ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زير پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
محراب ابرويت بنما تا سحرگهی
دست دعا برآرم و در گردن آرمت
گر بايدم شدن سوی هاروت بابلی
صد گونه جادويی بکنم تا بيارمت
خواهم که پيش ميرمت ای بیوفا طبيب
بيمار بازپرس که در انتظارمت
صد جوی آب بستهام از ديده بر کنار
بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت
خونم بريخت و از غم عشقم خلاص داد
منت پذير غمزه خنجر گذارمت
میگريم و مرادم از اين سيل اشکبار
تخم محبت است که در دل بکارمت
بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل
در پای دم به دم گهر از ديده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست
فی الجمله میکنی و فرو میگذارمت
امین قدیمدر_انتهای_شب_۲۰۲۴_۰۶_۱۴_۰۰_۴۵_۵۱_۱۳۴ (1).mp3
زمان:
حجم:
2.7M
بدون کربلا به من ،نمیدونی چه ها گذشت ...
باید بدانی، تا بتوانی بمانی. انسانی که نمیداند، ارادهاش در اولین وزشِ ناموافق، فرو میریزد. تصور کن در میانه صحرایی برهوت، قدم برمیداری؛ اگر یقین داشته باشی که این جهت، همان سویِ رستگاری است، سختترینِ روزها را تاب میآوری و در برابرِ دشواریها، قد بلند میکنی و هرگز تسلیم نمیشوی. اما امان از آن لحظهای که ندانی به کجا میروی! آن وقت است که ناامیدی، مثلِ غباری غلیظ، دورت را میگیرد و تو را در خود میبلعد.
دچار
لَیِّن قَلبی لِوَلِیِّ اَمرِک...
چه جمعهای شود آن جمعهای که آمدنت
به چارگوشهی عالم صدا کند مهدی...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج