ولی بدیه همیشه خندون بودن هم اینه که
وقتی که ناراحتی و نمیتونی بخندی و تازه چهرت عادی شده ؛
بقیه میفهمن ناراحتی ...
دردِ من نیست ، که این درد پریشانی هاست
این جنون لازمۀ کوچ بیابانی هاست
پشت من پهنۀ زخم است ، ولی شهر هنوز...
اولین دغدغه اش پینۀ پیشانی هاست
از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ...؟
به کجا می روم این راه پشیمانی هاست ...
چند وقتی است که بی حوصله ام ، بی شعرم
چشمهایِ تو ولی رمز غزل خوانی هاست
من به جز (شعر) به جز( آه )بساطم خالی است ...
تو به جز عشق ، دلت صحنه ویرانی هاست
من پریشان به پریشانی چشمان تو ام ...
چشمهای تو پریشان به پریشانی هاست
می توان گفت نمک گیر نگاهم شده ای ...
بی نمک نیست اگر سفره بی نانی هاست
من کمی بیشتر از عشق تورا می فهمم
عشق راه و روشِ بچه دبستانی هاست ...
میگنچرامیخوای شهیدشی؟!
میگہدیدیدوقتی یہمعلمرودوستداری
خودتومیڪشی توکلاسشنمره²⁰بگیری
ولبخندرضایتشدلتروآبڪنہ؟!
منم دلمبرالبخندخدامتنگشدھ ..
میخوامشاگرداولڪلاسشبشم
شھیدحمیدسیاهڪالیمرادی
هر چقدر اصیلتر، عمیقتر، ارزشمندتر و قابل اعتمادتر باشی بهخاطر آسیبهای زیادی که تجربه کردی به کسی زخم نمیزنی، چون از میزان درد و ذات رنج خبر داری!
تو زمانی یک انسان درست هستی که اجازه ندی تکه های وجودت عقده و باعث شکستن دیگران بشه...
چ زیبا گفت مولانا:
در این عمری که میدانی فقط چندی تو مهمانی
به جان و دل تو عاشق باش...
رفیقان را مراقب باش
مراقب باش تو به آنی، دل موری نرنجانی
که در آخر تو میمانی و مشتی خاک که از آنی