eitaa logo
دانلود
وقتی دنیا روی شونه‌هام سنگینی می‌کرد، آغوشش مثل پناهی بی‌قید و شرط، همیشه حالم را خوب می‌کرد. هر بار که دلم می‌گرفت،تنها چیزی که می‌خواستم،گرمای بی‌منتِ آغوش او بود. نمی‌دانم چه جادویی در آن آغوش نهفته بود که با تمام وجود در آن گم می‌شدم،بی‌صدا، بی‌دغدغه، بی‌زمان. اگر بخواهم همه‌ی آن حس را در یک جمله خلاصه کنم آغوش او، خانه‌ی من بود.
regretful
هیچ‌گاه نیازی به واژه نبود. او بی‌آن‌که بپرسد، بی‌آن‌که بگویم، همه چیز را می‌دانست و من، با اطمینا
چطور گم شدن در تو، مرا آرام می‌کرد؟ حالا دیگر نمی‌توانم وسعتت را بفهمم.شاید هنوز همان‌قدر عمیق باشی،اما انگار دیگر جایی از تو به من تعلق ندارد
هدایت شده از ‌ ‌ شکوفهٔ گیلاس‌ ‌
KooroshNashod Behet Begam (ft. Tamara)(1).mp3
زمان: حجم: 7.4M
اولویت توی رابطه سالم اولویته.
دیگر نمی‌توانستم ادامه دهم. همه‌چیز آن‌قدر در هم تنیده شده بود که حتی رمقی برای روبه‌رو شدن با خودم هم نداشتم.نه حوصله، نه توان، نه صدا. خسته‌ام. خسته از این‌همه تلاش بی‌وقفه، از این‌همه خون دل، از سردرگمی‌هایی که راه را تار کرده‌اند و ناامیدی‌هایی که نفس را تنگ. از خستگی انباشته، از فشاری که بی‌صدا اما مداوم، خردم می‌کند. نمی‌فهمم؛ چطور برای شما این‌همه درد عادی شده؟ چطور می‌شود این آشوب را عادی نشان داد،انگار نه انگار چیزی دارد از درون فرو می‌ریزد.
هر بار که می‌خواهم از تو بنویسم، کلماتم میان نفرت و دوست‌داشتن سرگردان می‌شوند. انگار دلم هنوز نمی‌داند باید از تو عبور کند یا در تو بماند. دستم روی کاغذ می‌لرزد و نوشتن، درست جایی که باید صادقانه ترین حرف‌ها را بگویم، نیمه‌راه رهایم می‌کند؛ مثل خودم که هنوز وسط این احساس معلق مانده‌ام. احساسی که به تو سپرده بودم، بی‌دفاع بود. آن‌قدر ساده که نمی‌دانستم باید از آن محافظت کنم یا به امن‌بودنش اعتماد کنم. هنوز نمی‌دانم اشتباه از باورم بود یا از تو. همه‌چیز واقعی بود، آن‌قدر که جایی برای شک باقی نمی‌گذاشت. و درست به همین دلیل، تمام‌شدنش این‌قدر ناباورانه است. هیچ‌چیز آرام بسته نشد؛ فقط ناگهان قطع شد و من ماندم و علامت سؤال‌هایی که ته دلم ته‌نشین شدند. حالا میان خاطره‌هایی که هنوز از آن‌ها گرما می‌ریزد و فاصله‌ای که بی‌صدا سرد شد، گیر افتاده‌ام. نه آن‌قدر دور که فراموش شوم، نه آن‌قدر نزدیک که بمانم. فقط می‌خواستم بدانم چه شد که "ما" این‌طور ناتمام ماند؟
بمیرم برای ایرانم؛)
هدایت شده از  ‌ ‌ ‌‌ 748 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
دریا را میبینی ؟ آنها همچون افکار من هستند ، در ظاهر زیبا و آبی و در اعماقش سیاهی و خفگی .
my heart written in your starry eyes
Cause you were cruel and I'm a fool
You lose your interest in me,like the sky loses its stars at dawn quietly, without warning,leaving only the shadow of what once shone. I reach for you in the silence,but your warmth has drifted away,and all that remains is the echo of your absence.