تو رفته ای و بدونت عجیب غمگینم
نمی دهد به خدا غیر عشق تسکینم
کجای شهر بگردم چرا نمی آیی؟
بگو کجای جهانی که من نمیبینم
بگو کجای جهانی !ببین کم آوردم
که از نبودن تو مثل کوه سنگینم
منی که عاشق مهمانی و غزل بودم
نشد که باز بمانم نشد که بنشینم
تو مومنانه مرا بی گناه می خواندی
ببین برای رسیدن چقدر بی دینم
همیشه منتظرم تا اگر خدا کند حتی
اگر شود تو بیایی زمان تدفینم ....
#زینب_حسامی
الااااان
@doestekananarelab
شبت نیلوفرزیبای مرداب
شبت نور قشنگَ کرمِ شبتاب
شبت لبریزِ آرامش عزیزم!
بخواب آرام روی پای مهتاب
#پروانه_منصوری
#الان
الهی خوابِ لیلاتو ،ببینی😉
@Dogoshvareyehrotab
----------------------🩷-----------------------------
شبت شیرین تر از خرمای اهواز
شبت زیباتر از رویای پرواز
شبت شیرین ، شبت رویا ، شبت عشق
شبت ناز و شبت ناز و شبت ناز
#زینب_حسامی
#الان
@doestekananarelab
گاه سکوتها آنقدر طولانی میشوند که روح، از سنگینیِ حرفهایِ نگفته، شروع به ترک خوردن میکند..
چند شب بخیر نگفته خوابیدی ؟
اصلا حواس ات هست ...
حواس ات هست به سوال های ستاره، به جاجیم های منتظر ، حواس ات به مخفیانه های تفال ، به گندم های تماشا، به پنجره های پر از هااای، به گلایه های بی روزن ، به بی اتفاقی ، به خاموشی آب ، شراب ، عذاب
اصلا حواس ات هست .....
اگر ماهیان بی موج صدف را به موج های بی ماهی نسپرده اند ،اگر مردگان تکلم فرصت رقصیدن را در عبور بی بهانگی گمکرده اند ، اگر مدارهای مدارا هی به تکرار رسیده اند و عقربه های تسلسل به بی دلیلی ،اینها نشانه ی اندوه است بر غبار قنوت
واژگان تب دارند ، میفهمی ...
صدایت را ، نگاهت را ، عبورت را ...
اصلا به من چه نداریم .....
اصلا بی مربوطی نداریم ...
اصلا به چه حقی دلیل اینهمه کلمه می شوی و بعد پا پس میکشی در گلیم خشخاش ..
چشمهایت را می پاشی و بعد میگویی نقاشی ممنوع !
آهاااای با توااااام
باران می ریزی میگویی آواز نخوان !
ستاره دم میکنی میگویی عناب نزن !
انار می چکی میگویی به مصر چه ربطی دارد !
دِ لامصب ربط دارد ک
ربطش می شود همین بیدار خوابی های یکریز
نی لبک را کجا بگذارم که فلوت نزند
ختمی را کجا پنهان کنم ک چای ننوشد
دریا را در کدام جهنم دره ای پنهان کنم که پیاله نزند
خب لا ابالی کلمه
من ی لا قبا گر گر نبض را در کدامابریق پنهان کنم که خیامشراب نریزد
دِ آدم حسابی
مگر لال شده ای که هر چه میگویم فراموش میکنی
آخر لا مصب آلزایمر هم حدی دارد
این بریده نای را ول کرده ای که چه
دم از ایمان می زنی !!!!!خدا چراغ آورده است.
آهاااااای کولی ولگرد
با توااااام
نیستان نیستان تشنه ااااام
چشم جادو
حضرتِ من
عالیجنابِ باید
شایدم را به کدام پستو قائم کنم که خراش بر ندارد
خسیس کلمه
اینهمه بی تفاوتی هم نوبر است
به خداوندی خدا فهم بلوغ هم گریه اش گرفته است از این جنس پرهیزی
خب لااقل بگو اینهمه ذغال را از کجا گرفته ای که من بی همه چیز اینهمه گر نگیرم ....
اشتیاق اشتیاق لبریزم
اتفاق اتفاق یخی
حیرت می کنم از اینهمه توان
صد ماشاالله
سوخت شدم
برگه های آس دست توست
اصلا لا مروت
صد تو من هیچ
راضی شووووو
اماااانبده
مِی به خوردم میدهی می گویی عقلت به کدام خرابشده پرسه می زند ؟
وای از اینهمه نداری ....
نداری نداری ......
فقط نمی دانم حواس ات کجا چرخ می خورد که خمیازه می کشی
اصلا ....
زبان به دهان بگیر دختر
ردپاها خسته اند
کسی هذیان می گوید
تلو تلو می خورد از هجرت هزار ساله
پیرانه سری و مثنوی سرریزی ...
حالا تو بگو قونیه
بگو هوهو
قرص هایش کو
لالایی را به باد بده
شانه هایت را بیشتر
و دم گوشش آرام زمزمه کن
دوستت داااارم رااااا......
#زینب_حسامی
#شب_به_خیررررر
@doestekananarelab