دنیای من
اینو دیدم یاد یه چیزی افتادم اخرای سال بود.(کلاس ششم بودم) کتاب فارسی دیگه تموم شده بود. ماهم سرش خی
و درباره این،
مدیر شاکی هم شد 😁
هدایت شده از گذرگاهی در هاگوارتز؛📜
کاش هاگرید در خونمون رو میشکوند و بهم میگفت تو جادوگری 🪄
هدایت شده از گذرگاهی در هاگوارتز؛📜
اره من روانیم هری پاتر رو صد بارم که شده میبینم
اینم میخوام تعریف کنم
شیشم بودم.
دونفر از دوستام افتاده بودن دنبال هم و یکیشون برای اینکه اون دستش بهش نرسه در راهرو را بست(کلاس ما توی حیاط بود)
و اونی که توی راهرو بود نتونست سرعتش رو کنترل کنه و با زانو اومد تو شیشه😂😂 (پایین در شیشه بود)
و قسمت عحیبش اینجاست که شیشه شکست زانو اون هیچی نشد.
حالا عحیب تر از قسمت قبلی معاون داشت دعوامون میکرد مدیر داشت میخندید😂(تا اونموقع ندیده بودیم مدیر بخنده معاون عصبی بشه)
معاون برگشت به سمت اونی که درو بسته بود و گفت:
_اگه پاش میشکست یا شیشه میرفت تو پاش میخواستی چیکار کنی؟😡😡
_هیچی بهش میگفتم ببخشید(دوستم گفت😁😁)
اونجا ما از خنده مردیم.
و زیباییش اینجا بود که یه دایره وست شیشه بود و شکسته بود و پا طرف سالمه سالم بود.😁
هدایت شده از شاخهِ درختِ سبز؛
آرزو میکنم هممون امتحانات خرداد رو ندیم یا عالی بدیم و روز های خوبی پشت سر بزاریممم
دنیای من
آرزو میکنم هممون امتحانات خرداد رو ندیم یا عالی بدیم و روز های خوبی پشت سر بزاریممم
نفری یه الهی امینننن باید بگیددد