#رمان_دختر_مافیایی
#پارت_۲۸۶
چشمام توی چشم های خیسش غرق شده بود که یهو به خودم اومدم
اخم غلیظی روی پیشونیم نشست و اروم به عقب هلش دادم
تمام فکر و ذهنم لیانا بود
یک لحظه حالم از خودم به هم خورد.به چه حقی عaشق لیانا بودم و تو چشم های یکی دیگه غرق میشدم؟!
+ک..کارن!
_برو بیرون،نمیخوام دیگه ببینمت
+چی میگیی!من میگم دoست دارمم!
سمتش خم شدم و عصبی داد زدم
_مگه نشنیدی؟میگم برو بیروون!
از ترس عقب رفت و کیفشو از روی کاناپه برداشت،شالشو سر سری روی موهاش انداخت و سمت در رفت که یهو برگشت گفت
+باشه،ولی بدون بلایی سرت میارم که به غلط کردن بیوفتی!
پوزخندی به وجه اصلیش زدم
میدونستم،همین قدر پلید...
.......................🍷
.......................🍷
#رمان_دختر_مافیایی
#پارت_۲۸۷_۲۸۸
با شتاب درو به هم کوبید
زنیکه دیوانه...
لعنتی
دستی به صورتم کشیدم،قرمزی رگ های تو چشممو از بی خوابی حس میکردم
سمت اتاق رفتم و درو اروم باز کردم
پشت بندش درو بستم
همه جا تاریک بود و فقط نور ماه اتاق رو روشن نگه میداشت!
خواستم سمت تخت برم که با جای خالی لیانا مواجه شدم
کجاست پس
اطراف اتاق رو کورمال کورمال چک کردم
هیچی نبود....!
خواستم سمت پنجره برم که صدای هق هق خیلی ارومی اومد
بسم اللهی زیر لب زمزمه کردم و به سرعت سمت گوشه ای اتاق برگشتم ...
که یهو صدای هق هق بلند تر شد
.......................🍷
.......................🍷
#رمان_دختر_مافیایی
#پارت_۲۸۹
اما اصلا قیافه خوبی نداشت
بیشتر شبیه جن میموند تا آدم
گوشه ای از اتاق نشسته بود و موهاش دورش ریخته بود و تکون میخورد
خیلی سریع سمتش رفتم و با دستم سرشو بالا اوردم..
دروغ گفتم اگه بگم نترسیدم اولش.!
خواستم حرفی بزنم که محکم دستمو پس زد و بلند شد.
نکنه واقعا جنه و لیانا رو خورده!
اه چی میگی کارن!واقعا انگار خوابم میاد...
_حالت خوبه؟
صدای هق هقاش تبدیل به گریه شد
بلند شد و روبه روم ایستاد
تند بلند شدم و یک قدم نزدیکش شدم..
_لیانا حالت خوبه؟چرا گری....
+برو بیرووون!
_چت شده یعنی چی!
+م..میگ..م برو بیرووون!
.......................🍷
.......................🍷
#رمان_دختر_مافیایی
#پارت_۲۹۰
با تعجب فقط به رفتار هاش نگاه میکردم.
پسم میزد و اشک هاش پشت سر هم فرود میومدن....
من،من طاقت دیدن اشک ریختن دختر کوچولوم رو نداشتم!
سر در گم تر از همیشه با فکری مشغول و شلوغ قدمی بلند برداشتم و محکم تو آغoشم کشیدمش...
ارامشی که بهم میداد توصیف ناپذیر بود.. اوروم شد
اما باز هم پسم زد
دستشو روی س..ینم گذاشت و به عقب هلم داد
پاهام سست شده بود
حتی قدرت نگه داشتنشو نداشتم.
+ل...لطفا بر...برو بی..بیرون!
عصبی دستی تو موهام کشیدم و سمت رفتم
دو تا بازوی نحیفشو بین انگشتام گرفتم و فشردم..
_چت شده توو!
.......................🍷
.......................🍷
#رمان_دختر_مافیایی
#پارت_۲۹۱
(لیانا)
تو تمام لحظات عمرم همچنین سوزشی رو توی قلبم حس نکرده بودم.
شکستم... بدجوری شکستم.
از تعجب و حیرت فقط نگاهم قفل شده بود به پانته آ که تو بغL کارن بود....
چشمه اشکم جوشید و دیدمو تار کرد
حتی دلم نمیخواست باور کنم که اتفاق داره میوفته....
چه دلیلی داره کارن پانته آ رو بغL کنه....؟!
غم عظیمی روی قلبم سنگینی میکرد..
تمام لحظاتی که تو بغL هم میگذروندن، ثبت میشد و خشی عمیق روی قلبم مینداخت...
اشکام ناخودآگاه روی گونه هام فرود میومدن و پوستم رو میسوزوندن.
هر چی بیشتر میگذشت بیشتر توی آغoش هم ف......رو میرفتن!
.......................🍷
.......................🍷
#رمان_دختر_مافیایی
#پارت_۲۹۲_۲۹۳
کارن،بد کردی در حقم...
اشک های سمجمو پس زدم و نگاهم و گرفتم.
وارد اتاق شدم و خودمو کنج اتاق قایم کردم.هر چقدر اشک هام رو پس میزدم،قدرتمند تر از قبل روی گونه هام هجوم میاوردن
تمام فکر و ذهنم کارن و پانته آ بودن
ته قلبم خاطراتم میسوخت،قلبم میسوخت،چشم هام میسوخت...
اشک های ارومم تبدیل به هق هق شد
جوری که دیگه کنترلشون توی دستم نبود،فقط میخواستم یکم برای خودم اشک بریزم...
در اروم باز شد،لحظه ای جلوی دهنمو گرفتم تا صدام بیرون نره
اما بعد از چند ثانیه با دیدنش هق هق هام به اوج خودشون رسید
قلبم درد میکرد
باز هم با اینهمه اشک بغض بزرگی توی گلوم بود و اذیتم میکرد
دلم میخواست با صدای بلند گریه کنم...
با شنیدن صدام سمتم اومد سرمو بالا اورد
عصبی دستشو پس زدم که لب زد
+حالت خوبه؟
اره،حالم خیلی خوبه
خوب تر از همیشه...
بلند شدم و رو به روش ایستادم
+لیانا حالت خوبه ؟چرا گری....
_برو بیرووون!
_چت شده یعنی چی!
+م..میگ..م برو بیرووون!
قلبم درد میکرد و چشمام سیاهی میرفت.
تا حالا هیچوقت انقدر قلبم عمیق نشکسته بود!جوری شکسته بود که دیگه مثل قبل نمیشد...
سخته!سخته عشق یک طرفه!
انقدر سخت که شاید تنهایی تو خلوت خودت فقط گریه کنی!
جوری که عشقت کنارته اما تو اجازه ی دوست داشتنشو نداری....
خیلی یهویی منو تو اغوشش گرفت
باز هم همون ارامش لعنتی
عصبی پسش زدم
به چه حقی وقتی با دختر دیگه ای تو رابطه بود به من دست میزد!
_ل...لطفا بر...برو بی..بیرون!
حتی قدرت تکلمم رو هم از دست داده بودم...گرمای ارامش بخش دستاش دور بازو هام پیچید و عربده زد
+چت شده توو!
.......................🍷
.......................🍷
هدایت شده از ‹ رمََـا𝅥ںٖٖ دخٹر ماڡََُیاٰٰܼٖٖ࣪یی ›:
243.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کرaش👺😍😭🛐
ادامش امار:1710
یک نفررررررر
https://eitaa.com/Dokhtarmafiaii
بجنب تا نپاکیده
هدایت شده از ‹ رمََـا𝅥ںٖٖ دخٹر ماڡََُیاٰٰܼٖٖ࣪یی ›:
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاملش 👺🌚
عمل به قولمونو جا نمونی👇
https://eitaa.com/Dokhtarmafiaii
317.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/1072367112C3cc44be070
گپ•مون👺
خیلی گفتین حمایت نشه میام تو خوابتون👌
چنل اصلی
https://eitaa.com/Dokhtarmafiaii