از یاروو می پرسم چشات چه رنگیه؟
جواب میده: cc
میگم خب این یعنی چی؟!!!
میگه:همون 2c دیگه
میگم یعنی چی؟!!
میگه:احمق جان...طوسی!!!
مملکت که نیس !! مهد نبوغ و تفکراته لامصب . . .😂😂
@Dost_an
898.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نی رو دقیقا کجای دندان بذاریم استاد😂
@Dost_an
شخصن معتقدم تا اینجای کار گسلهای ایران
از رئیس جمهورش فعالتر بودن😱😂
@Dost_an
❗️صرفا جهت یادآوری...
🔸کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !...
🔹چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و
کچل شده بودم
🔸پناه میبرم به خدا
از عـیبی که،امروز در خود می بینم،
و دیروز دیگران را به خاطر،
هـمان عیـب ملامت کرده ام.
🔹محتاط باشیم، در سرزنش و قضاوت کردن دیگران
وقتی نه از دیروز او خبر داریم و نه از فردای خودمان....
🌸🍃🌸
💠امام صادق علیه السلام فرمودند:
.
هر کس مومنی را به گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود.
📚اصول کافی:۲/۳۵۶/۳
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
@Dost_an
يه هيئتي هم هست كه أشك همه رو دراورده جالبه نذري هم اصلا نميده!!
اسمش هس هيئت دولت!!
😁😁😁😁
@Dost_an
✨🌸🍃🌼🌸🍃🌼🌸🍃🌼
🌸🍃🌼🌸🍃🌼
🍃🌼
🌸
✨ #داستان ✨
پنج آدمخوار به عنوان کارمند در یک اداره استخدام شدند. هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس اداره گفت: شما همه جزو تیم ما هستید.
شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید.
بنابراین فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید. آدمخوارها قول دادند که با کارکنان اداره کاری نداشته باشند.
چهار هفته بعد رئیس اداره به آنها سر زد و گفت: می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. اما یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟
آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند. بعد از اینکه رئیس اداره رفت، رئیس آدمخوارها از بقیه پرسید: کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟
یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا برد. رئیس گفت: ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد؟! از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند نخورید.
@Dost_an
🌸🍃🌼🌸🍃🌼
#لطیفه
گویند عبید زاکانی در زمان پیرى با اینکه چهار پسر داشت تنها بود و فرزندانش هزینه زندگى او را تامین نمیکردند، لذا او چاره اى اندیشید و هر یک از پسران را جداگانه فراخوانده و به او میگفت:
من علاقه خاصی به تو دارم و فقط به تو میگویم حاصل یک عمر تلاش من ثروتی است که در خمره ای گذاشته و در جائی دفن کرده ام. پس از مرگم از فلان دوست مکان آن را پرسیده و آن ثروت را براى خود بردار...
این وصیت جداگانه باعث شد که پسرها به پدر رسیدگى و محبت کنند و عبید نیز آخر عمرش با آسایش زندگی کرد تا از دنیا رفت...
پسرانش بعد از دفن پدر نشانی دفینه را از دوست وی گرفته آنجا را حفر کردند تا سر و کله خمره پیدا شد.
اما وقتى خمره را باز کردند، داخلش را از سکه های طلا خالی و تنها ورقی یافتند که بیت شعری در آن نوشته بود:
خداى داند و من دانم و تو هم دانى
که یک فُلوس ندارد عبید زاکانى!!!
@Dost_an
به پاهای خودت
موقع راه رفتن نگاه کن.
دائما یکی جلو هست و یکی عقب.
نه جلویی بخاطر جلو بودن مغرور میشه.
نه عقبی چون عقب هست شرمنده و ناراحت
چون میدونن شرایطشون دائم عوض میشه.
روزهای زندگی ما هم دقیقا همین حالته.
دنیا دو روزه
روزی با تو ، روزی علیه تو
روزی که با تو هست، مغرور نشو
روزی که علیه تو هست، ناامید نشو. هر دو میگذرن.❤
@Dost_an