eitaa logo
دانلود
هنوز هم بخشی از قلبم که متعلق به تو بود ، خالیه.نه کسی جاتو پر کرده نه خودت سر جای خودتی.مثل یک اتاقِ تاریکِ سردِ پر از تار عنکبوت، پر از احساست‌ سرکوب شده‌ی قدیمی،پر از حرف های نگفته .بعضی اوقات با نسیم ملایمی ، کمی از خاک روی اون احساسات‌ کنار میره ولی انگار دیگه رنگشونم‌ خاکستری شده. دوست دارم این بخش قلبمو بِکَنَم.دوست دارم هیچ آثاری از تو دیگه تو قلبم، مغزم،حرفام،زندگیم نباشه.
regretful
هیچ‌گاه نیازی به واژه نبود. او بی‌آن‌که بپرسد، بی‌آن‌که بگویم، همه چیز را می‌دانست و من، با اطمینا
یادته یه زمانی تو رو انقدر دوست داشتم که مثل اقیانوس‌ بی‌انتها توصیفت میکردم؟
_
_
regretful
_
و تو دنیا منو سیاه کردی، درست هم‌رنگ چشمات.
regretful
"Love can burn like a cigarette and leave you alone with nothing."
آخرین بار خیلی ترسناکه