eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.4هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
377 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
꒱ فرض کنید که در خانه‌ی خود غریبه هستید؛ مانند کسی که احساس می‌کند هیچ چیز برایش مثل قبل نیست و آرامش سابق در زندگی‌اش جایی ندارد. آنچه گفته شد، داستان زندگی کرن و تام است؛ زوجی که اتفاقی ناگهانی، همه چیز را در زندگی‌شان تغییر می‌دهد. تغییری که همه را در بهت و حیرت فرو می‌برد.😶‍🌫!
کرن و تام، زندگی آرامی را در یکی از محله‌های نسبتاً خوب نیویورک‌ می‌گذرانند. اتفاقات معمولی و آرامش، خانه‌ی آن‌ها را پر کرده و آن‌ دو را به زن و شوهری خوشبخت تبدیل کرده است؛ اما چه کسی می‌تواند ادعا کند که از آینده باخبر است؟ شاید در یک لحظه اتفاقی رخ دهد که بعد از آن، دیگر هیچ چیز مثل سابق نباشد🤫🪨!
_دنبالِ‌یه‌کتــاب‌پرهیجان‌می‌گـردی؟! ꒱ غریبه‌ای‌درخانه‌بهتریـن‌انتخابه⠀𓄲 ⭑𓂃🐋🌚 𔘓
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مود من موقع خوندن کتاب فابل🥲: . 𓇼 🌊 🐚♡₊˚ 🦢・₊✧ _ترجمه:چرا؟چرا همیشه اتفاقای بد برای آدمای خوب رخ میده؟!😭
برای فابل هفده ساله، دختر قدرتمندترین تاجر نروز، دریا تنها خانه‌ای است که تابه‌حال می‌شناخته. چهارسال از شبی که شاهد غرق شدن مادرش در اثر طوفانی سهمگین بود، می‌گذرد و درست روز بعد از آن حادثه، پدرش او را در جزیره‌ای افسانه‌ای که پر از دزد و راهزن بود رها می‌کند. فابل برای زنده ماندن باید یاد بگیرد که چطور رازهای خودش را مخفی نگه دارد، به کسی اعتماد نکند و فقط به توانایی‌های منحصر به فردی که مادرش به او آموخته است متکی باشد.˙✧˖°🌪 ༘ ⋆。˚
꒱ تنها هدفی که به او انگیزه‌ی ادامه دادن می‌دهد یافتن راهی به خارج از این جزیره، پیداکردن پدرش و بازپس‌گیری جایگاه خود به عنوان یکی از اعضای کشتی اوست. برای این کار فابل به کمک تاجر جوانی به نام وست نیاز دارد تا او را از جزیره خارج کرده، از نروز بگذراند و به پدرش برساند. اما از آخرین باری که پدرش را دیده، رقیبان او و خطرهایی که در تجارتش وجود دارد چند برابر شده‌اند و فابل خیلی زود متوجه می‌شود که وست آن کسی که تصور می‌کرده نیست! اکنون هر دو آنها برای زنده ماندن ناچارند در کنار یکدیگر با خطراتی بسیار بزرگ‌تر از طوفان‌های نروز روبه‌رو شوند.୭ ✧ ˚. ᵎᵎ 🏹
فابل: دختری قوی و مستقل که در جزیره بزرگ شده و به دنبال فرار و یافتن پدرش است. ୭ ✧ ˚. ᵎᵎ 🏹 وست: تاجر جوانی که به فابل کمک می‌کند و رازهای زیادی را در دل خود دارد.˙✧˖°⛲️ 。˚ سنت: پدر فابل و ناخدای یک کشتی تجاری که رابطه پیچیده‌ای با فابل دارد.🕯️୨♡୧ ִ° ⋆
در میانه‌ی سفر، فیبل نه تنها برای زندگی‌اش می‌جنگد، بلکه با هویت پنهانش، حس اعتماد، و عشقی ناخواسته روبه‌رو می‌شود. او باید بفهمد که چه کسی حقیقتا در کنارش ایستاده و آیا مسیرش او را به آزادی می‌برد یا به تکرار سرنوشتی که همیشه از آن گریخته است. ֺ۪ ۫ 𝒪 🦪˙ཱུ   ٜ࣪ ‌  𑀀‌ּ ‌᷎᷎݃