eitaa logo
آموزش مرثیه و روضه خوانی دُرِّ ناب حیدر
483 دنبال‌کننده
156 عکس
441 ویدیو
126 فایل
متن و صوت مدح و روضه در ایام شهادت و ولادت معصومین علیهم السلام و بصورت ویژه 💥 در ایام محرم و اربعین ایام رمضان ایام فاطمیه + نکات آموزشی روضه خوانی ان شاءالله در این کانال قرار داده می شود. 💮ما بی حسین جانب منبر نمیرویم💮 مدیرکانال @Karim6  
مشاهده در ایتا
دانلود
پناه می‌برم از مردم جهان به حسین پناه می‌برم از دست این و آن به حسین بجز حسین نباید به غیر تکیه کنیم که تکیه کرد در این دهر آسمان به حسین رفیق خوب رفیقی بود در این دنیا که بیش از همه نزدیک کردمان به حسین
صِله خوب است از خدا برسد از کریمی گره‌گشا برسد خوش‌ به‌ حال تمام نوکرها عیدی از دست مجتبی برسد
بر مجلس ما صفا بده زهراجان بر دیده‌ی ما ضیاء بده زهراجان بر دور سر حسین بگردان چیزی آن را صدقه به ما بده زهرا جان **** عید است و جهان روضه‌ی رضوان حسین است از عرش الی فرش گلستان حسین است با گریه‌ی شوق نبی و حیدر و زهرا چشم همگان بر لب خندان حسین است تنها نه به سویش شده فطرس متوسل خلق دو جهان دست به دامان حسین است2 ای خیل ملَک حرمت او پاس بدارید2 کین طایر پر سوخته مهمان حسین است (میلاد حسین آمده سر تا به قدم گوش زیرا که خداوند ثناخوان حسین است) ۲ فطرس، طلب عفو کن از یوسف زهرا العفو بگو، عفو به فرمان حسین است۲ حسین آرام جانم.... گمراه نگردید که مصباح هدایت تا روز جزا حُسنِ فروزان حسین است آدم نه فقط بر در او برد توسّل عالم به سر سفره‌ی احسان حسین است آزادگی و غیرت و ایثار و شجاعت این چار، الفبای دبستان حسین است با خون شهیدان بنویسید و بخوانید این بیت که سرلوحه‌ی دیوان حسین است سردادن و مهلت به ستمکار ندادن خط و هدف و مکتب و ایمان حسین است
‌💎 سفارش حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) به یک رباعی راجع به حضرت ابوالفضل علیه السلام روزی تعدادی از طلاب به زیارت عارف کامل آقای شیخ جعفر مجتهدی رفتند بعد از لحظاتی از دیدار فرمودند: کاغذ و قلمی تهیه کنید تا یک رباعی درباره ی حضرت ابوالفضل علیه السلام بگویم. یکی از دوستان یک برگ کاغذ و قلمی به ایشان دادند. پشت کاغذ مقداری خط خوردگی داشت، هنگامی که آقا آن را گرفته و مشاهده نمودند؛ با ناراحتی فرمودند: اسم حضرت را بر روی کاغذ قلم خورده نمی‌نویسند! طلبه‌ها کاغذی کاملاً تمیز مهیا نمودند آنگاه آقای مجتهدی گفتند: حضرت ولی عصر ارواحنا فداه ‌می‌فرمایند: هر کس با این دو بیت شعر متوسل به عمویم قمربنی هاشم علیه السلام شود حتماً حاجتش برآورده خواهد شد. و سپس با گریه طولانی و شدید شروع به خواندن شعر نمودند و بعد این رباعی را روی کاغذ نوشتند: ✨ یادم ز وفای اشجع الناس آید وز چشم ترم سوده‌ی الماس آید آید به جهان اگر حسین دگری هیهات برادری چو عباس آید 📗 کتاب لاله‌ای از ملکوت
تا کسی را به سر کوی تو راهش ندهند گریه و سوز دل و ناله و آهش ندهند به غباری که ز کویت به رخم مانده قسم هر که خاک تو نشد عزت و جاهش ندهند کافر و مومن و غیر و خودی و دشمن و دوست هیچ کس نیست که در کوی تو راهش ندهند تو نوازش کنی آن را که نگاهش نکنند تو دهی راه کسی را که پناهش ندهند (ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم) ۲
(راهیست راه عشق، که هیچش کناره نیست)۲ آنجا جز آنکه جان بسپاریم، چاره‌ نیست (آن دم که دل به عشق دهی، خوش دمی بود)۲ در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست ( مارا ز منع عقل مترسان و مِی بیار)۲ کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست خدای عالی اعلا، ندارد از تو عالی تر ندارد در بساط خود از این عالی، تعالی تر علی حبه الجنه، قسیم النار و الجنه بحمد الله والمن ولی‌الله‌ست والا تر اگر پا بر زمین کوبد، علی افلاک می‌روبد نباشد در کف دستش از این عالم سفالی تر اگر فرش نجف گردیم حقا محترم گردیم که از قالیچه تبریز می‌گردیم قالی تر علی... علی باید فقط حتما امیر المومنین باشد علی آمد که او این‌بار زین العابدین باشد اگر جایی دهد زلفش دل دیوانه‌ی مارا به بوی سیب او بخشم سمرقند و بخارا را در آغوش حسین است و به روی دامن زینب ببین بابا چه می‌بخشد گداها را گداها را لب گهواره‌اش پروانه‌ای بی‌تاب اگر دیدی بدان جبرئیل آورده مبارک باد زهرا را اگر بابا بزرگ این است حتما این نوه غوغاست اذانش را علی گفت و به دستش داد دنیا را علی باید چُنان باشد، علی باید چنین باشد علی آمد که او اینبار زین العابدین باشد بنا این بود بنشینی، وگرنه میر میدانی بنا باشد که برخیزی امیر تیغ دارانی برایت لافتی الا علی می‌آید از بالا اگر سربند با زهرا ببندی روی پیشانی هزار الله اکبر را به بازوی تو می‌خوانند که با شمشیر می‌کردی علی اکبر سانی علی اکبر سانی نه تو بالا تر از آنی تو عباسی نه اینهم نه که طوفان تر ز طوفانی علی در چهارده تصویر آمد دلنشین باشد علی آمد که او اینبار زین العابدین باشد
بسم الله الرحمن الرحیم مادر تو نگین حجب و حیاست شرف‌الشمس سیدالشهداست مایه‌ی آبروی ایران است افتخار همیشه‌ام به شماست از تو و مادر تو این دل ما عاشق خانواده‌ی زهراست یک سفر پیش ما نمی‌آیی وطن مادریِ تو اینجاست تو عجم زاده‌ای، تو فامیلی پس حرم سازی‌ات به گردن ماست تو در این سرزمین گُل کاری به خدا حق آب و گِل داری بی تو سجاده‌ای اگر هم بود فرش رسوایی دو عالم بود بی تو یا حرفی از بهشت نبود یا اگر بود هم جهنم بود خطبه‌های گلوی زخمی تو انعکاس غروب ماتم بود تو اگر خطبه‌ای نمی‌خواندی خانه‌هامان بدون پرچم بود تو اگر روضه‌ای نمی‌خواندی سال ما سال بی مُحرم بود از تو داریم فصل ماتم را ده شب گریه‌ی محرم را احترام تو را سلام نبود حق تو کوچه‌های شام نبود حق آیینه‌ها شکستن نیست گیرم این آینه امام نبود هیچ جایی برای حال شما بدتر از مجلس حرام نبود گریه کردی صدا زدی ای کاش هیچ سنگی به روی بام نبود کاش مادر مرا نمی‌زایید من امامم، خرابه جام نبود حرف ویرانه در میان آمد دختر شاه یادمان آمد
بسم الله الرحمن الرحیم خدای عالی اعلی ندارد از تو عالی تر ندارد در بساط خود از این عالی تعالی تر علی حبه جنه قسیم النار و الجنه بحمدالله و المنه ولی الله است والی تر اگر بر پا زمین کوبد علی افلاک می روبد نباشد در کف دستش از این عالم سفالی تر اگر فرش نجف گردیم حقا محترم گردیم که از قالیچه تبریز می گردیم قالی تر علی باید فقط حتما امیرالمومنین باشد علی آمد که او این بار زین العابدین باشد اگر جایی دهد زلفش دل دیوانه ما را به بوی سیب او بخشم سمرقند و بخارا را در آغوش حسین از تو به روی دامن زینب ببین بابا چه می بخشد گداها را لب گهواره اش پروانه بی تاب اگر دیدی بدان جبرئیل آورده است مبارک باد زهرا را اگر بابابزرگ این است حتما این نوه غوغاست اذانش را علی گفت و به دستش داد دنیا را علی باید چنین باشد علی باید چنان باشد علی آمد که او این بار زین العابدین باشد خدا را شکر ما دیدیم شاه شهریاران را خدا را شکر ما دیدیم ماه ماه شعبان را خدا این نکته را فرمود وقتی فاطمه خندید فرشته این سخن را گفت و برد از آسمان جان را که زهرا طور دیگر دوست می دارد میان این عروسانش عروس خاک ایران را ببین که می برد امشب تبسم های زیبایش دل مادربزرگش را دل اولاد سلمان را علی از ماست از داماد ما زین سرزمین باشد علی آمد که او این بار زین العابدین باشد بنا این بود بنشینی وگرنه پیر میدانی بنا باشد که برخیزی امیر تیغ دارانی برایت لافتا الا علی می آید از بالا اگر سربند یازهرا ببندی روی پیشانی هزار الله اکبر را به بازوی تو می خوانند که با شمشیر می گردی علی اکبر ثانی نه تو بالاتر از آنی تو عباسی نه این هم نه که طوفان تر ز طوفانی علی در چهارده تصویر آمد دلنشین باشد علی آمد که او این بار زین العابدین باشد با تو صبح و شام می گرید ز سوز استخوان آقا به زخم کهنه زنجیر و بر زخم زبان آقا ز چشمانت که پرسیدن آقا سخت یعنی چه سه دفعه شام گفتی و سه دفعه خیزران آقا قنوتت را که می دیدن خواهر ها میگفتن امان از دزد انگشتر امان از ساربان آقا تو سی سال است می گریی چرا پیراهنش بردند تو سی سال است می سوزی ز لبخند سنان آقا علی آمد که عاشورا همیشه آتشین باشد علی آمد که او این بار زین العابدین باشد
بسم الله الرحمن الرحیم اختر و ماه ومهر را طلیعة ظـــــــهور شد شراب شادی و شعف به ساغر سرورشد ساقی حق پرست ما مست می طهور شد دیدة شیعه روشن و دیدة خصم کور شد ز جلوة جمال حق مدینه رشک طور شد که زد قدم در این جهان به امر حی سرمدی سه دسته گل زگلشن رسالت محمدی ص گفت به ختم الانبیا حـامل وحی ذوالمَنَن که داده حق به فاطمه زنســل پاک بوالحسن زینت دامنی بتو محرم وهمــــدمی به من جذبة دیگری به جان نشـات تازه ای به تن به خلق حجتی دگر بعد عـــلی بت شکن فطرس پر شکسته هم مژده دهد به مرد و زن که زد قدم در این جهان به امر حی سرمدی سه دسته گل زگلشن رسالت محمدی (ص) قدم به ســـــاحت جهان زدند بهر حفظ دین سه هم قسم، سه هم قدم، سه هم سخن، سه هم نشین سه همسفر، سه هم هدف، سه هم نظر، سه بی قــرین سه دلربا، سه جان به کف، سه هم نــدا، سه نازنین یکی پدر ، یکی پسر ، یکی عــــموی نازنین حسینیان عشق را بگو به صــــوت دلنشین که زد قدم در این جهان به امر حی سرمدی سه دسته گل زگلشن رسالت محمدی (ص) به پاس نهضت آمده به امر حـی داوری سه سید و سه سرور وسه سینه چاک دلبری سه عاشق و سه حافظ سه حامی برابـری سه عامل وسه فاضل وسه دشمن ستــمگری شمس یکی ، قمر یکی ، یکی به زهد مشتری مدینه گشته مامن حور وفرشته و پــری که زد قدم در این جهان به امر حی سرمدی سه دسته گل زگلشن رسالت محمدی (ص) سه جان ثار راه حق شــاد و مصمم آمدند حسین با برادر و پسر به عالـم آمدند مژده بده به شیعیان که هر سه با هم آمدند به پیشواز نهضت ماه محـرم آمدند نوح نبی و موسی و عیــسی و آدم و خلیل برای عرض تهنیت در بر خــاتم آمدند که زد قدم در این جهان به امر حی سرمدی سه دسته گل زگلشن رسالت محمدی (ص) آمده اند این سه تن که یاری خدا کنند خدای را زخوردن جام بلا رضـا کنند فطرس پر شکسته را بال پــری عطا کنند مشت یزید سفله را به نام عـــشق وا کنند جان گران بها ی خود به راه حق فدا کنند زجلوة قیام خود قیامتی بپا کنند که زد قدم در این جهان به امر حی سرمدی سه دسته گل زگلشن رسالت محمدی (ص
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد عطر نفس بقیة الله آمد با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد