در بحث شبکهی مسائل، کار کردهاند نیز، میتوانند از این دوره بهره ببرند.
✅ زمان: ۱۸، ۲۰ و ۲۳ خردادماه ۱۴۰۰ ساعت ۱۶
✅ مدت: ۳ جلسهی نود دقیقهای
✅ مدرس: آقای یونس خدایی - با حضور احمد میرزایی
مشاوره و اطلاعات بیشتر: اینجا _ ۰۹۳۸۱۷۰۰۹۸۸
🔰 شما میتوانید با انتشار این مطلب یا معرفی کانال به دیگران، در ثواب انتشار معارف اهل بیت(ع)، سهیم باشید.
@mirzaei_ehya | dinshenasi.com