♦️پدر است دیگر...
دارد با خدا درد دل میکند...
#اللهم_عجل_لولیك_الفرج
#غزة
9.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موکبی خاص، موکبداری با قصهای خاصتر و میزبانی از زائران اباعبدالله (ع)!
شهادت یکباره ۴فرزندِ شیخ حیدر، ملقب به ابولیس، یکی از موکبداران عراقی، در راه میزبانی از زائران اباعبدالله الحسین (ع). او روز سوم این مصیبت، خود را برای میزبانی زوار آماده کرد چون...
🏴اطلاعیه مراسم دلدادگان اربعین حسینی (راهپیمایی جاماندگان) در استان قم
🔹شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با صدور اطلاعیهای از همهی آرزومندان زیارت کربلا دعوت میکند تا با کاروان جاماندگان اربعین حسینی همراه و در این اجتماع عظیم نیز جنایت بزرگ رژیم صهیونیستی در انواع پلیدیها علیه بشریت و فلسطین را محکوم و برای حمایت از فلسطین مظلوم و به نیت نابودی رژیم کودککش اسرائیل در سراسر کشور با حضور خود در این روز، نمو و شکوفایی و اوج سیاسی بودن اربعین را فریاد زنند.
🔸مراسم شهر مقدس قم :
🏴 راهپیمایی جاماندگان اربعین:
ساعت ۶ صبح، از حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها آغاز و عزاداران حسینی مسیر بلوار پیامبر اعظم (ص) را به سمت مسجد مقدس جمکران طی خواهند نمود.
این مراسم همراه با پذیرایی مواکب حسینی تا ساعت ٢٠ ادامه خواهد داشت.
🔹مراسم عزاداری و قرائت زیارت اربعین:
🏴 بعد از نماز ظهر و عصر در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
🏴 ساعت ١٧ در مسجد مقدس جمکران .
🔹لازم به ذکر است در تمامی شهرستانها و بخش های استان نیز مراسم روز اربعین برگزار می گردد.
🇮🇷شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان قم
#راوی_اربعین | #اربعین
9.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه نمی تونید به نامحرم نگاه نکنید از دیدن این کلیپ تاثیر گذار غافل نشید؛👆👆👆👆👆👆👆
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشارپستثوابجاریه درپی دارد
اعمال روز اربعین:
1-خواندن زیارت اربعین
2-غسل اربعین وتوبه (قبل از نماز ظهر)
3-بعد از نماز صبح صد مرتبه(لاحول ولاقوة الا بالله علي العظيم)
4-هفتاد مرتبه تسببحات اربعه
5-بعد از نماز ظهر سوره والعصر بعد هفتاد مرتبه استغفار
6-غروب چهل مرتبه لا الة الا الله
7-بعد از نماز عشاء سوره یاسین هدیه به سیدالشهدا
🏴#اربعین
6.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 چشماتو ببند...
خیال کن الان کربلایی...
#اربعین
46.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️عاشقانه های اربعین
🔹داستان جوان لااُبلای که در مسیر اربعین آمد.
از زمانی که با هم رفیق شدهایم، خیلی
از محبتها و حضورش لذت بردهام.
او تمام و کمال حق رفاقت را
به جا آورده است.
هر چند من رفیق خوبی برایش
نیستم. گاهی حتی دلش را شکستهام.
او همیشه و در هر حال هوایم را داشته
است. چندیست محرومم از دیدارش.
اما عزمم را جزم کردهام به دیدارش بروم.
کارهایم را سرو سامان میدهم؛ تا چند
روزی را با خاطری آسوده با او باشم.
بارو بندیل سفر میبندم. سوغاتی
به جز بقچهای درد و دل برایش ندارم.
با دلی شسکته و نور امیدی در دل
میرسم به دیار دوست.
بلافاصله به دیدارش میروم.
بعد از گذشتن از چند خیابان و شلوغی
ها ناگهان چشمم به جمالش روشن
میشود. به سجده میافتم...
سلام رفیقم " حســـــــــــــین "
«موکبکاروان سیار حسن مرادی»
(اربعیننوشت۳؛ روزنوشتهای سفر اربعین ۱۴۰۳)
|۵شنبه|۱ شهریور ۱۴۰۳|۱۷ صفر ۱۴۴۶|
قسمت ۱از۳
• عرقسوزشدن درد عامالبلوای پیادهروی اربعین است... خانه مهیای الحاج صادق فرصت خوبی است، صبح دوشی میگیرم و به یاد کودکی، پودر بچه را بر بدن میزنم و یادآور میشوم که هنوز همان بچهای هستی که بودی! دشداشهای که اتفاقاً سوغات سوق کاظمین است، به تن میکنم، شاید کمی از سبک زندگی پنگوئنها فاصله گرفتیم!
• به جاده میزنیم، بساط مواکب، مفصل برقرار است، هرچه اراده کنی هست... مخلمه که همان املت خودمان است با پیازی بیشتر همراه مخلفات، گاه گوشت چرخکردهای هم چاشنیاش کردهاند، گاه پنیری و گاهی هم سیبزمینی...
• کره محلی و عسل، تخممرغ آبپز، نیمرو و... از سلفسرویس هر هتل پنجستارهای، منوی کاملتری را در جاری مواکب میبینی، با یک تفاوت اساسی که آنچه اینجا هست، «للحسین» است و بس!
• البته دقت کنید هر چیزی زمان خاص خودش را دارد! و این یعنی توجه به سبک زندگی جاری و فرهنگ مرسوم در اربعین؛ کمی بعد از نماز صبح، بساط صبحانه برپاست و تا یکیدوساعت بعد از طلوع آفتاب ادامه دارد... همینطور سایر امور، دستورالعملهای نانوشته خودشان را دارند...
• جمعیت زیادی با کلاه چتری در راه میبینم، کمی پایینتر توزیع میکنند، نمیدانم فروشی است یا تبرعی...
• قادریهایها اینجا هم موکبی دارند، تصویر بزرگی از شیخ نهرو را هم زدهاند،بزرگ کسنزانیها... همان فرقهای که بعد از عبور از مرز باشماق، در سلیمانیه هم موکب مفصلی دارند و خود شیخ نهرو آنجا حضور مییابد و استقبال میکند...
• در طول مسیر، دو مورد از خانمهایی را دیدیم که جوراب نذر کرده بودند و به زوار میدادند...
• این را دقت داشته باشیم که در ابرتابلوی وسیع اربعین، تنوعی از اتفاقات را کنارهم میبینیم... توصیف این زیباییها به معنای عدم وجود هیچ سیاهی و تاریکی نیست...
• زنانی که از بین زبالهها مواد بازیافتی را جمع میکردند، یکی از این نازیباییها است، خیلی وقت بود چشممان به جمال الاغ روشن نشده بود، یکی دو مورد از این زبالهگردها با الاغ زحمت این کار را میکشیدند...
• جریان زندگی بهطور طبیعی ادامه دارد... اگر جمعیت بسیاری اینگونه حیرتآور، فداکاری و ایثار میکنند که در این دنیای اصالت سود و پول، پهلوبهپهلوی معجزه میزند، معنایش این نیست که همه مشاغل و معاملات و تعاملات دیگر تعطیل است، خیر! طبیعتاً عدهای هم مشغول دستفروشی هستند، رانندگان کرایهشان را میگیرند، سیگارفروشها سیگارشان را میفروشند و عدهای هم حتی در این بین گدایی میکنند...
• در راه زبیب طبیعی که همان عصیر عنبی غیرجوشیده است، فراوان است، شربت انگور خودمان! شربت لیمو عمانی هم که رنگی شبیه کوکا دارد، تا دلت بخواهد... به نظرم اگر یک شرکت روی آن کار کند، جایگزین مناسبی برای اصل نوشابه باشد...
• یکی از موکبها، موزهای از اقلام و وسایل قهوه را انداخته... به جرأت بهقدر یک موزه جمعوجور در همان موکب کوچک وسیله جمع کرده است، شاید بیش از برخی از موزههای خصوصی ما... البته در ادامه راه دیدم چند موکب دیگر هم به همین قاعده عمل کردهاند...
• لذت بعضی از موکبداران، کشاندن تو به سمت موکب و خوراندن اطعمه و اشربه است، فرار از دست این جماعت، هنر میخواهد!
• موکبی هندوانه و خیار میدهد، خادم موکب که میفهمد ایرانی هستیم، بهزور میخواهد هندوانهخورم کند که با ماچ و بوس از دستش فرار میکنم، آخر هم نهایت محبتش را با این جمله تکمیل میکند «ایران و العراق لایمکن الفراق»
• ساعت از هشت صبح که میگذرد زمینگیر میشویم...، واقعاً هوا گرم است... روانشناس درسنخواندهای شاید هم خوانده، دمدرب یک موکب نشسته، حال زار ما را که میبیند، اشاره میکند که «قاعة للنساء!» با تعجب نگاهش میکنیم، بعد هم به کمی آنسوتر اشاره میکند «للرجال»!
• این خیمهها ظاهری دارند و باطنی، به ظاهرشان که مینگری گمان میکنی چادری است خالی و بیسروصدا... پرده را که کنار میزنی، جا برای سوزنانداختن نیست! هشت صبح است و چادر پر از جمعیت... و این همان تغییر الگوی حرکت پیادهروی است در فصل گرما...
• یکساعتی استراحت میکنیم و دوباره راه میافتیم... آب طالبی و آب زردآلو که مشمشه گویندش، یکدرمیان حالت را جا میآورد، اما شدت گرما از خنکی آبمیوهها بیشتر است، یکساعت دیگر بیشتر دوام نمیآوریم، نرفته میزنیم کنار! یکساعتی استراحت و دوباره حرکت...
ادامه دارد...
✍️ #رحیم_آبفروش
@qoqnoos2