eitaa logo
رمان|بانوی عمارت
526 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
بهترین چنل دیلی میدوریا
مشاهده در ایتا
دانلود
رمان|بانوی عمارت
ببین پارت ندی پارتت میکنم ... علییییی😂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پارت ۵ وقتی رسیدیم بی حرف آمیتیست کیفش برداشت گفتم _وایسا منم بیام بی حرف سرش تکون داد و از ماشین پیاده شد منم از ماشین پیاده شدم دستش گرفتم که نگاه خشنی بهم کرد بی محل ادامه دادم _بزن بریم جوجه اوفی کشیدم و رفتیم داخل دپارتمان فوق لوکس برادر ناتنیم وارد که شدیم زن داداش اومد دست آمیتیست رو گرفت گفت +کجا بودی دختر دیشب نیومدی آمیتیست من منی کرد گفت +ببخشید مامان جون عمو رو دیدم رفتیم برام بستنی گرفت بعد تو ماشین خوابم برد زن داداش نگاهم کرد لبخند زد گفت +خوبه که عموت شناختی آیین جان بفرما داخل لبخندی زدم گفتم _مزاحم نمیشم زن داداش زن داداش نگاه پر مهری کرد که دلم کباب شد میدونستم این نگاه ها ادامه نداره گفتم _زن داداش داداش خونس +اره عزیزم خونس بفرما تو _ممنون رفتم داخل رفتم سمت اتاق کار برادر ناتنیم آمیتیست آروم داشت نگاهم میکرد نفس عمیقی کشیدم در اتاق کارش باز کردم آمیتیست نفس نفس میزدم که صدای داد بابا باعث شد ترسم بیشتر بشه در اتاق کار بابا رو باز کردم دیدم آیین با پیشونی پر از خون داره تلو تلو میخوره بابا دستش شیشه عرق نعنا دستش بود😂 ترسیده خودم به آیین رسوندم که بابا سیلی محکمی بهم زد گفت +هر دوتا تون گم شید بیرون تو دیگه دختر من نیستی با حرف بابا عصبی شدم اون باید بهم روحیه میداد نه اینکه پرتم کنه بیرون با پرویی گفتم _میرم بابا جون... به قلم:ملینا کپی ممنوع
ه͚֨֗م͚֗֨֗֨֨֗سایه میخ͚᩹֨֗وام چ͚֨֗نل֨֗ت ح͚֗֨دا֗֨֗ق͚֨֗ل ۵۰ ͚֨֗֨֗باش͚֨֗֨ه امارم:۵۱۰ پ՞ᝳ֗یوی͚֨م @Mkosvo کانᝳ͚֨֗՞ال https://eitaa.com/dkcxkdk
بچه ها همسایه هام اشتباه عزل کردم بیاید بگید کیا رو عزل کردم😂
عااام من میگم که یه چنل دارم توش پره از انیمه ۱۲ کی هم ممبر دارم اگه دوست دارید لینکش بدم تو ناشناس . بدید