eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
590 دنبال‌کننده
791 عکس
320 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5785101096926052367.mp3
زمان: حجم: 2M
به این سرود توجه کنیم. فارغ از موافقت با مخالفت با هر انقلابی توجه داشته باشیم که انقلاب و تغییر ساختار و نظام سیاسی نه با چند توییت و فحش و ناسزای اپوزسیون فراری و دست یازیدن به دامن بیگانگان و اَداهای چند سلبریتی و غر زدن های چند خبرنگار و شبه‌روشنفکر، بلکه با داشتن آرمان و ساختن مفاهیم جدید و ایجاد فضای گفتمانی قابل فهم برای توده‌ها و دهها سرود و شعر و فیلم و کتاب و داستان و رمان و کار تشکیلاتی و... طی چندین سال فعالیت سازمان‌یافته به وقوع می‌پیوندد. @dohhol
4_6050600874059760545.mp3
زمان: حجم: 2.4M
«سرود بهاران خجسته باد» «بهاران خجسته باد» نام سرودی انقلابی و جزو معروفترین و زیباترین سرودهایی بود که پس از انقلاب ۱۳۵۷ و سقوط نظام پهلوی، در گرامیداشت سالروز کشته‌شدن خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان به‌ دست حکومت پهلوی از رادیو و تلویزیون پخش شد، شاعر این چکامه دکتر عبدالله بهزادی است که آن را در همدردی با همسر انقلابی جانباخته کنگویی «پاتریس لومومبا» در سال ۱۳۳۹ نوشته است. کرامت دانشیان، بخشی از این شعر را تبدیل به سرود کرد و اسفندیار منفردزاده آن‌ را با کمک دوستان و همکارانش در آستانهٔ پیروزی انقلاب به اجرا درآورد: هوا دل‌پذیر شد، گل از خاک بردمید پرستو به بازگشت زد نغمه‌ی امید به جوش آمده‌ست خون، درون رگ گیاه بهار خجسته‌فال، فراوان رسد ز راه بهار خجسته‌فال، فراوان رسد ز راه به خویشان، به دوستان، به یاران آشنا به مردان تیزخشم که پیکار می‌کنند به آنان که با قلم، تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد و این بند بندگی، و این بار فقر و جهل به سرتاسر جهان، به هر صورتی که هست نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد. @dohhol
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بختیار: بعضی‌ها می‌گویند ما یه بهشتی داشتیم، خمینی آن را خراب کرد. نه بعضی ها میگویند ما داشتیم ژاپن می‌شدیم و... که اینها اباطیل است. دلیل اصلی گناه اون رژیم این بود که مردم ایران رو به حساب نمی‌آورد. پ.ن: البته الان شرایط به گونه‌ای است که خود محمدرضاشاه هم زنده شده و بگوید که این چیزهایی که در مورد دوره حکومت ما گفته می‌شود دروغ است، طرفدارانش او را به نوکری آخوندها و سیاه‌نمایی متهم خواهند کرد. @dohhol
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اردشیر زاهدی، داماد محمدرضاشاه و یکی از بالاترین مقامات حکومت پهلوی: نگذارید دهانم را باز کنم، منم منم نکنیم. اگر عیب نداشتیم انقلاب نمی‌شد. اگر مردم را ناراضی نمی‌کردیم انقلاب نمی‌شد. @dohhol
دیرز تو بازی کره ، اردن اسم یکی از بازیکن های کره "این به اون" بود، وقتی پا به توپ می شد و گزارشگر اسمش رو می گفت قاطی می کردم، کدوم به کدوم؟ 😂😂😂😂 به امید پیروزی امروز @dohhol
لعنت به تیرک 😭😂
حیف شد حیف از این نسل ... موقعیت زیاد درست کردیم ولی نشد که نشد ... ولی یه ایراد بزرگ داشتیم. تیم از اول نیمه دوم بازی مستقیم می‌کرد، حتی وقتی دو - دو بودیم با بازی مستقیم و حذف خط هافبک‌مون موقعیت درست می‌کردیم. قطر هم که معز علی و اکرم عفیف رو روی خط نیمه نگه داشته بود و نمی‌گذاشت فاصله خطوط‌مون کم بشه و فشار حداکثری بشه ... به هر حال موقعیت‌های زیادی نزدیم. قسمت نبود با این نسل خاص و خیلی خوب که سال‌هاست کنار هم بازی می‌کنند، طلسم شکسته بشه. دم بازیکن‌ها گرم که تا دقیقه ۹۰ دویدند و جنگیدند. حتی بعد از اخراج شجاع بیشتر و بیشتر ...
کاش با ترکیب مقابل ژاپن بازی کرده بودیم 😢
🌱 معلمی که معجزه اش کتابش بود... و خودش 🕊 «صالح فرزند سام، از دل کوه ماده شتر بیرون کشید، ابراهیم فرزند تارخ، دو تصویر دید که کس نه قبلش دیده و نه بعدش، سرد شدن داغِ آتشِ منجنیق و زنده شدن مرغ‌های چهارگانه، موسی فرزند عمران دستش را درخشنده می‌کرد، عصایش را اژدها و دریا را می‌شکافت، داود فرزند ایشا باد را مسخر خودش می‌کرد و آهن را نرمِ دستش، سلیمان فرزند داود با موران و پرندگان سخن می‌گفت و مسلط بود بر شیاطین و جنیان، عیسی فرزند مریم از مادری باکره زاده شد، در نهال‌سالی سخن گفت، کور بینا می‌کرد و مرده، زنده. این‌ها تاریخچه چندخطی معجزات پیامبران است. دست کم آن‌ها که خط و ربط و شگفتانه‌شان در سه کتاب مقدس ادیان ابراهیمی آمده. و اما پیامبر آخرین، محمد فرزند عبدالله قرار بود دردانه باشد، در انتها بیاید و لابد اعجازی داشته باشد برای خلق که مثل رسالتش الی الابد باشد، برای ابد و یک روز. رسول و پیغام‌بری که پیام و حرفش تا ته تاریخ، تا نفخه صور، تا آنجا که کف‌گیر عالم به ته می‌گیرد، کار کند، جلو برود، آدم بسازد، هادی انسان و جامعه باشد. 🕊 و معجزه نبی آخر، نه شیر بود و نه شتر، نه شافی و نه آتش‌ نشانی. نوبرانه خدا برای رسولش کتابی بود برای خواندن. تطبیق اسم و مسما. قرآن، خواندنی. گویی خداوند برای ادامه مسیر بعد از تمام امتحانات و ابتلائات آدمی، با این اعجاز از آدم‌های تا دُمِ تاریخ می‌خواست بیشتر بخوانند، فکر کنند و بعد احتمالا خودشان ادامه مسیر زندگی را خواهند یافت. لیک جدا از قرآن، خود شخصیت محمد هم انگاری پهلو می‌زد به قرآن از حیث تکی و اعجاز و یگانگی. رسولی که چنان بر قوم و زیردستانش دلسوز و مهربان بود که درد و رنج مردمانش بر او سخت‌تر از خودشان فشار می‌آورد، برای رستگار شدن‌شان آن‌قدر حریص بود که نزدیک بود جان دهد. برای مردمش. «مردم». محمد فرزند آمنه، محمد فرزند عبدالله، محمد پدر فاطمه، خود معجزه خداوندش بود و فخر امتش. این که امروز از آن رسول جز نامی بیشتر در میان امتش نیست و مردمانش کمتر سیره‌اش را جاری می‌کند یا انگاری تبانی نوشته‌نشده‌ای‌ست که تابلوی درخشان محمد وارونه و خِلاف نشان دهند از عظمت و بزرگی و جلالش کم نمی‌کند. 🕊 و سر آخر شاید در این کشاکش نرمِ جنگ جهانی سوم و جدال بلوکات شرق و غرب بد نباشد ذکر نقل قولی از ابن خلدون که معجزه پیامبر خاتم را منحصر در دو مورد می‌دانست: نزول قرآن و «اتحاد اقوام و قبائل متخاصم.» درود خداوند بر آخرین رسول که اعجازش دوستی بود و محبت و شعارش اخلاق: «من مبعوث شدم که مکارم اخلاق را - در میان انسان‌ها - تمام کنم.» 🌺 مبعث پیامبر خاتم مبارک
هر بار زمان مجلس می‌رسد، اسم‌های عجیبی هم سر بر می‌آورند! همه هم خودشان را خط اصیل انقلاب می‌دانند ... جمنا، شانا، اُمنا، شریان، مبنا و ... درست است که در دوره‌های گذشته، برخی از این لیست‌ها صحنه انتخابات را عوض کرده‌اند و بعضاً در رقابت سیاسی هم پیروز شده‌اند، اما؛ هیچگاه پاسخ نداده‌اند که چرا چهار سال غیب‌شان می‌زند و زمان انتخابات دوباره پیدایشان می‌شود؟! هیچگاه توضیح نداده‌اند که نسبت‌شان با چیست؟ هیچگاه نگفته‌اند برایشان موضوعیت دارد یا خیر و برایش چه می‌کنند؟ هیچ وقت با این اسامی ارتباط نگرفتم ...
⭕️ 22 بهمن بمناسبت شهادت 👇👇👇 وقتی که خبر رسید ڪه دشمن از انتها وارد ڪانال شده. ابراهیم هادی به سمت انتهای ڪانال دوید. یڪباره از همان سمتی ڪه ابراهیم رفت، چندین انفجار قوی رخ داد. لحظاتی بعد، یڪی از بچه ها از انتهای ڪانال به سمت ما دوید و فریاد زد: ابراهیم هم شهید شد. رنگ ازچهره ام پرید. دیگر امیدم را از دست دادم. لحظه های اخر مقاومت بچه ها در ڪانال بود. یڪباره چندین لوله سلاح بعثی ها را بالای ڪانال دیدیم. افسر بعثی نگاهی به جمع ما انداخت. به هرڪسی ڪه می رسید با تیر خلاص، ملڪوتی اش می ڪرد. لحظاتی بعد افسر از ڪانال خارج شد. بعد به افرادی ڪه بالای ڪانال بودند دستور شلیڪ داد. ان ها بی رحمانه داخل ڪانال رابه رگبار بستند و بچه ها را به خاڪ و خون ڪشیدند. نزدیڪی های ظهر ڪار ڪانال را یڪسره ڪرد. من بابدنی غرق خون، درڪنار چند پیڪر شهید افتاده بودم، شاید برای همین به سمت من تیرخلاص شلیڪ نڪردند. سڪوت مطلق همه جا را فرا گرفته بود. حالا تعداد ڪسانیڪه زنده بودند حدود ده نفر بود. تا زمان تاریڪی هوا صبر ڪردیم. هرطوری شده بود از همان روشی ڪه ابراهیم گفته بود استفاده ڪردیم وبه عقب برگشتیم. برخی نیروها چهار دست و پا و برخی ڪشان ڪشان می امدند. اری قرار بود ما بمانیم تا ایندگان بدانند ڪه ابراهیم هادی و رزمندگان در محاصره، چه حماسه ای راخلق ڪردند. 📚ڪتاب سلام برابراهیم۲ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 📚 @hamkalam