ارائه خدمات فشیال و پاکسازی پوست در کلینیک شامل...
پاکسازی و کمک به کلاژن سازی با پیله ابریشم 🐛
برداشت لایه شاخی پوست با اسکراب گیاهی متناسب پوست🌾
بخور سرد و گرم و استفاده از میل کمدون جهت منافذ باز سرسیاه🔎
لیفت صورت و ماساژ با دست و گوی روغنی جهت بهبود گردش خون و کاهش چین و چروک🌞
در نهایت استفاده از آبرسانهای تخصصی و سرم طلا جهت جوانسازی پوست☺️
مناجات شعبانیه (۱)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَاسْمَعْ دُعائِى إِذا دَعَوْتُكَ،
وَاسْمَعْ نِدائِى إِذا نادَيْتُكَ،
وَ أَقْبِلْ عَلَىَّ إِذا ناجَيْتُكَ،
فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ،
وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ ...
خدایا
صدایم را میشنوی؟
زاری ام را می بینی؟
از همه بریده ام به سوی تو
به سوی تو فرار کرده ام
فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ
و اینک در پیشگاهت ایستاده ام
وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ
مناجات شعبانیه (۲)
مُسْتَكِيناً لَكَ،
نیازمند و وابسته به تو هستم
آرامش و سکون من تو هستی
مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ،
تضرع و خاری ام فقط در پیشگاه توست
راجِياً لِما لَدَيْكَ ثَوابِى،
همه خوبی ها نزد توست و چشم امید من بر آستان تو
وَتَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِى،
از درونم آگاهی داری
وَتَخْبُرُ حاجَتِى،
نیاز واقعی مرا هم میدانی
وَتَعْرِفُ ضَمِيرِى،
حتی آنچه را که خودم از خودم نمیدانم، تو میدانی.
تو از من به خودم نزدیکتری
وَلَا يَخْفىٰ عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِى وَمَثْواىَ،
گذشته و آینده ام در پیش روی توست و تو از آن آگاهی
وَما أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِى، وَأَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتِى
اگر بخواهم دعایی کنم یا حاجتم را بر زبان بیاورم، قبل از آنکه بخواهم آن را بگویم، تو از آن اطلاع داری
وَأَرْجُوهُ لِعاقِبَتِى
آنچه برای آخرتم به آن نیاز دارم را هم تو بهتر از هر کسی میدانی ...
مناجات شعبانیه (۳)
وَقَدْ جَرَتْ مَقادِيرُكَ عَلَىَّ يَا سَيِّدِى فِيما يَكُونُ مِنِّى إِلىٰ آخِرِ عُمْرِى مِنْ سَرِيرَتِى وَ عَلانِيَتِى
ای همه کس و کارم
ای صاحب و مولای من
هر چه تو برایم تقدیر کرده ای برایم رخ داده است
وَبِيَدِكَ لَا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتِى وَنَقْصِى وَنَفْعِى وَضَرِّى
اگر زیاده می رسد یا کم
اگر نفع میرسد یا ضرر
همه بر اساس مصلحت و تقدیر توست
تویی صاحب مقدرات
همه کاره عالم تویی
«صمد» تویی
«لم یلد» تویی
«لم یولد» تویی
به قول آن عارف نامی:
غیر از خدا «هیچکس» نبود
مناجات شعبانیه (۴)
إِلٰهِى إِنْ حَرَمْتَنِى فَمَنْ ذَا الَّذِى يَرْزُقُنِى ؟
بارالها
اگر تو مرا محروم کنی، کیست که مرا روزی دهد؟
وَ إِنْ خَذَلْتَنِى فَمَنْ ذَا الَّذِى يَنْصُرُنِى؛
اگر تو مرا خوار کنی، چه کسی است که مرا یاری دهد و عزت بخشد؟
إِلٰهِى أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَحُلُولِ سَخَطِكَ .
خدایا
از غضب تو به خودت پناهنده میشوم.
پناهگاه دیگری ندارم
إِلٰهِى إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَىَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ .
خدای من
اگر من شایستگی رحمت تو را ندارم اما تو آنقدر وسیع و گشاده هستی که مرا در پناه رحمت واسعه ات جای دهی
إِلٰهِى كَأَنِّى بِنَفْسِى واقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَقَدْ أَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلِى عَلَيْكَ فَقُلْتَ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَنِى بِعَفْوِكَ
ای خدای من
خودم را در محضرت ایستاده می بینم
و آنقدر به رحمت تو اطمینان دارم که به خود جرات دق الباب بدهم
و با آنکه من شایسته نگاهت هم نیستم اما مرا در بر گرفته ای
خدایا
رهایم مکن