3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«یک شی در مکان نامربوط»
اسکار انیمیشن کوتاه =)
خاطرات در طولِ زمان تغییر شکل میدهند، اصلاح میشوند، شور و رنگ و جلای دیگری به خود میگیرند، [حتی] آنگونه میشوند که صاحبِ خاطرات میخواهد...
#چکیده
- مردی در تبعید ابدی
نادرخان ابراهیمی
هاٰدیِ آرمان های اصیل و واقعیمان
امام خمینی رحمهالله فرموده بود:
ما گمان میکنیم، مردم گمان میکنند
همین که میگویند مؤمناند، رهاشون میکنند؟ امتحانشون نمیکنند؟
از من طلبه، تا تمام افراد این ممکلت و بشر و انبیاء و اولیاء، همه در معرض امتحاناند...
و شما
بزرگ مردِ جهان ما!
مرد حرب و محراٰب
ایران دوست ترین ایرانی
صاحب قلم و صاحب نظر
کتاب خوانِ کتاب نویس
شخصِ اولِ دلیرِ و بی اعتقاد به شیشه های ضد گلوله، پنهان شدن در هسته و گوشته و جبّهی زمین، تهدیدات امنیتی و تبلیغاتی
خستهی سرزندهی فتنه ها...
خشمگینِ بی کفایتی ها و توطئه ها
خَیّــرِ جهان بینی های بزرگ
خیره به جمالِ جانفزای حضرت صاحب
کودک دوستِ محبوب
خوش خُلقِ جوان پسند
آرام قلب مامِ شهیدان
متوجهِ سرایتِ بلای لبنان به ایران
غمزدهی جنایات غزه
سوره خوانِ آواره های سوریه
مأمور به امور ایران پروری
مأنوس به شعر و جنگ
مربیِ مردانِ میدان دار
تفنگدارِ غیور
صبورِ صبورِ صبور
حضرتعالیِ خونین دل
شریفِ متهم به حق خواهی!
پیر فرزانه ما...
شما که در فتنه ها دست دادید با بی دستی،
تا عمری فقط با یک دست صاف و مقتدر بایستید، عبا بر دوش مرتب کنید،
به همه دست تکان دهید، انگشتری برای یادگاری ماندگار کنید، بنویسید و تحلیل و تفسیر کنید، حکم دهید، دشمن خصم را خفیف کنید، و به اشک چشم از روضه حضرت مادر آن را متبرک کنید
شما...
شما از این امتحان
سر افراز بیرون آمدید!🖤
#فاطمه_سادات_صباغ
@dowlate_saba
من که دو سال پیش با بچهها
اومدم دیدن شمایِ باسواد و دنیا دیده، با تدبیر و باحال، حالا تو عمق نگاهم کدوم بیت شعر رو میشه خوند؟ جز
«تو رفتی و دلم غمین شد
قرینِ آهِ آتشین شد
از ان شبی که برنگشتی...»
ما که پارسال، اربعین عشق اومدیم بیت
که با شما علم هیئت های دانشجویی رو بالا نگه داریم، هیئت برگزار شد، همخوان شدیم، نماز خوندیم و نیومدین، که شور افتاده بود به دلمون و چشممون نخ و سوزن شده بود به پرده های آبی مخملینِ بیت، که کنار بره و پدیدار بشید و ماه پشت ابر موند،
چه صدایی از قلبمون شنیده بشه؟ جز
«دور از رخ تو، دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت...»
-حقّــا!
کاش میتوانستم مثل آن روزها از بافت پیچیدهی غم بگویم تا بچینیماش زیر ذرهبین های بزرگ و هی کج و راستش کنیم تا بفهمیم یاخته هایش چه و چکارمان میکند. بلکه مسالمت با آن را یاد بگیریم و مهارش کنیم. مهارش کنیم و فراغت و شادی بیابیم.
نه حالا که غم، همهی ماست.
همهی مایی که قرار را هیچگاه بر قِی کردن ایمان و آدمیت نگذاشتیم
قرار را بر قماشِ قشونکش از قبیلهی قابیل و قصاب نگذاشتیم!
مایی که قولمان قیمت خاک بود و از تاریخ نهراسیدیم. چرا که تاریخ فاشمان نمیکرد. حاشا نمیخواست. بر ما میافزود و عمیقمان میکرد. بزرگمان میکرد. ما که قول و قرار هایی نهادینه و نشسته در قلب داشتیم.
قساوت و قضاوت و قصور از مسئول تا منفور، بر جانمان نشست و از پا درنیامدیم. جاندار نشستیم به مسندِ میدان و تیر و تپانچهیِ آنهمه قماش بی قانون، پرتابه هایی بود تا یکی یکی پرنده را پر دهد از باغ. تا بخشکاند دست هرکس که ریش بر ریشه هایش گره کرده...
همهی مایی کــه
غم همهی ماست؛
حقا که غم قدرتمندی داریم...
حقا که غم قدرتمندی داریم!
#فاطمه_سادات_صباغ 🪽✍🏻
@dowlate_saba
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🪵❤️🩹
کتاب کهنه ای هستم
پر از اندوه یا شاید
درختی خسته در
اعماق جنگل های گیلانم...
شمال و درد «کوچک خان»
جنوب و زخم «دلواری»
به سینه
داغدارِ کشتهیِ حمام کاشانم!
✍🏻: @hamidreza_borgheii | سید حمیدرضا برقعی
🎙️: @fatemeh.sadat_sabbagh | فاطمه السادات صباغ