یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۱۴
آماده سفر شدن....
سفری که سالهاست انتظارش را میکشیدیم نزدیک است....
سفری چند روزه از حرم به عرفات و مشعر و منا....
و بازگشت به حرم اگر خدا بخواهد.
به قول دکتر شریعتی" حج یعنی اهنگ، قصد، حرکت و جهت حرکت نیز.
همه چیز با کندن تو از خودت، از زندگیت، و از همه علقه هایت آغاز میشود.
حج یعنی جاری شو."
بارها کتاب را مرور کرده ام و دراین سفر همراه خویش کرده ام. ولی باز هم هنوز درک نمیکنم عرفات چیست؟و مشعر کجاست؟
و منا یعنی چه؟...
داریم میرویم تا ببینیم، و زندگی شان کنیم.
خداکند که درک کنیم.
داریم کوله هایمان را میبندیم.
کوله بارمان هم باید سبک باشد که در پیاده روی ها سختمان نباشد و هم باید همه وسایل مورد نیاز در آن جا داده شود.
باری کافی و سبک....
برای همیشه زندگی
ضربان قلبم تند میشود از تصور اینکه فردا قرار است راهی سرزمینی شویم که قطعا مولایمان هم در همان روز در همان سرزمین وقوف دارند.
خدایا....
یعنی میشود چشمانمان به دیدارشان روشن شود؟
غیر ازین انتظاری نیست
ما هکذا الظن بک...
حرکت به سوی عرفات...
اللّٰهُمَّ إِنِّى أَرْغَبُ إِلَیْکَ وَأَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّةِ لَکَ مُقِرّاً بِأَنَّکَ رَبِّى، وَأَنَّ إِلَیْکَ مَرَدِّى، ابْتَدَأْتَنِى بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ أَنْ أَکُونَ شَیْئاً مَذْکُوراً، وَخَلَقْتَنِى مِنَ التُّرابِ، ثُمَّ أَسْکَنْتَنِى الْأَصْلابَ آمِناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ، وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنِینَ؛
خدایا، بهسوی تو اشتیاق دارم و به پروردگاری تو گواهی میدهم، اقرار کنندهام که تو پروردگار منی و بازگشت من بهسوی تو است، وجودم را با نعمتت آغاز کردی پیش از آنکه موجودی قابل ذکر باشم و مرا از خاک پدید آوردی، سپس در میان صلبها جایم دادی، درحالیکه از حوادث زمانه و رفتوآمد روزگار و سالها ایمنی بخشیدی؛
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۱۵
شب عرفه. سرزمین عرفات
نمیدانم چه بنویسم
از چه بنویسم
که این حجم از عظمت را نمیتوان در قالب کلمات جا داد.
عظمت زمان در عظمت مکان....
قابل وصف نیست.
یعنی با فکر کوته و زبان الکن من نیست.
عرفه تا همیشه تاریخ جز در قالب کلمات حسین علیه السلام وصف نخواهد شد.