🔻توماس قدیس خیلی چاق بود به طوری که در کلاس دستههای نیمکت او را بریده بودند تا راحت بنشیند. او باهوش و مبتکر امّا زود باور بود و این زودباوری اسباب این شده بود که او را دست بیاندازند.
روزی استاد که یک کشیش بود، داخل کلاس گفت: همین الان بیرون خری در حال پرواز است. توماس با عجله بیرون رفت تا ببیند. وقتی برگشت همه به او خندیدند. توماس گفت: *این که خری پرواز کند برای من باورپذیرتر از این است که کشیشی دروغ بگوید.کلاس در سکوت فرو رفت.🔺
به نقل از "سُرمه توحید "
به دُهُل بپیوندید 👈 لینک عضویت
@dohhol
به نام خدا
یکیاز بخش های مغفول و مهم آموزش و پرورش انجمن اولیاست ، در نمایشگاه کتاب غرفه اش خالی بود ، دیدم عجب گویاست ، انجمن اولیا حلقه اتصال خانواده ها و آموزش و پرورش است و می تواند در سطح مدارس به شدت تحول آفرین باشد ،اما به شرطی که اهمیتش تبیین شود .امسال برای اولین بار من عضو انجمن شدم ولی متاسفانه آن را حداقل در یک مدرسه خاص مغفول و مهجور دیدم .
#سید_محمد_الحسینی
به دُهُل بپیوندید 👈 لینک عضویت
@dohhol
وقتی کریستف کلمب، از سفر معروف و پرماجرایش برگشت، ملکهی اسپانیا به افتخارش مهمانیِ مفصلی ترتیب داد.
درباریان که سر میز ناهار حاضر بودند با تمسخر گفتند: کاری که تو کردهای هیچ کار مهمی نیست. ما نیز همه میدانستیم که زمین گرد است و از هر سویی بروی و به رفتن ادامه دهی، از آن سوی دیگرش برمیگردی.
ملکهی اسپانیا پاسخ را از کریستف کلمب خواست، کریستف تخم مرغی را از سر میز برداشت و به شخص کناری خود داد و گفت: این را بر قاعده بنشان ..!
او نتوانست.
تخم مرغ دست به دست مجلس را دور زد و از راست ایستادن و بر قاعده نشستن اِبا کرد.
گفتند: تو خودت اگر میتوانی این کار را بکن!
کریستف ته تخممرغ را بر سطح میز کوبید، تهِ آن شکست و تخم مرغ به حالت ایستاده ایستاد.
همگی زدند زیر خنده که ما هم این را میدانستیم.
گفت: آری شاید میدانستید اما انجام ندادید، من میدانستم و عمل کردم.
انجام دادن چیزی که میدانیم احتیاج به شهامتی دارد که هر کسی توان انجامش را ندارد...
به دُهُل بپیوندید 👈 لینک عضویت
@dohhol
دیگر دلم از دست همه گرفته است از دست همه ؛ از آن هایی که مرا می بینند و می روند تا تو که مرا گذاشتی و رفتی ؛ از آن کودک که وقتی دستانم را برای آغوش گرفتنش بازمی کنم از من فرار می کند تا آنان که دستانشان را فقط از روی دلسوزی برای به آغوش کشیدن من باز می کنند ، آری دیگر دلم از همه گرفته . از تمام کسانی که تاثیر گاز خردل را برروی پوست می دانند ولی باز از من می پرسند ((راستش را بگو ! صورتت چرا سوخته ؟))از تمام کسانی که به نحوی شنیده اند دستان عباس بر اثر اصابت ترکش قطع شده ولی برای اینکه سر صحبت را باز کنند تا پس از شنیدن بگویند : ((پس برای چه جنگ را ادامه داده ایم ؟))از او می پرستند چه حادثه ای برای دستانتان رخ داده ؟!! از تمام کسانی که می بینند مصطفی را و می بینند !! که او نمی بیند و می دانند !! گریه برای چشمانش خوب نیست اما با این حال ازش می پرسند :ببخشید شما مادر زاد چشمهایتان مشکل داشت ؟؟و مصطفی را به یاد هم سنگران می اندازد و عیون خشکیده اش را به یاد فرات .از تمام کسانی که وقتی مهرداد را بر روی ویلچر می بینند که تنها چشمانش قدرت بینایی دارد و نه هیچ عضو دیگر دستس پشت دست می زند، مثلا دل می سوزاند، نج نچی می کنند و می گویند ((طفلک))و رو به همسرش که ویلچر را هل می دهد می کند و می گوید : ((خدا صبرتان دهد ))و می گذرند .آنوقت مهرداد می ماند و یک تن قطع نخاعی و یک دنیا غم و شرمندگی از همسرش .
از تمام کسانی که با دیدن مجتبی که مس پا نمی کشد می گویند ((حاج آقا وضوی شما اشکال داشت فراموش کردید مس پا بکشید)) ووقتی پای مصنوعی او را می بینند می گویند تصادف کرده اید و باز دل مجتبی راهی میدان مین می شود . از تمام کسانی که ساکن کوچه شهید .... هستند اما وقتی پیرزنی فد خمیده را می بینند که زنبیل پری در دست دارد و به سختی قدم بر می دارد با حالتی که انگار از بی معرفتی جوانان زمانه رنج می برد می گویند تو را به خدا نگاه کن این پیرزن پسری ندارد که برای تهیه مایحتاج خود اینقدر سختی می کشد ؟و نمی دانند این پیرزان مادر همان شهیدی است که بر عنوان کوچه زده اند . از همه آن هایی که دین دارند اما درد دینداری ندارند . از طرارانی که دیوارشان بلند است و به دنبال دیوار کوتاه می گردند .. از همه عیارانی که از عیاری فقط چاقو ، خال کوبی و یقه باز را می دانند .از همه روشنفکران بی فکر از همه انانی که معتقد به صلحند اما نمی دانند اگر نمی جنگیدیم صلحی در کار نبود .از همه انانی که به خاطر صلح همه چیز می دهند از خاک گرفته تا ناموس و اعتقاد اما خون نمی دهند . از همه انان که مردم را از خود می دانند ولی خود را از مردم نمی دانند از همه آنان که آزادی را معنای لیبر می دانند . از ساکنین کوچه علی چپ ، از تمام تافته های جدا بافته ، از عارفان بی معرفت ، از شیرینی های وارداتی ، از عالمانی که عادل نیستند ، ا ز عادلانی که عارف نیستند ، از عارفانی که عاشق نیستندد ، از عاشقانی که خالص نیستند ، از تمام خون هایی که رنگین ترند ، از کسانی که ریلکس هستند اما آرام نیستند ، از کسانی که نماینده مجلسند نه مردم .از کسانی که بین لاله و کاکتوس فرقی قائل نیستند ، از ناآگاهان جسور ، از آگاهان ترسو از مظلومین ظالم پرور، از ظالمین مظلوم نما از آنان که توجیه می کنند ، از آنان که توجیه می شوند از توجیه از توجیه از توجیه ( ناتمام )
به دُهُل بپیوندید 👈 لینک عضویت
@dohhol
تجربه مناظرات دانش آموزی برایم در ابتدا غریب بود و مطمئن نبودم تجربه موفقی باشد ولی در نهایت به این نتیجه رسیدم که اتفاقا این بچه ها هستند که بزرگ تر ها را تربیت می کنند ، در برخی موارد دانش آموزان پخته تر از حتی مناظرات دانشجویی عمل می کردند . می دیدم برخی چنان سابقه خواندن رمان های دشواری دارند که در مخیله خیلی از ماها نمیگنجد، در هر صورت فهمیدم این نسل نیاز به بازتعریف دارد نه بازتعریف آنها بازاندیشی مجدد برای والدین و معلمان
#سید_محمد_الحسینی
به دُهُل بپیوندید 👈 لینک عضویت
@dohhol
از کسانی که در صدد تحمیل عقیده، فکر و اندیشه به دیگران هستند ،بیزارم .
شهید بهشتی ، ۲۹ بهمن ۱۳۵۹
این جمله از مبانی تربیت اسلام است ، دستور دادن و اطاعت در تربیت مذموم است و شرایطی دارد ، باید همانگونه که خداوند انسان را کنش گر و صاحب اراده آفرید ، معلمی موفق است که شرایط و زمینه تجربه و یادگیری را تسهیل کند نه فراهم آورد، تحمیل عقیده و آموزش یک طرفه یکی است و منجر به خلق عادت می شود نه دانش
#سید_محمد_الحسینی
به دُهُل بپیوندید 👈 لینک عضویت
@dohhol
💎 اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت که کجا کاشته ای...
🌹پس نیکی را بکار؛
بالای هر زمینی
و زیر هر آسمانی
برای هر کسی...
تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت، که کار نیک هر کجا کاشته شود، به بار می نشیند
@dohhol
🌑🖤امروز تولد یکی از همکاران عزیزمان بود ،قرار بود با کیکی غافل گیرشان کنیم که خبر رسید مهندس سید علی هاشمی به رحمت خدا رفت .
باید حواسمان به هم باشد ،
@dohhol
قیمت کتاب یک جوریه که علم بدون ثروت ممکن نیست !
البته این یک شوخی بود
@dohhol
آقاجان ، آغوش پدریت لازم است ، قرار بود زینت شما باشیم، بدون نظر شما امکان ندارد ، نمی دانم شاید فقه مان از شماست و دینمان از دیگری با روکشی خاص
اگر عنایت شما نباشد چیزی برایمان نمی ماند ، آقاجان دعا کن نمایندگانمان، نماینده مردم باشند نه مجلس و معلمانمان تعصب علم و معرفت داشته باشند نه عادت و استادانمان غیرت داشته باشند نه تعصب ، خدایا ؛می فرمایند ظاهر مردم باطن مسئولین است ،به حق شیخ الائمه باطن مسئولین را سپید و زلال گردان
@dohhol