به بهانه هفته فراجا، ضمن تبریک به این عزیزان،
دو سوال مرتبط به پلیس و جنگهای اخیر.
مگر مساله اعلام شده آمریکا -صهیون در شروع جنگ با ایران هسته ای و موشکی نبود؟ پلیس چه نسبتی با این دو مساله دارد؟
چرا در جنگ١٢ روزه مراکز پلیس بمباران شد و شهدای پلیس سه برابر شهدای ارتشی است که وسط جنگ بود؟
آنچه راز طراحی ببرونی١٨و١٩ دی ماه را بر ملا می کند و براندازی را اصل و هسته ای را فرع ماجرا می کند اینکه:چرا وجه مشترک جنگ ١٢ روزه، دو روز دی ماه و جنگ رمضان حمله به مراکز پلیس است؟
در١٨ و١٩ دی ماه با حمله به٧٢٩ کلانتری و مرکز انتظامی همان ماموریتی دنبال می شد که در آن دو جنگ با بمباران انجام می شد! چرا وجه مشترک هر سه پلیس است؟
این نشان دهنده اتاق فکر مشترک هر سه جنگ است.اما تلاش می کنند دو روز دی ماه را به عنوان"اعتراض مردم" فاکتور کنند.در جنگ رمضان بمباران کلانتری های تهران و منطقه کردی-سنی ایران بیشتر از نقاط دیگر کشور بود.پس هسته ای چی شد؟
ملت ما فریب جنگ شناختی را نخورد.
@dr_ganji
جناب مهندس باهنر را فردی ریشه دار در انقلاب اسلامی، با اصالت از نظر خانوادگی و با تجربه از نظر سیاست ورزی می دانم.
در دوران حاکمیت ادبیات موسوم به چپ-راست، همه می دانند که وقتی می شنیدی"جناح راست" حتما دو نفر اولی که تصور شما را به تصدیق تبدیل می کرد باهنر و ناطق نوری بودند.
صحبت های، ٣،۴سال اخیر ایشان- و ایضای خیلی افراد مشابه-متفاوت از گذشته است تا جایی که به خود اجازه می دهد متاثر از شبکههای اجتماعی خبری غیر واقعی در باره خانمی که در تراز ایشان نیست منتشر کند.خانم ابوطالبی چرا باید دغدغه باهنر باشد؟ با او دنبال اثبات چیست؟ نفوذ اسرائیل را در تجمعات شبانه گوشزد کند و...
با این مقدمه و به بهانه ایشان به قاعده ای که چند سال است به باورم تبدیل شده اشاره می کنم.
به این باور رسیده ام و حاضرم قسم هم بخورم که٩٩ درصد کسانی که سابقه ای در نظام و انقلاب دارند و از جایی شروع به نیشگون گیری می کنند و نوعی ناراحتی در لحن و کلامشان مستتر هست، نقطه عزیمت این رفتارشان یک "مساله شخصی"هست و صرفا مثل یک روزنامه نگار نقد نمی کنند و گذشته شان هم چنین نبوده است.
مثلا رد صلاحیت، مساله قضایی برای خود یا بستگان،عدم انتصاب در فلان زمان و فلان مسولیت، حذف شدن از مرکزیت جریان، در اولويت قرار نگرفتن نسبت به فلانی که قبول ندارد، دیده نشدن و محل مشورت قرار نگرفتن، به فلان جلسه دعوت نشدن، ازش دفاع نکردن در فلان هجمه سیاسی، بی توجهی بهش در فلان تلاش لابی گرایانه و....
خلاصه ریشه کار دلسوزی محض برای خدا نیست.
عاقبت بخیری از اصلی ترین دغدغههای یک مسلمان مقید است و همه سکنات و حرکات خود را در نسبت با این موضوع تنظیم می کند.
@dr_ganji
رهبر شهید بیش از ۴۵ سال امام جمعه تهران بود.
به یاد و نام او چقدر خوب بود فرزندش آیت الله سید مصطفی خامنهای به ائمه جمعه تهران افزوده می شد.
چارچوب و شروط رهبر شهید برای فرزندان هم نفی نمی شد.زیرا نه فعالیت اقتصادی است نه آورده دنیوی دارد. از سوی دیگر به وزانت این تریبون افزوده می شد.خطابه و وعظ جزو وظایف ذاتی عالمان واقعی دین است.این مهم نیز محقق می شد. به امید آن.
@dr_ganji
ترکمانچای و رئالیسم ظریف
سرمقاله روزنامه جوان -عبدالله گنجی
صوتی از دکتر ظریف دیدم که برای اولین بار پس از ۲۰۰سال، عهدنامه ترکمانچای را (که بسیار کماهمیتتر از عهدنامه گلستان است) تصمیمی عقلانی، برای حفظ قزوین و تهران دانسته و مثال مکمل هم آورده است که پای دیابتی را قطع میکنند تا اصل حیات استمرار یابد.
متأسفانه در واکنش به این سخنان، برخی که نقد بلد نیستند، عصبانی میشوند و رگ گردن برجسته و باب برچسب و توهین-که از قضا خدمتی هم به ظریف است- باز میشود.
اما چند نکته:
حرف ظریف را اگر امروزی و اکنونی بفهمیم یعنی چه؟
یعنی برای حفظ ایران- و ایضاً جمهوری اسلامی -چیزی را واگذار کنیم. محل و مصادیق منازعه چیست؟ هستهای، جزایر سهگانه، موشکی، ابراز برائت از حزبالله لبنان و یمن.
آیا ما در شرایط و مرحلهای هستیم که باید چنین کنیم؟ یعنی در شرایطی هستیم که اگر جزایر را ندهیم باید بندرعباس و بوشهر را بدهیم؟ آیا در شرایطی هستیم که اگر اساس هستهای را ندهیم باید نظام و ایران را بدهیم؟ حتماً خیر! چون ابعاد توانمندی تکنولوژی نظامی بومی ما اکنون (برخلاف دوران عباس میرزا) در اوج است.
ظریف میداند که تنها بند ترکمانچای که به نفع ایران است از همهاش خفتبارتر است: «روسیه متعهد میشود از ولیعهدی عباس میرزا حمایت کند.» یعنی مسئله خاندان وقت قاجار خودشان بود نه اراضی ایران. خاندان قاجار ترکمانچای را با هدف یک دستاورد شخصی- خانوادگی برای استمرار در حکومت ایران امضا کردند. آیا اکنون ما اینگونهایم؟ ما بالاترین شخصیت کشور یعنی آقای شهید را دادهایم که ترکمانچای امضا نکنیم و این برعکس قاجار است.
ظریف لابد میداند که آن روز، حاکمان مالک هم بودند و نظام موجود ارباب -رعیتی بود. امروز مردم مالک و حاکمان، مستأجر هستند؛ بنابراین آن روز یعنی سال ۱۲۰۶ شمسی کشور- ملت به معنای بعد از مشروطه وجود نداشت و مردم حاضر نبودند برای اینکه ملک پادشاه بماند، بجنگند. آیا کسی شنیده است کرمانیها، اصفهانیها، شیرازیها، عربهای ایران، لرها، بلوچها در دو طرف رود ارس شهید شده باشند؟ خیر! حتی فتوای جهادیه سید محمد مجاهد و کاشف الغطا در بسیج مردم تأثیر ملموسی نداشت.
اما اکنون فقط ۸۰۰ جوان سیستانی از منتهیالیه شرق کشور، داوطلبانه و عاشقانه در منتهی الیه غرب کشور یعنی ایلام و خوزستان شهید شدهاند و نزدیک ۲۳۰ روز است ملت ایران از آبادان تا سرخس، از چابهار تا ماکو، در خیابان ایستادهاند و امام فرمود ملت ما بهتر از ملت رسولالله در حجاز و ملت امیرالمؤمنین در کوفه است. آیا اینهمانی حال و آن روز قاجاریه درست است؟
ایران آن روز، تکنولوژی نظامی نداشت و این ضعف بزرگ ویرانگر بود، امروز امریکا - صهیون فقط ۱۱هزار بمب روی شهرهای موشکی ایران انداختهاند و دست از پا درازتر برگشتهاند و ناامید از نابودی توان تکنولوژی نظامی- بومی ایران هستند.
آن روز معرکهگردان انگلیس بود، امروز، همانگونه که امام در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل گفت، «مسئولین ایران به اتکای خود و ملت خود تصمیم گرفتهاند و از کسی اجازه نمیگیرند.»
مقایسه عقلانی دکتر ظریف طبق نظریههای بینالمللی موجود در کتب اشتباه نیست و با نظریه رئالیسم همسو است، اما ما با ایستادگی خود «رئالیسم تهاجمی» دشمن را بیخاصیت کردهایم. مشکل ظریف ندیدن «تعینهای محیطی» مبتنی بر بوم امروز ایران است. انشاءالله سر از کتاب ترجمه بیرون بیاورند.
@DR_GANJi