تنگ غروب و هول بیابان و راه دور
نه پرتو ستاره و نه نالهی جرس
خونابه گشت دیدهی کارون و زندهرود
ای پیک آشنا برس از ساحل ارس
#هوشنگ_ابتهاج
@dobeit | دو بیت شعر
گرچه تو دوری از برم، همره خويش میبرم
شب همه شب به بسترم، ياد تو را به جای تو
#حسین_منزوی
@dobeit | دو بیت شعر
ای عشق! در صحیفه تقدیر من چرا
هر قصهایست، راویِ آن ماجرا تویی؟!
#فاضل_نظری
@dobeit | دو بیت شعر
در شب فتنه، شب فتنه، شب خنجرها
باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها
مرد مردی که کمر بسته به پیکار دگر
بی زره آمده در معرکه یک بار دگر
تا خود صبح خطر دور و برش می رقصید
تیغ عریان شده بالای سرش می رقصید
مرد آن است که تا لحظه آخر مانده
در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده
گر چه باران به سبو بود و نفهمید کسی
و محمد خود او بود و نفهمید کسی
#حمیدرضا_برقعی
@dobeit | دو بیت شعر
بریدم از همه یاران و نیست ای غمِ عشق
گریزم از تو که از دوستانِ دیرینی...❣
#یغمای_جندقی
@dobeit | دو بیت شعر
ترک افیون را علاجی بهتر از تقلیل نیست
اندک اندک ز آشنایان جهان بیگانه شو...
#صائب_تبریزی
@dobeit | دو بیت شعر
کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش
«جوان» شد پیر، «گل» شد سر به زانو، «بید» شد مجنون
#فاضل_نظری
@dobeit | دو بیت شعر
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای عشق، ای پدرصلواتی چهکردهای
با این دلِ نجیبِ علیهالسلامِ ما...
@dobeit | دو بیت شعر