eitaa logo
عبدالله گنجی | جهاد تبیین
1.2هزار دنبال‌کننده
118 عکس
42 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
شب هشتاد و یکم مبعوث شدن ملت ایران، در جمع مردم همدان توضیح دادم که چگونه جمهوری اسلامی و ملت ایران پنج هدف دشمن از حمله نظامی را پشت سر گذاشت و تنگه هرمز و مدیریت سوخت جهان را جایگزین آن کرد.
سرمقاله روزنامه جوان با سنگر‌های استیجاری سنتکام چه باید کرد؟ هیچ‌گاه در طول تاریخ مدرن خلیج فارس، ترتیبات امنیتی آن مانند امروز دچار بحران معنا نشده بود. اکنون سؤال اساسی این است که امنیت پایدار چگونه حاصل می‌شود؟ چه کسی ناامن می‌کند و چه کسی می‌تواند ناامنی را خنثی کند؟ پاسخ‌های مراجع مختلف به این سؤالات نشان می‌دهد که مقوله امنیت دچار بحران معناست و اکنون بزنگاه معنادهی جدید به امنیت در ریل جدید است. لازم است برای فهم معادله تقصیر، ابتدا اقدامات دو طرف را بررسی کنیم. از نگاه برخی مانند امریکای ترامپ که با ایران‌هراسی هم در اینجا حضور دارد، هم بازار فروش سلاح را داغ کرده است، ایران تهدید جدی برای همسایگان است، اما هیچ فکت و سندی برای این تهدید ارائه نمی‌شود. از صدر انقلاب اسلامی که این انقلاب به روش الهام‌بخشی نه ارادی تأثیراتی در منطقه گذاشت، ایران هیچ‌گاه نه درصدد تهدید نظامی یا براندازی نظام‌های سیاسی منطقه بوده است و نه هیچ‌گاه در ۴۷ سال گذشته درصدد باج‌خواهی برآمده است و اگر در دیپلماسی خود برخورد انتقادی هم کرده است به خاطر برون‌زا دانستن امنیت از سوی همسایگان جنوبی خود بوده است. در آن سوی معادله تقصیر می‌توان به صورت واضح دید که همسایگان جنوبی ما تا آنجا که توانسته‌اند برای ایران زحمت و دردسر درست کرده‌اند، اما باز ایران ضربه‌ای راهبردی به آنان نزده است: ۱. اولین اقدام آنان عاریتی کردن امنیت خود است. امنیت جغرافیا و حکومت خود را در غرب جست‌و‌جو می‌کنند. علت وجود پایگاه‌های امریکا در این کشور‌ها چیست؟ آیا ایران در خلیج فارس امریکا را ناامن می‌کند که سنتکامی درست شده است و کشور‌های کوچک خلیج فارس را به سنگر تبدیل کرده است. آیا امریکا برای دفاع از آنان اینجا مستقر است؟ استقرار امریکا در اینجا امنیت‌آور است یا نبود آن؟ ایران به حضور امریکا حساس است یا به نبود آن؟ ۲. از سال ۱۳۵۹ این کشور‌ها خود را همراه صدام در جنگ با ایران تعریف کردند. از پول و نیروی انسانی و حتی قرار دادن مکان (مانند جزیره بوبیان) به صدام دریغ نکردند و جیب صدام را از دلار‌های نفتی پر می‌کردند تا با ایران بجنگد و تبلیغ‌شان نیز جنگ عرب‌-عجم بود. این خیانت پس از جنگ هشت‌ساله از سوی ایران بزرگوارانه نادیده گرفته شد و ایران داوطلبانه چاه‌های نفت کویت را نیز خاموش کرد. ۳. جزایر سه‌گانه مدنظر شورای همکاری خلیج فارس، قبل از انقلاب اسلامی جزو ایران بوده‌اند و خواهند بود. گویی جمهوری اسلامی آنان را تصرف کرده است و اشغالگر است و به این بهانه هر روز از اتحادیه اروپا و اتحادیه عرب علیه ایران بیانیه می‌گیرند. ۴. برخی از این کشور‌ها با اشاره امریکا، جهان اسلام را به صهیونیست‌ها فروختند و رابطه خود را با صهیونیست‌ها علنی و عریان به نمایش گذاشتند. حال آنکه انگیزه صهیونیست‌ها از حضور در خلیج فارس دشمنی با جمهوری اسلامی تعریف می‌شود. چگونه این همه بی‌مهری و دشمنی عیان و نهان عمده کشور‌های جنوبی خلیج فارس با جمهوری اسلامی را می‌توان نادیده گرفت، اما از حمله ایران به پایگاه‌های سنتکام در این کشور‌ها عبوس شد و حس طلبکاری به خود گرفت. اکنون امنیت دچار بحران معناست و اثبات شد پایگاه‌های امریکا نه‌تنها نمی‌توانند امنیت خود را تأمین کنند، بلکه موجب ناامنی برای صاحبخانه نیز شده‌اند و اقتصاد آنان را نیز متأثر کرده است. بنابراین ایران نیاز به گفت‌و‌گو (نه مذاکره) با کشور‌های عربی دارد تا دیدگاه‌های امنیتی آنان را بشنود. اکنون ایران باید آغوش امنیتی باز کرده و تضمین امنیتی خود را اعلام کند و این رفتار به‌مثابه راستی‌آزمایی خواهد بود که اثبات شود کشور‌های عربی پایگاه‌های امریکا را برای امنیت خود می‌خواهند یا امریکا برای ناامن کردن ایران، پایگاه‌های خود را بر آنان تحمیل کرده است. گویی بعضی از آنان حاضرند نوکری امریکا را بکنند، اما به پروژه امنیتی مشترک با ایران تن ندهند. علت آن است که حکومت قبیله‌ای در غیاب مردم‌سالاری با دو روش حفظ می‌شود؛ پول‌پاشی در درون و تکیه امنیتی بر بیرون. حال موعد به هم خوردن بازی امنیت است. شرط آن این است که با پیشگیری از ترمیم پایگاه‌های امریکا، ایران برای امنیت همسایگان چک سفیدامضا دهد. این چک راستی‌آزمایی صداقت آنان را محک می‌زند. @dr_ganji
روسیه خواستار جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل به دلیل حمله اوکراین به خوابگاه دانشجویان در استاروبلسک شد. دقت کنید!کشوری که خود مهاجم است به دلیل اینکه طرف مقابل قوانین جنگی را رعایت نکرده جلسه اضطراری شورای امنیت می خواهد. حالا مظلومیت ایران را ببینید که هم مورد تجاوز قرار گرفته و هم به خاطر حمله به مدرسه ،ورزشگاه ،دانشگاه و انستیتوپاستور ...جایی برای بردن شکایت ندارد و در راهی جز تکیه بر خورد نمی یابد @dr_ganji
برتر از فتح خرمشهر سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر قهرمان برجسته ترین قله پیروزی انقلاب اسلامی و ملت ایران در طول۴٧ سال گذشته بود. اما سخت معتقدم دفاع چهل روزه اخیر ملت ایران به مراتب برتر و بالاتر از فتح خرمشهر بود .-آن جنگ با نوچه بود و اکنون با ارباب نوچه و غول های نظامی و فناوری نظامی برتر جهان جنگیدیم و سرجایشان نشاندیم. -اینجا غول های نظامی را با سلاح بومی عقب راندیم و در فتح خرمشهر چنین نبود. -اکنون با تلفات انسانی بسیار کمتر جلوی دشمن ایستادیم و پیروز شدیم. -انروز در گوشه ای از کشور جنگیدیم و پیروز شدیم اما امروز در جنگی به وسعت سراسر ایران و غرب آسيا جنگیدیم -آن روز پیشانی جنگ یک کشور بود اما اکنون با ٨ کشور مستقیم جنگیدیم و ١۴ پایگاه آمریکا را نابود کردیم. -در چشم جهان آن پیروزی باور پذیر بود اما این پیروزی بهت اور و حیرت انگیز بود .-آن جنگ به تحریک غرب و شرق بود اما این جنگ با خود غرب و راس استکبار بود که در۶٠ سال گذشته نمونه ندارد. @dr_ganji
وقتی عربستان،امارات، مصر،اردن،قطر، کویت،بحرین،ترکیه،پاکستان که عمدتا می خواهند جمهوری اسلامی یک روز هم نباشد در یک شب با ترامپ تماس می گیرند که جنگ را آغاز نکن و توافق کن یعنی قدرتی را در مقابل می بینند که جنگ با آن ویرانگر و براندازی آن صرفا آرزو است. ا @dr_ganji
غضنفرهای بی پروا یاداشت روزنامه جوان ویدئویی از جناب غضنفری، نماینده محترم مجلس شورای اسلامی را برایم فرستادند، چند بار گوش کردم آنقدر آن را مشمئزکننده، بی‌منطق، توهین‌آمیز، تهمت‌آلود و ناآشنا با ساختار جمهوری اسلامی یافتم که ابتدا احساس کردم بر اساس هوش مصنوعی است، اما وقتی که از صحت آن یقین حاصل کردم به این نتیجه رسیدم که قبل از آنکه آن را از دریچه سیاست بفهمیم باید درک روانشناسانه از محتوا داشته باشیم. نگارنده به پزشکیان رأی نداده‌ام، اما مطمئن هستم مهم‌ترین رسالت امام خمینی در تشکیل نظام اسلامی وارد کردن اخلاق در سیاست بود. از رهبر شهید آموختیم که «در حق دشمنان‌تان هم انصاف را رعایت کنید»، از شهید عارف، دکتر چمران آموختیم که «کسی که انصاف ندارد شرف ندارد» و از امام به عنوان مرجع تقلیدمان شنیدیم که «حرف‌های‌تان را جزو اعمال‌تان حساب کنید». بر همین اساس در مناظره‌ای که با جناب زیدآبادی در آبان ۱۴۰۱ در فضای زن، زندگی، آزادی در دانشگاه شریف داشتم، ایشان گفتند حرف مثل باد است و بنده پاسخ دادم خیر، حرف در نگاه امام جزو اعمال محسوب می‌شود. البته در این وجیزه، جناب غضنفری بهانه و نقطه عزیمت است. باید برای این روند در کشور فکر اساسی کرد و قبل از ورود به محتوای بحث ایشان، از همه نیرو‌های مؤمن به انقلاب اسلامی ملتمسانه می‌خواهم وارد گود شوید و این شیوه و بساطی را که باعث پراکندگی مردم از اطراف نیرو‌های انقلاب و نهایتاً نظام اسلامی می‌شود، جمع کنید. چرا از روند‌های گذشته درس نمی‌گیریم و هرکس را که تندتر، گنده‌تر و بی‌تقواتر باشد در صدر می‌نشانیم و چرا این روند اقلیت‌ساز را انقلابی‌گری می‌نامیم؟ به میدان بیایید و هزینه دهید و از مارپیچ سکوت عبور نمایید. سخنان غضنفری قبل از اینکه اتهام به پزشکیان باشد توهین به رهبری است، در عین حال می‌دانم ایشان حاضر است برای رهبری سر بدهد، به همین دلیل رویکرد روانشناسانه به مطلب را مهم‌تر از رویکرد سیاسی می‌دانم. آقای غضنفری در جایی می‌گوید: «جناب پزشکان چرا بدون اجازه رهبری آتش‌بس را پذیرفتید.» متأسفانه عده‌ای هم از این سخنان خوش‌شان می‌آید و برای گوینده این سخنان انگیزه مضاعف ایجاد می‌کنند. برای نمونه اینجا سؤال این است که پزشکیان طبق قانون اساسی در خصوص آتش‌بس چه کاره است؟ مگر طبق اصل۱۱۰ قانون اساسی «جنگ و صلح و بسیج نیروها» با رهبری نیست؟ پزشکیان شخصاً آتش‌بس را پذیرفته است یا مصوبه شورای عالی امنیت ملی بوده است؟ اگر مصوبه شورا بوده است بدون تأیید رهبری قابلیت اجرا پیدا کرده است و بقیه اعضا خصوصاً اعضای حقیقی که منتسب به دولت نیستند، در این موضوع سکوت کردند؟ و سؤال سوم اینکه فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا یا فرمانده سپاه، فرمانده کل قوا را کنار گذاشتند و دستورات پزشکیان را اجرا می‌کنند؟ یا مثلاً از استعفای پزشکیان ترسیدند و رهبری را در حاشیه گذاشتند و با پزشکان علیه او شده‌اند؟ آیا فرماندهان سپاه چنین سیره‌ای داشته و دارند؟ در جای دیگری گفته‌اند: «چرا جلوی دستور حمله به اسرائیل را گرفتید؟» با چه مکانیزمی جلوی آن را گرفته‌اند؟ پزشکیان فرمانده کل قواست یا نیرو‌های مسلح فرمانده بالاسر خود را گم کردند؟ نمی‌دانم شاید به آقای غضنفری مشاوره دادند که اتهامات را در قالب سؤال طرح کن تا راه فرار حقوقی داشته باشی، لذا به روش سؤالی ده‌ها اتهام را مطرح می‌کند. در جایی گفته‌اند «برخلاف ادعای شما اکثریت مردم با مذاکره با شیطان مخالفند»، آیا مذاکره بدون اجازه رهبری انجام می‌شود؟ اصلاً چنین امکانی در ایران وجود دارد و اکنون قالیباف خودسرانه وارد این گود شده است؟ از قضا آنچه آقای غضنفری و دوستان هم‌جناح خود و همچنین جریان اصلاحات باید پاسخگو باشند، اینکه دو جریان سیاسی کشور نتوانستند پس از چرخش چندباره در قدرت مشکلات را حل کنند؛ لذا مردم به سمت مذاکره گرایش یافتند؛ همان مردمی که مثلاً ۶۰ درصد موافق مذاکره‌اند، در عین حال ۷۵ درصد خواهان حفظ دستاورد‌های هسته‌ای و ۸۰ درصد خواهان حفظ صنعت موشکی هستند و تشخیص می‌دهند که مذاکره به معنای تسلیم نیست، اما مشمئزکننده‌ترین بخش سخن ایشان آنجاست که خطاب به پزشکیان می‌گوید شما گفته‌اید «ما اهل جنگیم و قایم نمی‌شویم» و از این عبارت نتیجه گرفته است که شما به رهبری تکه انداخته‌ای و «قصدتان تحریک رهبری است که بیرون بیاید و ترور شود!» ببینید چطور بین یک جمله پزشکیان با رهبری ارتباط بی‌ربطی برقرار می‌کند و چطور رهبری را تحقیر می‌کند که با یک جمله پزشکیان تحریک می‌شود و تن به ترور می‌دهد! لذا ببینید که چقدر بحث بی‌منطق و بی‌ربط است. واقعاً اگر مصونیت مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای نماینده مردم چنین حرف زدن است، این مدل، مدل دینی نیست. در مدل دینی نقد در قالب امر به معروف و نهی از منکر می‌آید و ابتدا به خود فرد گفته می‌شود. اگر فرد شأن حکومتی داشت و بر راه غلط خود اصرار
کرد، سپس آن را به رسانه می‌کشانند. جناب غضنفری نمونه‌ای در این زمینه است و سابقه دارد که به جای نقد عملکرد، بار‌ها به شخصیت افراد پرداخته است. نظیر جاسوسی، بهایی، ساواکی، یهودی... اینها نقد نیست، که نابودکننده تقوای فردی است و روح و روان جامعه را می‌ساید و تولید تنفر می‌کند و متأسفانه عمده ما با نقد بیگانه‌ایم و با برچسب آشنا و متأسفانه در این زمینه بعضاً صدای کف و سوت هم تهییج‌مان می‌کند. قبلاً چنین فرهنگ و چنین آسیبی نداشتیم که اگر فردی از جایگاه حقوقی‌اش نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب نوشت و مطالبی را در حوزه کاری خودش یادآور شد یا نظری خواست، او را متهم به خیانت و توطئه و همسویی با دشمن و نفوذ بکنیم، به طور مثال وقتی آقای محسن رضایی در پایان جنگ نامه نوشت که ادامه جنگ مستلزم این امکانات است، کسی او را خائن ندانست. کسی او را اهل اینکه از جنگ ترسیده است، ندانست. آن موقع چنین فرهنگی نداشتیم. متأسفانه اگر کسی در حوزه کاری خودش نظر کارشناسی بدهد، او را متهم به خیانت و توطئه می‌کنیم. بنابراین باید به خدا پناه برد. پذیرفته نیست، اگر یک مسئولی به رهبری نامه‌ای بنویسد یا نظرات کارشناسی بنویسد، یا راه‌حل بخواهد یا موضوعی را یادآور شود، ما او را خائن بدانیم. البته بعد از اینکه رهبری تدبیر خود را در آن موضوع ارائه کردند، اگر رئیس‌جمهوری همچنان بر مسیر خود اصرار دارد، طبیعی است که آن موقع ملت جلوی او خواهند ایستاد. همان‌گونه که جلوی بنی‌صدر ایستادند. اما آنجایی که دستوری از رهبری می‌آید و رئیس‌جمهور تمکین می‌کند و خودش را تابع می‌داند و این را رسماً اعلام می‌کند، ما نباید به صورت مشکوک با مسئله برخورد بکنیم. آقای پزشکیان را صاحب خصلت ایستادن مقابل رهبری نمی‌دانم. شاید در عرصه مدیریت کشور رئیس‌جمهور اشکالاتی داشته باشد - که حتماً دارد-، اما او «من» ندارد، نفاق ندارد و شأنی برای خود قائل نیست. امثال غضنفری ظاهراً باید رئیس‌جمهورشان حسن روحانی باشد تا از سر تا پای نظام را به سخره بگیرد و متلک بیندازد. شاید آن روز قدر امثال پزشکیان و ایضاً شهید رئیسی دانسته شود. @DR_GANJi_
و پهلوی چی ها قبل جنگ: ترامپ حمله کن،جنگ با جمهوری اسلامی است،به کمک مردم بیا ،براندازی را تسریع کن. همان ها بعد از جنگ:ترامپ خدا لعنتت کند موجب انسجام داخلی شدی و جمهوری اسلامی را تثبیت کردی و سالها مبارزه ما را نابود کردی!اینها اولین گرفتار شدگان در جنگ شناختی هستند که خود راه انداخته بودند. @dr_ganji
رهبر معظم انقلاب امروز در سالروز تشکیل مجلس شورای اسلامی فرمودند: "شکر موهبت عظیم وحدت ملّی، اهتمام آحاد ملّت خصوصاً نخبگان فکری و سیاسی از جمله نمایندگان مجلس به صیانت از این وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوت‌های اجتماعی است" حالا همان هایی که مدعی هستند نفر اول پشت سر رهبری ما هستیم برای فرار از این عبارت دست به چه توجیهاتی نمی زنند!.مثلا می گویند:آقا که نگفت نقد نکنید و از همین نقطه دعوا را حفظ می کنند. @dr_ganji
روزنامه فایننشیال تایمز با انتشار تصویر یک نفر عربستانی با دستار و لباس عربی ،وی را مالک شبکه امنیتی معرفی کرده است.حتی اگر مالکیت هم صحیح باشد،این شبکه بعد از برقراری مجدد رابطه ایران و عربستان ،ضمن پیوستگی علنی به پهلوی،شورای سردبیری اش به دعوت اسرائیل به سرزمین‌های اشغالی فلسطین سفر کردند و پول و راهبرد و سیاست گذاری به موساد واگذار شد.فراموش نکنیم!بازوی رسانه ای موساد است.یک استودیو هم در بیت المقدس دارد. @dr_ganji
مثلث پیروزی در جنگ رمضان سرمقاله روزنامه جوان-عبدالله گنجی دلایل ریز و درشت زیادی وجود دارد که تحلیلگران خارجی و داخلی با استناد به آنها پیروزی و ایستادگی جمهوری اسلامی در مقابل غول‌های نظامی و فناوری اطلاعاتی امریکا را تحلیل می‌کنند و در بهت و حیرت هستند. اما تفاوت بین میزان قدرت دو طرف و اساسی‌ترین عوامل پیروزی ملت در محاصره اقتصادی ایران چیست؟ شاید در ذهن هر کس دلایل آن به صورت سازمان‌نیافته وجود داشته باشد، اما در بین همه دلایل و تدابیر، سه مورد نقش اساسی و تمام‌کننده داشته و دارد که امید است در آینده مورد توجه اندیشکده‌ها و مراکز مطالعات علمی و نظامی قرار گیرد. این سه اصل، البته در عرف امروزی، قدرت نرم و سخت جمهوری اسلامی را توأمان شکل می‌دهد و از قضا دو مورد آن جنبه فرهنگی دارد و خاص ایران و تشیع است. ۱. مبانی و تجربه تاریخی ایرانیان، و خصوصاً تشیع، تجارب ذی‌قیمت تاریخی دارند. از خون دل‌های علی علیه السلام (که در کتاب الغارات و نهج‌البلاغه در دسترس است) تجربه آموخته‌اند که چطور اسطوره مبارزه و تقوا و عدالت آن‌گونه زمین‌گیر شد که در ادبیات امروزی ما می‌آید «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» یا داستان کربلا و از همه دردناک‌تر داستان تلف شدن توابین کربلا که عدم عمل به موقع و آسیب‌های آن را مرتب به نسل‌های متمادی گوشزد می‌کند. چرایی به مسلخ رفتن حسین بن علی (ع) آویزه گوش ماست و از قضا اگر طلایی‌ترین دوران ایران پس از اسلام و قبل از انقلاب اسلامی را دوران صفوی بدانیم، باز به برکت همین استفهام از مکتب عاشوراست. این مبنا آن قدر مهم است که رهبر شهید ما چند روز قبل از شهادت یادآور شدند که «ملت ما درس‌های عاشورایی خود را خوب بلد است» و داستان بیعت حسین و یزید و غیرممکن بودن آن را یادآور شدند. گزاره‌هایی مانند «عدم سازش» یا «خون بر شمشیر پیروز است» یا «شهادت مرگ تاجرانه است» یا «در مکتب ما هر دو (شهادت و پیروزی) پیروزی است»، ادبیات استقامت، تجربه تاریخی و اعتقادی ایرانیان امروز است. قاعده قرآنی «نفی سبیل» را نیز باید از مؤلفه‌های مهم این بخش دانست. ۲. ماهیت حقیقی جمهوری جمهوری اسلامی دو ماهیت یا دو ساخت یا دو هویت دارد: یک ماهیت حقوقی است. ماهیت حقوقی و ساختار‌های حاکمیت در همه جای دنیا هست و در ایران نیز مشابه آن وجود دارد. اما ماهیت دیگر آن، ماهیت حقیقی است که مظروف آن ماهیت حقوقی به حساب می‌آید. از قضا همه کینه دشمنان نیز معطوف بر این ماهیت است. رهبر شهید، جمهوری اسلامی منهای حاکمیت حقیقی را مانند دندان پوک و زیبایی می‌دانستند که با اولین ضربه سخت فرو می‌پاشد (۲۴/۹/۱۳۸۷ دانشگاه علم و صنعت) و معتقد بودند آنچه جمهوری اسلامی را در مقابل توطئه‌ها و خباثت‌ها نگه داشته است، همین ماهیت حقیقی است. ماهیت حقیقی جمهوری اسلامی همان اهداف انقلاب اسلامی است که مانند شاقول یا ترازو، کجی‌های جمهوری اسلامی را بدان می‌بندند تا صاف شود. وقتی به جمهوری اسلامی نقدی می‌شود، ناخودآگاه شاخصی که این نقد را به میدان می‌آورد، همان مؤلفه‌های اصلی انقلاب اسلامی است. ملت مبعوث‌شده ایران در روز‌های جنگ اصلاً برایشان مهم نبود که رئیس‌جمهور کیست یا رئیس مجلس کیست یا فرمانده سپاه یا وزیر کیست و شاید حتی فرقی نمی‌کرد که رهبری بعد از رهبری شهید کیست و ۱۰ روز خود در غیاب رهبری، رهبری کردند؛ چراکه راه را تشخیص دادند و افراد در مسیر این راه گرچه بسیار مهمند، اما اساس راه را منهای اشخاص شناخته‌اند. راه انقلاب اسلامی، معتبرترین مؤلفه بسیج‌گری در جمهوری اسلامی است که همان آرمان‌های امام و انقلاب اسلامی است و در نگاه امام «تمام مقصد ما مکتب ماست» تعریف شده بود. امروز مؤلفه محرکه در قطب‌بندی گفتمانی صالحان و فاسدان، فقر و غنا، استکبار و استضعاف، همین ماهیت حقیقی است. راه شهیدان انقلاب و جنگ تحمیلی و خون رهبر شهید... همگی مؤلفه‌های قدرت‌سازی بوده و هستند که در محاسبات دشمن شناخته شده نیستند. به همین دلیل دشمن علت حضور ملت در میدان‌ها را دریافت پول و بنزین و امثالهم می‌داند، چون شناخت و شاخص و شاقول آنان صرفاً ماتریالیستی است. ۳. دوراندیشی نظامی دوراندیشی فرماندهان سلف در حوزه سلاح‌های آفندی از رمز و راز‌های اصلی پیروزی است. البته دنیای مادی و غرب این بعد جنگ و پیروزی را ملموس‌تر درک می‌کند، اما ما نیز بدان توجه ویژه کردیم. دوراندیشی در ساخت سلاح بازدارنده و هجومی در کمتر از ۴۰ سال از یک سو و دوراندیشی در تعبیه و نگهداری آن از سوی دیگر، دو برگ زرینی هستند که در مدیریت نظامی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی ثبت است. اگر این تعبیه (شهرک‌های موشکی و پهپادی) به گونه‌ای بود که با این حجم از بمباران‌های B۵۲ و B۲ و بمب‌های سنگ‌شکن از میان می‌رفت، باید دستمان را بالا می‌بردیم و این خود نشان می‌دهد که ایمان منهای ابزار هم به تنهایی نمی‌تواند در جنگ تعیین‌کننده
باشد. دشمن از سرزمین‌های اشغالی و ناحیه امریکا روی هم ۲۳ هزار بار ایران را بمباران کرد که بیش از ۵۰ درصد تمرکز بر شهر‌های موشکی بود. طبق اطلاعات نگارنده، فقط یک شهرک موشکی بیش از ۳۷ بار بمباران شد. اما به گفته سیستم اطلاعاتی امریکا و رسانه‌هایی مانند سی‌ان‌ان و نیویورک تایمز، ۷۵ درصد موشک‌ها و ۷۰ درصد لانچر‌ها سالم هستند. اخیراً اعلام کردند از ۳۳ شهرک موشکی، ۳۰ مورد آن کاملاً عملیاتی است. این تعبیه و دوراندیشی در قبال آن حجم بمباران سنگین و موشک‌های سنگرشکن از نقاط عطف در پیروزی نظامی ایران است. پاداش چنین انسان‌هایی قطعاً شهادت بوده و هست، اما یادگار‌های آنان که در میان ما هستند، باید مورد توجه مسئولان جمهوری اسلامی باشند. اینها ستارگان آبروساز و آبروبخش ملت ایران هستند و الحق ملت ما نیز سپاسگزار چنین فرزندانی بوده و خواهد بود. این سه ضلع، مؤلفه‌های اصلی پیروزی ماست که حیرت جهانیان را به دنبال داشته است. ابعاد دیگر (نظیر تدابیر، تاکتیک‌ها و سیاست‌ها و هزینه‌ها) نشئت گرفته از همان سه اصل اساسی است. رهایی هر که از هر یک از این سه مؤلفه، موجب خسران برای آیندگان خواهد بود. باید بدانیم که مؤلفه‌های فرهنگی ایرانی- اسلامی در تراز سلاح برای مقابله با دشمنان معتبر و مؤثر است. @DR_GANJi