میگفت:خدا مارو اینجوری آفریده...یکی باید ماه بشه و دیگری گل...
درست مثل شازدهکوچولو که گلش رو روی ماه کاشته بود و ازش مراقبت میکرد!
دلم شیرکاکائو داغ میخواد در حالی که نصف شب تو ساحل لب آب نشستم و از سرما میلرزم و پتو دورمه!
من هنوز تو دوران کودکی مشغول درست کردن خونه با بالشت و پتو ام
هنوز تو کوچه مشغول بازی با دوستامم
هدایت شده از فرفریِ من؛
احتیاج دارم ب تو!
ب گفتن از حالم ب تو!
شایع...
دیوانگیهایدلدیوانهام
احتیاج دارم ب تو! ب گفتن از حالم ب تو! شایع...
انقدر دسته گل به آب بدی بگم
نه تو آدم بشویی نه من آدم بشو