eitaa logo
کوچه باغ شعر
134 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم در «کوچه‌باغ شعر» قدم بگذار… اینجا جایی‌ست که واژه‌ها نفس می‌کشند و احساس، در میان سطرها جان می‌گیرد.🌿 کپی؟راضی نیستم تاریخ تأسیس:۱۴۰۵/۴/۲
مشاهده در ایتا
دانلود
سید محمد نجات دهنده ی هر جا و مکانی🙏🏻
رود را تا به ابد تشنه ی مهتاب گذاشت داغ لب های خودش را به دل آب گذاشت @divanashar
شبیه ماه و دریاییم تو را در سینه ام دارم تو از آغوش من دوری ولی من دوستت دارم @divanashar
🖤🥀 شب، سرمه‌پاشِ داغ تو، ای آیه ی وفاست دریا زِ خوی توست که شرمنده ی عطاست فرزندِ حیدری و شجاعت، نسب به توست! در هر نفس، خروشِ قیامت، ادب ز توست! سقا شدی و کوثر از آن، چشمِ تر گرفت دل، از وقارِ توست، که خون بر جگر گرفت ای ساقیِ حیا!  که زِ تو آب، آبروست ای قبله ی شجاعت و ای هر چه آرزوست خورشید، بر فراز تو؛ سر خم نموده است مه از شعاع روی تو؛ عرفان ستوده است ای روحِ بی‌نقابِ علی، ای خروشِ حق آیینِ عاشقی، به تو گشته ست مستحق آری، شکوهِ آیتِ صبر و یقین شدی تعبیرِ نابِ آیه ی "العارفین"  شدی دستت جدا، ولی نه زِ عهدِ  برادری دردت فزون، ولی نه زِ حدِّ  دلاوری تو آب را ندیدی و دریای همتی ای تکیه گاه کرب و بلا، کوهِ غیرتی ای شعله‌ور زِ آتشِ شرمِ نگاهِ آب ای اشکِ خیمه‌ها زِ غمِ راهِ بی‌جواب آیینه‌دارِ غیرتِ یزدان، تویی، تویی تنهاترین حماسه ی انسان، تویی، تویی بر موجِ تیر و نیزه، چو طوفانِ خویش باش چون کوه، در میانه ی میدانِ خویش باش در علقمه، زمان، نفسش حبس می‌شود؛ آنگه  که تیغِ دستِ علمدار می درَد وقتی فتاد، پشتِ برادر ز غم شکست زینب شنید، کوه به زانوی غم نشست برگشت چشمِ خواهری، بی‌تاب و بی‌قرار دید آفتاب را که غروبیست غم‌گسار مشکِ تهی، دو دستِ بریده، تنِ کبود بر خاک؛ آینه،  چه کم از شوکتِِ سجود؟! از سایه‌ی عَلَم؛ همه عالم پناه داشت وقتی شکست، خیمه به خیمه، نگاه داشت دستی نماند تا بزند در رکابِ عشق اما هنوز بود، عَلَمی در شتابِ عشق خورشید، نیم‌روزِ دلش را به خون کشید چشمانِ ماه، نور خودش را برون کشید قامت به خاک داد و زمین شد بلند و پاک اما قیامِ عشق، نخواهد فُتد به خاک او رفت، لیک تا ابدیّت عَلَم بپاست نامش زِ غیرت است، و ابوفاضلش سزاست..‌. ✍🏻 " دیبا " ─━━━━⊱بانوی مازندران⊰━━━━━─ تاسوعای حسینی تسلیت باد @divanashar🖤🥀
از گیاه و گل نداری دلبرم سر رشته ای ؟! گشته ام پژمرده و آبی بده تو جرعه ای آفتی افتاده بر این شاخ و برگ خسته ام تو محبت کن به این گل، مومنی یا کافری؟ نه محبت میکنی نه ترک این دل میکنی تونداری مهر بر دل ، قصد جانم کرده ای @divanashar
تو محالی و به ممکن شدنت درگیرم من همانم که تو غمگین بشوی میمیرم @divanashar
چون دستِ او ز تن جدا شد، مشکِ آب ریخت دریا به گریه آمد و بر خاک، آب ریخت @divanashar
عباس، تکیه‌گاهِ دلِ زینب است و بس دریاست، موج می‌زند از غیرت و نفس (پروانه) @divanashar
در بغضِ گلوگیرِ حرم، زمزمه‌ای بر دوشِ تو مانده‌ست غمِ علقمه‌ای ای ساقیِ لب تشنه ی ِتاریخ، ای عشق! با دستِ بریده دستگیرِ همه‌ای... ✍🏻 " دیبا " ─━━━━⊱بانوی مازندران⊰━━━━━─ @divanashar
چشمم از اشک پر و مشک من از آب، تهی است جگرم غرقه به خون و تنم از تاب، تهی است به روي اسب، قيامم به روي خاک، سجود اين نماز ره عشق است، از آداب، تهی است @divanashar